
سلام.از همگی واقعا بخاطر دیر گذاشتنش عذر خواهی میکنم💙💙💙
همشون با نگاه متحیر بهم نگاه میکردن.دیپر ریورس:《تو سر به سر لوسین گذاشتی؟نکنه عقل نداری؟》دیپر فایت:《خیالت تخت .هر چی نباشه از تو بیشتر داره》دوباره داشت دعوا میشد ولی میسو صحبت کرد و مانع شد :《چه فکری توی سرت داری؟فکر کنم خودت بدونی که لوسین راه های ورود به بعد خودت رو مسدود کرده》سرم رو تکون دادم:《میدونم ولی باید مطمئن بشم کسی بخاطر من آسیب ندیده باشه》نگهبان آبی:《میفهمیم که چی میگی و درک میکنیم ولی کاری که میخوای انجام بدی تو این شرایط غیر منطقیه.حتی اگر خانوادت در امان باشن .تو با رفتن پیششون همه چیز رو خراب و پیچیده میکنی.بیخیال این نقشه شو .جواب نمیده.
گفتم:《پس میگید من چیکار کنم؟اگر من نمیتونم شما میتونید برید و خبری از خانواده ام بیارید؟》دیپر ریورس با کف دست زد تو پیشونیش:《فکر کنم تو متوجه ی منظورشون نشدی اونا نمیگن تو نمیتونی بری به خودت خودت.اونا میگن هیچکس نمیتونه بره چون راه هایی که به بعد خودت ختم میشده بسته شدن》سرم رو پایین انداختم:《اون منو میخواد شاید بتونم معامله ای باهاش بکنم》میبلی که لباس قرمز پوشیده بود و فکر کنم بهش میبل فایت میگفتن به حرفم واکنش نشون داد:《نکنه شهاب سنگی چیزی به مغزت خورده و مغزتو جا به جا کرده ؟ البته برادر من تو هر بعدی به نحوی خله ولی نه در این حد》صاف تر از قبل ایستاد:《درسته موازیه خواهرتم ولی بازم حاضر نیستم برادرم از یه بعد دیگه رو از دست بدم》میبل ریورس دستاشو بهم مالید:《خب داشتی یه چیزایی درباره ی خانوادت بلغور میکردی.میخوای معامله کنی اره؟بهم بگو خانوادت چقدر برات ارزش دارن.حاضری چه چیزایی رو براشون فدا کنی؟》قاطعانه بهش خیره شدم :《هر چیزی که باشه رو براشون فدا میکنم》
این سری روح کهکشان پرید وسط:《معامله بی معامله فهمیدین چی گفتم؟》میبل ریورس دستاشو به نشونه ی تسلیم بالا گرفت:《هر چی تو بگی.دیگه وقت رفتنه》دیپر ریورس موقع دست دادن یه کارت رو توی دستم جا داد .دیپر فایت نفس عمیقی کشید و خودشو رو مبل پرت کرد:《ببینید کی گفتم آخر سر ریورس ها برامون دردسر میشن》میبل فایت یه چشم غره همراه لبخند بهش رفت:《تو اخه از کجا میدونی نابغه ی هسته ای؟》دیپر فایت:《خب کاملا واضحه اونا ذات پلیدی دارن》نگهبان آبی یکی از دستاشو به معنای موافقت بالا برد :《حق با اونه .اونا نابکارن.باید حواسمون بهشون باشه فکر کنم در آینده یه مبارزه باهاشون داشته باشم.》میسو :《داشته باشی؟فعلت مفرده درستش کن.داشته باشیم.عمرا بزارم بدون من مبارزه کنی .شاید بلاخره تو این مبارزه معلوم شد مبارزه ی من بهتره یا تو.یه رقابت ، نظرت چیه؟》
نگهبان ابی :《همچینم بد نیست.ببینیم حمله ی سه جانبه ی تو میبره یا ابعاد بر من》شاهزاده رویا دستشو روی شونه ی نگهبان آبی گذاشت:《بریم خونه؟》گفتم :《یه نقشه دارم باید برم عملیش کنم .بابت همه چیز ممنون》روح کهکشان:《مطمئنی که کمک نمیخوای؟》گفتم :《آره ممنون》شاهزاده رویا بغلم کرد:《موفق باشی 》از هم جدا شدیم :《ممنون》خواستم برم ولی یاد یه چیزی افتادم:《چه جوری میتونم از اینجا به یه بعد دیگه برم》شاهزاده رویا قیچیه عجیبی رو توی دستم گذاشت :《۲ راه وجود داره.یک:رود شاینی اسلیپ. دومی هم قیچی ابعاد》پرسیدم :《پس اون دری که ازش اومدم چی؟》میسو جوابم رو داد:《اون یک معبر بود .معبر ها بلیط های یک طرفه هستن.اگر یک جا باشه و یک نفر ازش عبور کنه جاش عوض میشه.بعلاوه معبر ها راه های رفت و آمد پری ها و جن ها هستن》
از همه خداحافظی کردم .از قیچی استفاده کردم و دروازه ای باز کردم .پس به اینجا میگن ریورس فالز،محشره.حیف که وقت گشت و گذار ندارم باید به آدرس روی کارت برم.به آدرس رفتم یک عمارت بزرگ بود.در خیلی ناگهانی انگار کسی منتظرم باشه باز شد.رفتم داخل،خدمتکاری تا پله ها منو همراهی کرد.قبل از اینکه بره گفت:《بفرمایید توی زیر زمین هستن توی کارگاه عجایبشون منتظر شما هستن》تشکر کردم و پایین رفتم
عذر میخوام که طول کشید و کم بود سعی میکنم پارت بعد بیشتر باشه.بای بای💙💙💙💙
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خیلی عجیبه اصلا نمیتونم از هم تشخیصشون بدم من بعد های زیادی رو میشناسم ولی همش شخصیت ها رو قاتی می کنم و درکش سخته
ببخشید شاید بخاطر بد نوشتن منه🙏🙏🙏
عالیییییییییییییی بود
شاهزاده ی رویا قیچی ابعادش کجا بود؟😂ای وای نکنه مالمنو برداشته؟!آها راستی یادم رفت بگم من یه قیچی ابعاد دارم و باهاش میرم به بعد شکلات!😂ولی دور از شوخی خدایی قیچی ابعادش کجا بود؟😐😂
از خودش بپرس🤣🤣
من فقط یه نویسنده ام اتفاقات اصلی پیش اونا میفته
من یه جورایی فقط اون اتفاقات رو ثبت میکنم نه چیز دیگه ای
ای بابا حالا من از کجا گیرش بیارم؟😐من فقط بلدم با قیچیم برم به بعد شکلات بلد نیستم به بعد دیگه ای برم چجوری برم پیشش؟😂
نمودانم😂😂😂
😂ای بابا😂
عالیییییی 🤩🤩🤩
زووووود پارت بعد رو بزار
💙💙💙💙
ممنون💙💙💙💙
چشم💙💙💙
😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍💙💙💙💙💙💙👌👌👌🖒🖒🖒🖒
مرسی اجی💙💙💙💙
سریع بعدیو بنویسسسسسسسسسس عالی بود
ممنون💙💙💙💙
جلالخالق 😶
تا حالا از داستانی زیاددی ذوق نداشتم ،، خیلی دارکه لامصب 😶
خیلی عالی بود 😘
شاهزاده رویا قیچی ابعاد رو از کجا آورد 😂 نکنه از استار دزدید 😂
ممنون💙💙💙
احتمالش زیاده😂😂😂از میبل هیچ چیز بعید نیست 😂😂😂
واقعا جلل الخالق😂😶
نفرینی چیزی رو لا به لای کلماتت یا جملاتت نوشتی؟😂💔
من یکی خودم خیلی مشتاق قسمت بعدیم💛
ممنون نویسنده💙💙💙💙
و در ضمن نویسنده جان نمیخوای دیگه بنویسی یا تابستون مینویسی؟
سکوت علامت رضاست فقط نمیدونم به کدوم یکی از حرفات رضایت داد،،،به اونی که گفتی دیگه نمینویسی یا اونی که گفتی تابستون مینویسی😐😂
من خودمم نفهمیدم میبلی🤭🤭
عجب😂
عالی*^*
ممنون 💙💙💙💙
عالی بود 😘
ممنون 💙💙💙💙