
سلام خب بچه ها طبق معمول کپی ممنوعه عاشقتونم لایک و کامنت یادتون نره فالو کنید فالو میشید اگر دیدی زمانی غمگین نشستم 😑😐😑😐😶😶😶بدان وایفام قطع شده بیچاره گشتم 😶😶😑😑😐😶😐😐

( مکالمه همه بعد از رفتن مرینت) الیا: 😭وای نینو من خیلی ناراحتم نینو: منم همینطور 😔 امیلی و گابریل : اوه این تقصیر ماعه واقعا متأسفیم ناتالی: اما این کاریه که شده قربان ؛ من فکر میکنم یه چند تایی بدی در حق مرینت کردم 😶😔 بقیه: چی 😳😳‼️‼️‼️❗❗❗❗ ناتالی: متاسفم چون باعث شکستن قلب اون دختر منم که هیچ وقت به ادرین نگفتم اون همه هدایا از طرف اون بود 😔😶😔🙁🥀(ناتالی هم بعدش بلند میشه میره شانگهای سرزمین مادریش و اونجا دخترش رو پیدا میکنه حالا ادامشو بخون گفته دخترش کیه) نینو،: منم مقصرم که به ادرین چیزی نگفتم جولیکا: اره اما همه باید باهم کمک کنیم تا اون برگرده 🙂🙃🥲🥲 الیا: نمیخام اینو بگم اما دیگه کار از کار گذشته 😔 همه غمگینن حتی کلویی و خانم مندلیف و بوستیه بعد به سمت جاده بر میگرده و میگه خداحافظ بهترین دوست و ابرقهرمان من 👋👋👋👋👋👋 اینم فشفشه هاشون 👇👇👇👇 😐😐😐😐❤️🤍💕

(5سال بعد پاریس 2026) مرینت: اوه امروز تصمیم گرفتم برگردم به پاریس به خونمون نمیدونم شاید تقدیر اینه که تو پاریس باشم چون عمو چنگ هم فوت شد ( فکر کنم سرخوره این مرینت هرکس پیششه میمیره😐😶) فی بهم گفت که بمونم پیشش و با اون و گانگی ( گانگی همسر فی هست فی هم همون دختره تو میراکلس شانگهای) اما من نمیتونم چون اون ازدواج کرده من حالا برعکس گذشته علاوه بر یه موسیقی دان فوق العاده و حرفه ای معروف یه آشپز ماهر و یه مدل فوق العادم هه 😒 چی فکر میکردم چی شد😏 همیشه آرزوم بود طراح مخصوص و همسر ادرین بشم بشم طراح اما الان یه مدلم از زندگیم هم راضیم آخرین اخبارم از کت نوار مال چهار سال پیشه اینکه با کاراپیش یا همون نینو دارن به مردم کمک میکنن کسی هم شرور نشده اصلا یعنی معجزه گری نیست که بشه باهاش شرور شد این شرح حال زندگی الان منه من خیلی ساله که دیگه با معجزه گر ها کاری ندارم دیگه هم لیدی باگ نیستم نزدیک پنج ساله که همه کوامی ها حتی تیکی البته به جز پلگ و ویز توی جعبه معجزه گر هان پنج ساله ..... چون توی پاریس کت نوار و کاراپیس اند توی چین هم کم و پیش یه حوادثی میاد که اونم فی هست با معجزه گر اژدهاش تازه معجزه گر پدرش یا همون پدر خوندش هم داده به همسرش پس به من نیازی نیست😒😒😒😒 اینم ظاهر جدید بانو مرینت

تازه من الان زبان چینیم هم فوق العاده شده دیگه هم عاشق ادرین نیستم اونقدر که مطمعنم اگه بازم ببینمش به تته پته های مسخره نمی اوفتم😒😒😒😒😒 من الان یه آدم جدی ام جدی و قوی همه دنیا هم دیگه هویتم رو می دونن الان یه تیلیاردم از هیچ کدوم از بچه ها خبر ندارم جز کاگامی که اونم چون داشت با من از پاریس میرفت به ژاپن بدبخت اون رو هم ادرین کنار زده😒😒😒اصلا نمیتونم فاز ادرین رو درک کنم اوه گفتم ادرین اگه بگم ازش متنفرم نویسنده رو زنده به گور نمیکنین؟؟؟ ( قربونت برم من که مراعات منم میکنی😁😁😂🤣😆/ ما اینیم دیگه خب من وقت ندارم باید برم / باشه برو مادر/ چی!!!!/ ععع برو دیگه باع) نویسنده : خب بچه ها. کاگامی برای همیشه رفته لوکا و کلویی با همن ناتاییل و الکس هم باهم الان مرینت۲۱ ساله هست ادرین ۲۲ بقیه هم همین سن ها ادرین اصلا ازش خبری نیست فعلا بگم افسردگی خفیف داره مریتنم که الان فاز ضد حال ورداشته ولی هنوزم عاشق صورتیه اینم عکسش 😁😁😁😁😁

همینطور که داشتم خاطراتم رو مرور میکردم یهو رسیدم به شیرینی پزی دوپن چنگ وای یادش بخیر😪🥲🥲چقدر دست و پا چلفتی بودم کاش مامان و بابا بودن آه😪😪😔😔😔 همین جوری داشتم که داشتم فکر میکردم یهو نفهمیدم کی و چطور صورتم خیس شده نه نه من نباید گریه کنم من این همه تلاش نکردم که حالا مثل قبل ضعیف باشم من قول دادم گریه نکنم اینم ظاهر جدید مری جلوی نونوایی دوپن چنگ با همون خونشون حالا بگم خیلی هم بدجنس نی ها تیپش غلط اندازه یکم🤣🤣🤣😂 ( مری : مهشید مهارت رزمیم عالیه ها بلند فکتو تا سرویسش نکردم / باشه غلط کردم 😶😐/ خوبه ) خب تو همین فاز هست و بعد وارد خانه میشود و می بیند وای ترکیده خونه عین خونه های سمی ترسناک😬😬😬🤐😬😬البته از درون حال مری چه کند؟ خود تمیز کند خانه را؟ آه آخر او را چه به خانه داری و نظافت ؟ (بابا این مری اتاق خودشم نمتونه تمیز کنه اونوقت خونه تکونی کنه؟؟😏😁😁😁 مرینت: مهشید دددددد😡😡🤬🤬🤬🤬 من: باشه بابا اختلال عصبی 🙄🙄🙄🙄) خب هیچی دیگه گفت برم از کوامی ها کمک بگیرم که به یاد میاره که پنج ساله انداختشون تو جعبه آخرشم پامیشه میره هتل کلویی اینا وبگم کلویی الان شهرداره و کابوس مری به حقیقت پیوسته اره 😐😶😐😐کابوس هاتو به من نگو زیادی فرصت طلبم گلم 😶😐😐 آها لوکا هم با جگد یا همون پدرش شدن بهترین خواننده ها و همینا نادیا خبر نگار. نیس الیا جاش اومده مانون بزرگ شده نینو دی جی هست رز خواننده جولیکا هم مدله ادرینم خبر ندارم موقتا ( راستی تو پارت بعد ادرین مرینت رو می بینه و گابریل تصمیم داره مرگ پدر و مادر مری رو جبران کنه امیلی هم دعوت میکنه مری رو تو خونش و بگم که ناتالی هم رفته چین ناتالی همون مادر فی هست که قبلا گم کرده بود فی رو ) خاک تو سرم با این قوه تخیلم😬🤐😐😐😶😐😶😑😑😑😑 ابرو هر چی نویسنده بود بردم 😑😶😐😐🤐🤐😬

خب از زبان مرینت این نشان مرینته ❤️ ❤️ : داشتم با چمدونم و پیاده به سمت هتل میرفتم که یهو « اینجا هم مانون می حرفه هم مرینت❤️ » مانون: باورم نمیشه اون مرینته مرینت مرینت و بعد حمله میکنه و میخورش شوخی کردم بقیشو بخون ❤️: چی اون دیگه کیه؟ منو از کجا میشناسه؟ مانون: یهو پریدم بغلش و گفتم منم مرینت منم بهت قول دادم که منتظرت میمونم دیدی موندم ❤️: وووو 💕💕 الان یادم افتاد اون مانونه خدای من ❤️: وای سلام مانون چه خوشگل و بزرگشدی ( توجه آقا قیافه ها همون قیافه قبله هی گیر ندین چرا توصیف چهره نمیدی؟؟ تغییر چهره میخاید به توماس و جرمی بگین ) والا به خدا پایان پارت سه خب جگرهای من کامنت بزارین کیوت های من فالو کنی فالو میشی و اینکه خیلی دوستون دارم لایک یادتون نره ببین سه تا پارت نوشتم لایک کن دیگه بای بای بوس ❤️❤️💕💕💕💕💕💕💕💕😘🥰😘😍🤩🤩 چهره مری الان موهاش شده دم اسبی البته این عکس در پارت بعد به کار گرفته میشه

چالش : بنظرتون توی پارت بعد که داستان عاشقانه تر میشه کی رو بیارم عاشق کی کنم؟ کلا نظر بدید گل های من دیگه اینم یه عکس دیگه از چهره موقت و جدید مرینت
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود♥♥لطفا به داستان منم سر بزنید پشیمون نمیشید♥♥♥
عالییییییییییییییییییی بود خیلی قشنگ مینویسی پارت بعد رو بزار💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕فوق العاده بود
مرسی اجی جون🌈🌈🌈🌈
عالی بود🤩🤩🤩🤩پارت بعدم بزار منم دارم یه داستان می نویسم تو برسیه
حتما میخونمش
مرسی
🌈🌈🌈🌈
عالی بوددددد عزیزم❤
لطفا به داستان میراکلسی منم سر بزن 🙏
حتما
مرسی
خیلی پر حرفی مثل خودم 😂
😁😅😁😁😂😂
خیلی خیلی داستانت قشنگه😍😍
عاشقش شدم
مشتاقانه منتظر پارت های بعدیم باقدرت ادامه بده و لطفا به داستان های منم سر بزن و نظر بده.لایک کردم=لایک
جواب چالش:به نظرم فیلیکس رو هم بییاری تو داستان وعاشق مرینت بشه قشنگ بشه.
باشه عزیزم مرسی از نظرت
عالی بود عاجی
مرسی اجی جون