بییییییی شررحححححححح
از زبان مرینت: رفتیم با ادرین خونه. چشمامو بستم و خوابم برد. بیدار شدم داخل خونه قبلیمون بودم. تیکی با حالت کوامی رو میزم بود و عکس های ادرین به دیوار. تقویم رو نگاه کردم. سال ۲۰۱۶ بود😱 این یعنی...
یعنی ازدواجم با ادرین هم.. همش خواب بود😢دست زدم به تیکی. یکدفعه پودر شد😱😨 ای.. اینجا چ خبره؟ از خونه رفتم بیرون اما اونجا پاریس نبود😱دور و برم رو نگاه کردم. همه لباس هاشون مال دوران قدیم بود و با تعجب نگاهم میکردن. اهمیت ندادم. پرسیدم: مدرسه کجاست؟ همه: مردسه؟ مرینت: همون جایی که درس میخونن. همه: اها مکتب رو میگی. اونجاست. مرینت: م. مکتب😨
تصمیم گرفتم برم خونه الیا اما یه دختر شبیه الیا با لباس عجیب دررو باز کرد. یکدفعه یه زن شمشیر به دست شبیه کاگامی سوار بر اسبم کرد و باهم رفتیم یه جای سرسبز. مرینت: اسمت کاگامیه درسته؟ کاگامی: اره. من شمارو میشناسم؟ مرینت: نه درواقع تو این دنیا من شمارو میشناسم.
کاگامی: کدوم دنیا؟ چشماتو باز کن😈💖
بکوب رو لایک
بایییییی باییییییـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نتیجه 1
🥩🥩🥩🥩🥩🥩🥩🥩🥩🥩🥩🥩🥩🥩🥩🥩🥩🥩🥩🥩🥩 (خل شدم رفتتتت)
نتیجه 2
👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤👩🏻🎤🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️
نتیجه 3
🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️
نتیجه 4
🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️
واقعا ممنونم که گذاشتید خیلی عالی بود لطفا پارت بعدی را هرچه سریع تر بزارید ممنون میشم💖💖💖💖💖💖💖💖💜💜💜💜💜💜💜💜💜❤❤❤❤❤❤❤❤❤💝💝💝💝💝💝💝
الکی دارید میگید کاملیا مرد چه شوخی مزخرفی
لطفا به خواهر من تهمت دروغ نزن وگر نه با من طرفی😾
تو که هیچی نمیدونی حرف نزن
چی ششددددد 🤯🤯🤯؟؟؟؟؟ عالی بود اما چه اتفاقی افتاد لطفا سریع تر پارت بعد رو بزار
لطفا به تست من هم سر بزنید
خیلی خوب بود