اینم پارت 3 امیدوارم خوشتون بیاد
از زبان کلویی: رفتم داخل دستشویی گوشیم رو از کیفم در آوردم و جواب دادم لوکا:الو کلویی؟کلویی: عمممممم.....لوکا😅لوکا : حالت بهتره ؟کلویی:مگه مریض.....آها........اره مرسی وقتی برگشتم خونه استراحت کردم الان بهترم لوکا : الان خونه ای؟کلویی:اره بابا😅 لوکا:اون صدای آهنگ نیست؟
کلویی:از تلویزیونه لوکا:آها....باشه عزیزم......من پنج دقیقه دیگه دم در هستم کلویی: باشه ها......چی؟؟؟
لوکا: دارم میام پیشت کلویی:نه نه نیازی نیست لوکا : یعنی چی نیازی نیست؟کلویی:من خوبم نیاز نیست بیای لوکا:کلویی بهونه نیار کلویی:بهونه نمیارم ......نیازی نیست
لوکا: دارم میام پیشت کلویی:نه نه نیازی نیست لوکا : یعنی چی نیازی نیست؟کلویی:من خوبم نیاز نیست بیای لوکا:کلویی بهونه نیار کلویی:بهونه نمیارم ......نیازی نیست الکی خودتو خسته کنی ......من دیگه حالم خوبه
لوکا:نچ نچ نچ ...... دیگه .......تازه مگه چه اشکالی داره ؟........امشب میخوام کنار عشقم باشم .......مشکلی داری؟ کلویی:نه منظورم این نیست لوکا:پس منظورت چیه کلویی:باشه بابا......تو بردی ........میبینمت لوکا :میبینمت قطع کرد از دستشویی رفتم بیرون برگشتم پیش مرینت
کلویی:مرینتتتتت ....... من باید برم مری:آخه چرا؟؟؟ کلویی:صبح توی شرکت یکم حالم بد بود ..... لوکا گفت برگرد خونه تا استراحت کنی ...... الان اگه بفهمه اومدم اینجا منو میکشه مری :خب الان مشکلت چی هست کلویی : گفت 5 دقیقه دیگه دم در خونه هست (ادامه دارد منتظر پارت بعدی باشید)
لطفا پارت بعدی رو بزار زود
عالی بود بعدی
عالی بود 💐 پارت بعدی هم زود بذار 🌹💐
خیلی قشنگ بود😍😍
عاشقش شدم🤭
لایک کردم=لایک
طولانی تر بنویس ولی عالی
طولانی بنویس
یکمی طولانی تر بنویس😭