سلوم کیوتی من اومدم با چی؟ پارت جدید🐞🐾🐞🐾🐞🐾🐞🐾
وقتی به هتل برگشتیم مرینت خیس آب بود و ۱ ساعت دیگه هم جشنواره مدلینگ شروع میشد خودم هم خیس آب بودم ه نوبط موهامونو خشک کردیم و لباسمونو پوشیدیم و من چونکه ۲۱ سالمون شده بود من راننده شخصی گرفته بودم(محافظ اصلیش نه)(نکته گابریل یا بابای آدرین به اون اجازه داده بود هر کار دوست داره بکنه چون ۲ سال پیشش گفته بود که اگه سنت به ۲۰ یا حتی بالاتر برسه اجازه داری خودت تنهایی بری بیرون)وبه سمت آدرسی که گفته بودن رفتیم اون سالن خیلی بزرگ بود ۱۰۰ متر طول و ۷۰ متر عرضش بود و ۲۰ متر عرض و و ۴۰ متر طول صحنه بود وقتی وارد سالن شدیم ۴ ردیف جلو مال مدل ها و بقیه مال آدم های عادی و پولدار من و مریت توردیف اول کنار هم نشستیم مجری برنامه به زبان انگلیسی حرف میزد تا همه بفهمیم چون مدل ها و آدم های مخطلفی از کل دنیا اونجا بودن (ببخشید یکم کم مینویسم عادت نکردم زیاد بنویسم
یه صدای انفجار شدید اومد مجری گفت please get out of here (لطقا از اینجا برین)(با اینکه ۹ سالمه ولی۲۳ ترم گزرونم)سریع رفتیم بیرون و پشت دیوار مخفی شدیم و تغییر شکل دادیم و وقتی رفتیم دیدیم که مایورا و هاکماث اونجا بودن (مایورا اصلی یعنی مامان آدرین)(هاکماث:هاکی کتنوار:کت لیدیباگ:لیدی مایورا:مایرو)هاکی و مایرو گفتن:بهبه دو تا زوجای ما اومدن هردومون از سر تا پا قرمز شدیم و گفتیم آروم آره بعد اون صدا انفجار از یه اژدهای سبز بود اژدها این شکلی بود🐲🐉بعد مر دم میگفتن ترینکس آزاد شد و فرار میکردن ما گفتیم ترینکس!؟ پس اسمش اینه بهد ۳۰ ساعت جنگیدن ترینکس گفت عمرا شکستم بدین و گفتیم عمرا گفت الان یه کاری میکنم تا پشیمون شین بعد یه مشت محکم به سرعت باد تو شکم لیدی زد من گفتم نههههههه و سریع رفتم سراغش از کمرش خون میومد مروز همه بیمارستان ها تعطیل بود به خاطر جشنواره مدلینگ پدر مادرم گفتن کتنوار برو خودت درستش کن ما مگه وقتی بچه بودی برای اینجور وقتها بهت چیز یاد ندادیم؟
من گفتم آره😭و رفتم تو هتلی که گرفته بودیم از پنجره وارد شدم که نفهمن بعد وسایل لازم رو در آوردم یه پارچه خیس کردم و گذاشتم رو زخم مرینت ناله کرد یکم ا+ل+ک+ل زدم به همون پارچه و آروم زدم رو زخم مرینت جیغ زد گفتم برای شلامتی خودت این کارو میکنم و بعد با گریه گفت ننکن... گفتم مجبورم بعد با نخ سوزن جای بخیه رو د+و+خ+ت+م برای هر بخیه ناله میکرد میگفت لطفا... آخر سر که تموم شد دستمال خیس آوردم گذاشتم رو زخم و بعد با یه پارچه بلند و خیس زخم رو بستم گفت مرسی آدرین ولی خیلی درد داشت گفتم مجبور بودم
نمصخصنص
ستسنسخی
لغننپدددت
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
بچه ها این پارت ۵ هست اههه چه خلمشنگیم😭😭😭
بچه ها فکر نمیکردم به این زودی منتشر بشه میخواستم الان بیام یرایش کنم (3 پارت آخر)😂😂😂😂😂