سلام اولین قسمت از میرالکس هرچی بیشتر بگین خوبه بیشتر می زارم حداقل ۵ اگه بگین خیلی بده ۳ حداکثر ۳۰ قسمت جواب همه بله هست
از زبان دختر کفشدوزکی هرچی به گربه ی سیاه زنگ می زنم جواب نمیده یعنی اون کجاست ؟؟ یکی باز شرور شده چرا پیداش نمیشه.... جایی که گربه سیاه هست... از زبان آدرین وای وای پدر نه نه نه پدر (این حرف هارو تو زمزمه می کنه ولی داد زدن) یعنی پدر ارباب شرارت ها مگه میشه مگه داریم همچین چیزی و من خوابم پس برای همین یک یا دو ساعت غیب می شد
دختر کفشدوزکی رو ّ هیولای گروگان گیر (اسم کسی که شرور شده) می گیره و اون رو به یک چوب می بنده تا گربه سیاه بیاد و باهم به حالت عادی تبدیل شن و هدف اون کشف هویت ابر قهرمان هاست و (ببینیم آدرین در چه حاله) از زبان آدرین وای اصلا هواسم نبود یکی شرور شد پلگ تبدیل گربه ای و تبدیل میشه و میره به جایی که دختر کفشدوزکی(لیدی باگ) لوکیشن فرستاده (یواشکی لوکیشن فرستاد لیدی باگ) و میره اونجا و از زبان گربه ی سیاه پنجه ی برنده و میپره رو جایی که دختر کفشدوزکی نشون داد یعنی گوش وارش و
و بعد میپره روی سرش و گوش وارش رو نابود میکنه و میبینه آلیا هستش اون باز هم می خواد هویت ابر قهرمان ها رو در بیاره و گوشوارش هم همون روز نینو بهش داد و آلیا از اونجا میره و سریع دست و پای دختر کفشدوزکی رو باز میکنه و این دفعه همه جا بهم ریختس و باید از کفشدوزک معجزه آسا استفاده کنه ولی اصلا از گردونه خوش شناسی استفاده نکرد
از زبان دختر کفشدوزکی گربه ی سیاه من چیکار کنم گربه ی سیاه گفت الکی از گردونه ی خوش شانسی استفاده کن و دختر کفشدوزکی از گردونه ی خوش شانسی استفاده میکنه و همه چی به حالت عادی برمیگره گربه ی سیاه میگه من فهمیدم ارباب شرارت کیه دختر کفشدوزکی گفت کیه که و گربه ی سیاه گفت اون آقای اگراسته و من می گم آدرین آگراست یا گابریل آگراست و میگه گابریل آگراست و گفتم از کجا فهمیدی گفت من داشتم می رفتم که یک دفعه صدا از اونجا شندیم رفتم تودیدم یکی گفت بال های سیاه و من شک کردم تا داشت صورتش تبدیل می شد دیدممش و همونجا سریع فرار کردم و
سریع فرار کردم و از زبان دختر کفشدوزکی گوشوارم دارم تبدیل می شم گربه ی سیاه گفت باشه خدافس دختر کفشدوزکی خدافس و از زبان دختر کفشدوزکی پریدم روی تختم و به حالت عادی تبدیل شدم به تیکی گفتم یعنی آقای آگراست پدر کسی که عاشقشم ارباب شرارته وای وای تیکی گفت نه خودش بچه ی خوبیه ولی پدرش یک دلیل داره یک آرزو داره از زبان مرینت آره باید به دست بیارم و تبدیل می شم تا بفهمم اون کیه و میره از خونه بیرون
گربه ی سیاه به مک زنگ میزنه و میگه امشب شام تو و روباه قرمز و پشت لاک و زنبور ملکه بگو بیان می خوام کسایی که اولین بار با ارباب شرارت رو به رو شد تو این مهمونی باشن
و شب میشه و دختر کفشدوزکی به همه میگه و میرن به هتل بزرگ پاریس که گربه ی سیاه اونجا رو اجاره کرده بود و همه میرن و گربه ی سیاه بعد از شام می گم چرا این مهمونی رو گرفتم
وشام رو می خورن اون حرف میزنه و یکی یکی نقش ها رو میگه و کارهاشون وساعت۱۰بود و تا نیم ساعت دیگه باید خونه باشن
و یکدفعه گوشی دختر کفشدوزکی زنگ می خوره و میبینه که اون استاد فو هستش گوشی رو جواب میده و میگه تو کجایی دختر کفشدوزکی میگه گربه ی سیاه به پنج ابر قهرمان اول گفت بیان یک مهمونی و استاد فو میگه اون ارباب شرارت گربه ی سیاه وقتی داشت میرفت به خونه اون رو میگیره و الان اومد تا معجزه گر شما رو بگیره
یک دفعه ما به جای گربه ی سیاه ارباب شرارت می بینیم و اونجا با یک حرکت معجزه گر های زنبور ملکه.. پشت لاک و روباه قرمز رو میگیره من تا به خودم بیام می بینم که داره گوشواره من رو می گیره که
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
سلام ممنونم سری دو رو هم گذاشتم هرچی می خواین بگین داستان اضافه کنن
سلام من سرب دو رو نوشتم داره تائید می شه
نظر بدین بدین بدین ندین تا قسمت سه بیشتر نمی زارم
قشنگ بود ادامه بده
نظر لطفا تا قسمت۳ بیاد دو رو نوشتم