6 سال پیش 10 اسلاید 120 مشاهده

اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (4)
  • سلام دوستان من امروز کل نظرات رو خوندم منظورم مال بازگشت معجزه آسا هستش گفته بودین ادامه بدم ولی ببخشید من داستان دوممو گذاشتمونمیتونم اونو ادامه بدم این داستانو کشش میدم طولانی بشه بعدش اگه خدا بخواد داستان بعدیم مال میراکلسه امید واذم البته لطفا نظر بزاری و به من بگید که غلط املایی شونو تموم کردن یا نه بازم میگم من داستان قوه تخیلش پروفایلش همه چیزش منم فقط نوشتنش با اون دوتا یعنی دختر خالم که ۹ سالشه با پسر خالم من به این دوتا اعتماد دارم که بهشون میگم بنویسن چون هیچوقط نمیشینن پیش بقیه رازامو بگن و منم رازاشونو میدونم و باهم دوستیم پسر خالم هم نه سالشه ولی این دوتا باهم خواهر برادر نیستن خودتون بقیشو میدونین و بگم داستانمو دوست داشته باشین اگه تنوعش کم بود بگید و پیش آشناهاتون معرفی کنین فقط بگم پارت های بعد که در انتظارشونین عاشقانه میشه و کمی هیجانی من اگه پارتارو دیر گذاشتم لطفا ناراحت نشین من بخواطر درسام نمیتونم بعضی اوقات داستان بسازم دوم من وقتی تو خونه تنها میشم داستانو میسازم البته تو زهنم سوم من همیشه اون دوتا پیشم نیستن ولی من سعی میکنم شب خونه هاشون بخوابم یا اونا خونه ما بمونن که بتونین بنویسیم این یکم درباره داستان بود

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان