لطفا نظر بدید???
آدرین از من خیلی تشکر کرد و گابریل به من گفت میشه یه لحظه بیای تو اتاقم گفتم باشه بعد گفت تو این چیزا رو از کجا میدونی بهش گفتم زوده بفهمی ولی اگه حرف هایی که میزنم رو گوش کنی امیلی رو برات برمیگردونم گابریل چشاش داشت میزد بیرون و گفت تو از کجا میدونی گفتم من هر چی که تو میدونی رو میدونم و گفتم اگه کار اشتباهی ازت ببینم امیلی رو برنمیگردونم . اون گفت از کجا بدونم داری راست میگی گفتم باید اعتماد کنی . بعد گابریل با خودش گفت شاید نتونم لیدی باگ و کت رو شکست بدم
اگه این پسره راست بگه من بدون زحمت به هدف اصلی ام میرسم . من و گابریل با هم به توافق رسیدیم بعد به گابریل گفتم باید برم پیش آدرین اونم گفت باشه . رفتم پیش آدرین و به اون گفتم آدرین باید بفهمی من کی هستم وقتی لیدی باگ میدونه تو هم بدونی بد نیست . بعد گفتم من فلشم این هم کوامی من جیمی هستش و بهش گفتم میدونم که تو کت نوایری و میدونم لیدی باگ کیه . زیاد تعجب نکرد چون میدونست قدرت فلش اینجوریه. بعد بهش گفتم به پلگ بگو بیاد بیرون پسرش رو آوردم که ببینه. آدرین داشت شاخ در میاورد گفت پلگ که بچه ندارهگفتم چرا داره نمیبینی این کوامی چقدر کوچیکه چون تازه ۱۰ سالشه بعد پلگ اومد بیرون وقتی جیمی رو دید تعجب کرد و جیمی رفت پیش پلگ و دستش رو گرفت پلگ خیلی خوشحال شد ولی به روی خودش نمی آورد
بعد به آدرین گفتم تو واقعا لیدی باگ رو دوست داری چرا با کاگامی میپری؟ بعد آدرین گفت چون لیدی باگ من رو دوست نداره.گفتم میتونم برات یه قرار بزارم با لیدی باگ که احساساتت رو بهش بگی.گفت اون منو دوست نداره. گفتم آدرین امتحانش ضرر نداره شاید لیدی باگ تو رو دوست داره . بعد گفتم آدرین قرار رو بزارم یا نه؟ گفت بزار امتحانش ضرر نداره
بعد بهش گفتم فقط خودت باش و احساساتت رو بهش بگو. گفت باشه.بعد گفتم پس ساعت ۹ برج ایفل رو رزرو میکنم برای یه گفت و گوی خصوصی. بعد از خونه آدرین رفتم بیرون و تو یه یه کوچه به فلش تبدیل شدم و رفتم پیش مرینت و بهش گفتم مرینت من فهمیدم آدرین کیو دوست داره .گفت واقعا؟ گفتم آره . بعد گفت کی؟ گفتم لیدی باگ . مرینت واقعا تعجب کرده بود خیلی زیاد بعد گفتم اون شعر آدرین رو هنوز داری؟ گفت آره گفتم یه بار بخون این هم داره به تو اشاره میکنه هم به لیدی باگ گفت آره راست میگی.
بعد گفتم امشب با چهره لیدی باگ یه قرار با آدرین رو برج ایفل ساعت ۹ دارید مرینت انقدر خوشحال شده بود که داشت قش میکرد . بهش گفتم الان قش نکن چند ساعت دیگه قرار داری اگه رفتی فقط خودت باش اونم قول داد که احساساتش رو بگه
ادامه از نگاه آدرین . امروز میخواستم به سمت برج ایفل برم دیدم پدرم نمیذاره بعد به تیم زنگ زدم اونم گفت ردیفش میکنم. ادامه از نگاه تیم:به گابریل زنگ زدم ولی جواب نداد رفت رو پیغام گیر بعد گفتم میدونم صدام رو میشنوی اگه میخوای دوباره همسرت رو ببینی بزار آدرین بره
بعد آدرین بهم زنگ زد گفت چیکار کردی که انقدر زود راضی شد من تو راهم و دارم میرم به سمت برج و من گفتم موفق باشی و احساسات رو به لیدی باگ بگو. گفت باشه و تشکر کرد. ادامه از دید مرینت تیکی به من میگفت نباید هویتت رو لو بدی پس خیلی مراقب باش. گفتم باشه و ساعت رو نگاه کردم دیدم هشت و نیمه. یهو از جا پریدم و گفتم تیکی وقتشه???تیکی خال ها روشن??? بعد به سمت برج ایفل رفتم
بعد رسیدم دیدن آدرین اونجاست با هم سلام و احوالپرسی کردیم . ادامه از نگاه آدرین : تو دلم گفتم روم نمیشه بهش بگم من عاشقتم .نیم ساعت همونجوری نشستیم یهو دیدم تیم زنگ زد معذرت خواهی کردم و رفتم یه گوشه و جواب دادم بعد تیم بهم گفت بگو دیگه تا خودم نیومدم . بعد گفتم باشه باشه خدافظ. بعد رفتن پیش لیدی باگ نشستم و اون به من گفت تیم بهم گفت که میخوای چیزی به من بگی.گفتم آره . ولی
یهو نمیدونم چی شد گفتم لیدی باگ من عاشقتم . لیدی باگ چشماش گرد شده بود و به من گفت واقعا؟ت...وو عا..ش...ق منی؟ گفتم آره و اونم با لکنت بهم گفت آدرین منم عاشقتم .وقتی اینو به من گفت یه دفعه یه حسی به من دست داد انگار دنیا رو به من داده بودن و بعد لیدی باگ گفت آدرین من نمیخوام تو و کاگامی میونه تون رو باهم خراب کنید ولی من بهش گفتم من از اول عاشق تو بودم و فکر میکردم که اگه این رو بهت بگم تو منو رد میکنی . بعد لیدی باگ گفت که منم تو رو دوست داشتم ولی مخفیانه ولی نباید به کسی بگی که من و تو عاشق همیم چون ممکنه هویت من لو بره
بعد آدرین بهم قول داد که به هیچکس نمیگه به جز تیم . چون اون بود که باعث شد ما با هم صحبت کنیم . بعد بهش گفتم لیدی باگ من خیلی عاشقتم و لیدی باگ هم گفت منم همینطور و آروم آروم لبامون رو به هم نزدیک کردیم و همو بوسیدیم . این بهترین لحظه زندگیم بود دیگه دیر وقت بود باید میرفتیم خونه از هم خداحافظی کردیم و رفتیم وقتی رسیدم خونه فلش از یه دایره اومد تو و به من گفت که نباید ضایع بازی در بیاری و هویت خودت رو برملا کنی فقط با چهره آدرین عاشق لیدی باگ باش . و منم گفتم باشه . فلش رفت و من به پلگ گفتم دیدی پلگ من بالاخره تونستم لیدی باگ رو ببوسم امروز بهترین روز زندگیم بود . ادامه از دید مرینت :یهو دیدم فلش از یه دایره اومد تو اتاقم و گفت تو نباید ضایع بازی دربیاری و هویتت رو لو بدی و خیلی مراقب باش گفتم باشه و فلش خداحافظی کرد و رفت.و منم پریدم رو تختم و گفتم تیکی پس آدرین تا الان لیدی باگ رو دوست داشت و اون شعره برای لیدی باگ بود . و بعد گفتم تیکی امروز بهترین روز عمرم بود من تونستم پسر رویا هام یعنی آدرین رو ببوسم. و بعد تیکی گفت:مرینت تو و آدرین خیلی به هم میاید منم تشکر کردم و گفتم دیگه دیر وقته بگیریم بخوابیم تیکی گفت باشه و چراغ ها رو خاموش کردم و با هم خوابیدیم.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
سلام. دوستان تست LADY MERINET♡ADRIAN رو بخونید محشره دو قسمت داره و قسمت سوم در حال تایپه
سلامی دوباره اگر نیاورد در گوگل بزنید لطفا
ممنون از نظراتتون ???
عالی
عالی لطفا تست من هم بخونید اسمش Lady bug 1 است 2 هم داره میاد دوش خیلی بهتر است
عالی بود بعدی