درمورد داستان عشق
من داشتم در خیابان قدم میزدم که ناگهان به یک نوازنده جوان در خیابان برخوردم که داشت آهنگ میزد خیلی جذاب بود موهای آبی چشمای سبز که انگار برای جادو کردن دخترا ساخته شده بود وای خیلی شیک بود بعدش من رفتم جلو اون شروع کرد به اجرا و هر چند لحظه به من نگاه می کرد لپ هام گل انداخته بود صداش مثل فرشته ها بود نمی تونستم به اینکه باهاش دوست بشم فکر نکنم خیلی پسر باحالی بود
رفتم جلو با صدای عروسکی و لوس گفتم : ببخشید آم میگم میتونم شمازه شمارو داشته باشم اون پسر خنده ای کرد گفت : البته من با اون خندش سرم گیج رفت چشمام سیاهی رفت واقعاخیلی خندش مَکُش مَرگ ما است بعد به خودم اومدم دنیا داشت دور سرم میچرخید اون گفت : بله وای گوشیم رو بردم جلو گفت اسم من اریک هستش
من خیلی ذوق کردم و گفتم اسم من شینا است و بعد شماره هامونو به هم دادیم خیلی خوشحال بودم و بعد گفت ما میتونیم دوست های خوبی بشیم من واقعا اونجا از زندگیم راضی بودم و میتونستم با رضایت کامل بمیرم وای یک پسر خوشتیپ با سیسپک و بدن عضله ای ولی در عین حال لاغر واو خیلی باحاله واقعا که باحاله
شب شد یهو یک اس ام اس برام اومد از طرف همون پسره بود و من هم خیلی خوشحال شدم وقتی باز کردم دیدم نوشته چطوری سکسی خانم؟ من خیلی شوکه شدم اون فکر میکنه من سکسی ام؟ واو خیلی خوشحال شدم اونقدر خوشحال شدم که ان فکر میکنه من ..... منم بهش گفتم تو چطوری سیسپک اقا گفت خوبم
اون بهم گفت ای کاش می شد اون لب هات رو با لب هام لمس کنم قلبم در حال منفجر شدن بود وووااااقققععععااااا کککههههه ااااییییننننن ططططووووررر به من من اوفتاده بودم
گفتم نظر لطفته 😊 گفت تو واقعا خیلی خوشگلی من گفتم مچکرم تو خیلی خوش سرو و زبون هستی بهم گفت ای کاش بشه زود باهم آشنا بشیم
تا چند روز آینده بقیه داستان رو براتون میزارم😇
هیتری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فکرکنم پسره بهزادلیتو باشه
اخلاقش خود بهزاده😂😂😂😂😂😂
این چه وضع تموم شدن پارته؟؟؟؟؟!!!!!😤😤😤