سلام دوستان متاسفاته من دیروز طرف های ساعت۲۲ از اکانتم اشتباهی در اومدم و وقتی که میخواستم واردش بشم نمیشد نمیدونم دستم خورده یا یه هیتر که باهاش دعوا داشتم اکانتمو گزارش کرده حالا هر چی کردم نشد ازتون خواهش میکنم توی اکانت جدیدم هم حمایتم کنید اگه پارت های قبلی رو میگردید برید توی گوگل بزنید(عشق ترسناک(bts) پارت ۱ تستچی)و اینکه تصمیم گرفتم هر کی منو دنبال کنه دنبالش میکنم یعنی فالو=فالو
اول لطفااااا پلیز اون بالا رو بخون ..... خوندی؟ پس بزن بریم
از زبان جونگین* مامان رو یه ۱۰ دقیقه ای اوردیم اینجا ولی نگرانشیم (علامت بابا&....علامت جونگ کوک^ ......علامت جونگین£.....علامت مامان¥) &عزیزم ببدار شدی؟پسرم پرستار رو صدا کن بیاد £ب...باشه ¥دخترم کمکش کنید اون داره میمیره ^خانم چی شده ¥اون ویدیو توی گوشیم اونو ببینید فقط ۱۵ دقیقه وقت مونده &ی...یو...را ب...بریم فقط ۲۰ دقیقه وقتمون مونده از زبان جونگ کوک*با پدر یورا به سمت بانکشون رفتیم تا پول رو از بانک بکشیم بابای یورا رفت و پولی که به بانک واریز کرده بود رو گرفت حالا باید به ادرسی که گفته بریم فقط ۵ دقیقه وقتمون مونده ^اقا زود باشید داره دیر میشه &دارم میرسم همین سر کوچه هست ^اقا فقط ۱ دقیقه &رسیدیم پیاده شو وایسا گوشیم الو بله شما؟ -کیف رو همونجا بزارید و منتظر دختر بمونید &ب..باشه گذاشتم -حالا برید یکم عقب که دختره رو بفرستیم &ب..باشه .......یورا دخترم بیا($علامت یورا) $ب....بابا برید من نمیخوام در خطر بیوفتید &یورا ب..باید ببریمت بیمارستان پسرم بیا کمک کن ^باشه اقا یورا حالت خوبه $نمیتونم دست هام رو هم حس کنم😭😭😭اول پاهام ایندفعه هم دست هام من نمیخوام فلج بمونم 😭 ^نگران نباش حالت خوب میشه &رسیدیم پسرم یورا رو ببر داخل
از زبان جونگین*از وقتی رفتم پرستار رو صدا کنم بابام و اون پسره نیستن مامان هم که نمیگه کجا رفتن افففف ولش کن اصلا مامان من مریزه اونا که دو تا مرد قوی هستن باید از مامانم مراقبت کنم £مامانی چیزی لازم نداری ¥نه پسرم هنوز بابات و جونگ کوک نیومدن؟ £نه هنوز نیومدن ¥امیدوارم زود برگردن
از زبان جونگ کوک*اومدیم بیمارستان و دکتر ها بردنش اتاق عمل حالا پدر یورا رفته که به برادر و مادر یورا بگه اوردنش بیمارستان الان تقریباااا امم ۳۰ دقیقه هست که اینجا نشستم پدر یورا هم ۵ دقیقه پیش رفته بود اتاق مامان یورا از اتاق عمل یه طبقه پایین تر بود بعد ۳ ساعت* پدر و مادر و برادر یورا هم اومدن امیدواریم زود تموم بشه خیلی نگرانشیم دکتر دکتر اومد بیرون ¥اقا دخترم حالش خوبه؟ @بله حالشون کاملا خوبه یه خبر خوب هم براتون دارم که ما تونستیم نجاتش بدیم اون دیگه میتونه راه بره😊 ¥چ..چییی ممنون اقای دکتر ممنون &ممنونم اقای دکتر دخترمو نجات دادین £اقای دکتر میتونیم خواهرمو ببینیم @بله تا۱۰ دقیقه دیگه میتونید ببینیدش ^ببخشید من برم به اعضا خبر خوب رو بدم
از زبان جیمین*جونگ کوک رفته و چند ساعته خبری ازش نیست خیلی نگرانشیم هر. چقدر زنگ میزنیم هم جواب نمیده امیدوارم بلایی سرش نیاد (علامت جیمین÷.....علامت تهیونگ×.....علامت جین!......علامت نامجون=.....علامت جیهوپ_...... علامت شوگا/) !بچه هااا کوک زنگ میزنه الو کوک پسر تو کجایی مردیم از نگرانی اهان باشه چیی خیلی خوشحال شدم به اعضا هم میگم الان باشه یکم عجله کن دیگه بعد بیا خوابگاه بای بچه ها کوک حالش خوبه و اون دختره یورا پیدا شده ولی به دستش گلوله زدن ولی در اوردنش و میتونه هم راه بره ×خیلی خوشحال شدیم امیدوارم به زندگی قبلیش برگرده
از زبان جونگ کوک*رفتیم و به یورا سر زدیم بیدار نشده بود ولی خوب به نظر میرسید
از زبان جونگین*این جونگکوک هم به ما خیلی لطف کرد باید برای تشکر از جونگکوک و برای برگشت یورا یه جشن کوپولو بگیریم خوب میشه
از زبان جیهوپ*نگران جونگکوک بودیم ولی گفت که حالش خوبه الان منتظریم بیاد که همه چی رو برامون تعریف کنه یه ۲دقیقه ای از جرف زدن جین با جونگکوک گزشته /بچه ها من گشنمه =منم جین میشه یه چیزایی به ما درست کنی /کمکت میکنم جین !اففف باشه پاشو پیشی کوچولو خان /بمن نگو پیشی کوچولو !باشه میگم پیشی کوشولو🤭😅
از زبان شوگا*باجین غذا درست میکنیم داریم کیمچی درست میکنیم اونم یه ۱۰ دقیقه ای طول نمیکشه /جین جونگکوک گفت چه وقت میاد؟ !اون گفت ۱ یا ۲ ساعت دیگه میاد /باشه
از. زبانتهیونگ*در زد اخه جین یکم پیش گفت ۲ یا ۱ ساعت دیگه جونگ کوک گیاد کی میتونه باشه رفتم درو باز کردم اون...اون
خب تموم شد امکان داره پارت بعد رو یکم دیر بزارم بخاطر امتحانات تا پارت بعدی بای
عالییییییی💛🍋
عالییی بیددد