♥♥♥پارت 2♥♥♥
پارت 2 نام رمان=با عشق تمیز کن
از زبان ا/ت *تو راه برگشت متوجه یه چیزی توش (تهیونگ) شدم اونم این که اون وقتی به چیزی یا کسی برخورد می کرد شاید به اندازه یک بطری ضد عفونی کننده روی خودش خالی می کرد اون اخلاقش کن را شوکه کرد*
*رسیدیم توی ساختمان*......... ته_من دیگه میرم خونه..... (یه نکته= اون طبقه بالای ما زندگی می کنه)......... کوک و من= باشه مراقب باش😘👋🏻👋🏻👋🏻👋🏻
*خونه*......... کوک_من میرم دوش بگیرم........... من_باشه
*بعد از 30 دقیقه*............ من_کوک!چرا تهیونگ اون جوری بود............. کوک_چجوری؟......... من_وقتی به اون مرد توی خیابون برخورد کرد نصف بطری را خالی کرد رو خودش........... کوک_آهان🤣اون وقتی بچه بود یه اتفاق ید براش افتاد ولی نمی دونم چرا هیچ وقت نمیگه چه اتفاقی بود🤨☹️................ من_اوکی.............. جنی(خواهرم)=وای شما چقدر سروصدا می کنید😡🥱............. من و کوک= وایییییییییییییی!!!!!تو خونه ای؟؟؟😨.............. جنی=🤣🤣........... من و کوک=نخند سکته زدیم😔😔............. جنی= باشه ببخشید🥺🤣راستی در باره چی حرف می زدین؟؟................. کوک= درباره تهیونگ
جنی=کی؟تهیونگ!!!.......... من=آره ........... وای نبودی ببینیش!خیلی شیک بود جنی=خیلی خب فردا میبینمش دیگه😒........... کوک=من برم درس بخونم فردا امتحان داریم....... من=امتحان؟؟............ کوک= آره😏والا تو خواب بودی معلم گفت......... جنی=ا/ت!!تو دوباره خوابیدی🤯🤯😡😡😡😡.............. من=ببخشید🥺😞
پارت بعد و بزار قشنگم.
زیادم اگه میشه بنویس ممنون
پارت بعد در حال بررسی☺♥
من کلا این داستان را بعضی از پارت هاش را کم نوشتم و بعضی ها خیلی بلند ولی اوایل کلا کمه♥♥