سلام اینم پاره سه عکس پاره ساتراپه
راستی دوستان ساراپ همه چز رو به مرینت گفت کفت که عاشق کی شده و.....
بعد از مدرسه
از زبان تیکی به مرینو گفتم مرینت به نظرت ممکنه که پدر آدرینا و آررین هاک ماث باشه گفت نه تیکی این چه حرفیه که داری میزنی اونم یه بار شرور شده گفتم درسته که یه بار شرور شده امه اون دخترشو که سازنه کوامی هست رو زندانی کرد فقط کسی که یه کوامی داشته باشه متوجه این موضوع میشه مرینت گفت ممکنه
از زبان مرینت تیکی راست میگفت باید میفهمیدم پس تبدیل شدنو به گربه پیام دادن و روی برح ایفل باهاش قرار گذاشتم
از زبان کت نوار پیام لیدی باگ رو دیدم و رفت رو برج ایفل اون بهم در مورد پدرم باهام حرف زد و دلیل هم آورد ما یواشکی وارد اتاق کار پدرم شدیم و متوجه شدیم که..
از زبان لیدی باگ وارد اتاق آقای اگراست شدیم متوجه یه اتاق در زیز زمین شدیم به هر زحمتی بود وارد اون اتاق شدیم حاک ماث اون جا بود....
از زبان حاک ماث یه صدایی اومد برگشتم دیدم لیدی باگ و کت نوار پشتم هستن گفتم شماها این جا چی کار میکنید لیدی باگ گفت آقای آگراست برای چی این کار رو میکنید گفتم دلیلی ندارم به تو حواب پس بدم من برای قدرت ابدی این کار رو میکنم ادرینا که پشت لیدی باگ و کت نوار بود گفت....
از زبان کت نوار آدرینا گفت برای همین مادر رو کشتی برای قدرت ابدی نفر بعدی که قرار قربانی بشه کیه برای قدرت ابد تو
از زبان لیدی باگ تعجب کردم اون خودش زنشو کشته خدای من ادرینا ادامه داد تو میخوای بعد که به قدرت ابد رسیدی مادر رو برگردونی تو میدونی من چه قدرتی دارم و زمانی که از اون قدرت استفاده میکنم هیچی یادم نمیاد تو از من سو استفاده کردی
از ربان حاک ماث گفتم تو اینا رو از کجا میدونی گفت ناتالی بهم گفت تو باید معجره گر خودت و مایورا رو بدی من مامان رو بر میگردونم من با تصمیمش موافقت کردم و معجزه گر طاووس و پروانه رو دادم و آدرینا کارش رو شروع کرد ..
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
یه مشکل بزرگ داشت
خودش تو چند تا قسمت میگه امیلی هر لحظه بدون تو برام سخت تر میگذره
راستش تو یه قسمت یه گردنبند رو باز میکنه که یه طرفش عکس امیلی بود میگه منتظر قربانی بعدی هستم
دوستان ببخشید بابا غلط املایی ها کیبوردم سر خود کلمات رو عوض میکنه ببخشید ????