سلام این داستان خوبیه اگه میخواین دنبال کنید
این داستان درباره لیدی باگه خب شروع از زبان مرینت یه دختر جدید اومده تو کلاس کنار ادرین میشینه اه از زبان دختره یعنی (ماریا) متمعن بودم که مرینت از من بدش میاد پس دستمو بلند کردمو گفتم خانمه بوستیه من یه درخواستی دارم خانم بوستیه گفت بگو عزیزم من با پسرا راحت نیستم اگه احازه بدین کنار مرینت بشینم راوی میره و مرینت اخم میکنه بعد ماریا میگه سلام من ماریام باهام دوست میشی
مرینتم که ساده باهذش دوست میشه مرینت باخودش میگه ماریا خیلی مهربونه با اینکه پولداره اما اسلا مثل کلویی نیست به ادرینم خودشو نمیچسبونه این دختره عالیع
مرینت تو فکر بود که یهو یه پسر خوش تیپ اومد تو کلاس اسمش فیلکس بود ماریا تا اونو دید اخماش رفت تو هم انگار پسره و ماریا همو از قبل میشناختن ماریا گفت اه وضق اینجا چیکار میکنی
از زبون ادرین یه پسر خوشتیپ اومد معلوم بود خیلی پولدارن که یهو دیدم دخت جدیده حمله ور شد ترفش و شروع کرد به تهقیر کردنش ولی دختر بدی نبود راوی ماریا هرچی از دهنش میاد به فیلکس میگه اما فیلکس هیچی نمیگه و میبوستش دختره میگه رابطه ی بین ما تمومه احمق بعد پسره میگم واسه من نیست فیلکس میگه خانم کوچولو بابات منو فرستاده تا موازبت باشم بادیگارتتو هم که پیچوندی ماریا وقتی این حرفو شنیدم رنگم پرید زنگ زدم به بابام و سیم جیمش کردم متعسفانه بابام نه اجازه میداد خونه کسی بمونم نه که ازین موزی دور بشم
بعد به فیلکس نگاه کردم داشت میخندید گفتم یعنی تو توخونه یمن میمسنی اونم خندیدو گفت معلومه یهو صدایی مسخره کردن کلویی رو شنیدم رفتم دیدم داره مرینتو مسخره میکنه مرینت جوابشو میده رفتمو از مرینت دفاع کردن عالیا هم اومد ستایی دخل کلویی رو اوردیم
مرینت ازم دعوت کرد برم خونشون منم قبول کردمو با مرینتو عالیا رفتیم خونش من با اجازش رفتم تو اتاقشو همه عکسای ادرینو دیدم گفتم مرینت تو دوسش داری اونو مرینت به منمن اوفتاد خیلیم سرخ شده بود
مرینت گفت اره ولی نمیتونم بهش بگم من گفتم که ردیفش میکنمو بعد خوردن یکم خوراکی تو اتاق مرینت تصمیم گرفتیم که بریم پایین یهو فیلکسو با ادرینو نینو دیدم معلوم بود فیلیکس باهاشون دوسته شده عالیا پیشنهاد داد هممون باهم بریم پیک نیک ادرسن تعید کردو گفت فکر خوبیه
از زبون ادرین
به بابام زنک زدمو اونم اجازه داد مرینتم به لکنت اوفتاده بود دلیل این لکنتای مرینت چیه وا ی بلند گفتم یهو ماریا گفت من جوابتو میدم چون این دختر عاشقته کل اتاقش پره از عکسای تو اون ترو دوست داره مرینتم نفس امیق کشیدو خرفشو با لکنت تعید کرد منم دیگه از بی توجهیای کفشدپزک خسته شدمو گفتم منو دوست دارم و بقلش کردم که یهو مامان مرینت اومدیه لبخند زدو گفت مرینت یه لحظه میای
از تست خوشتون اومد بقیشو بعدا میزارم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی عزیزم فقط غلط های املایی داری حرف نداره واقعا دوست داشتم تنها تست های میراکلس که دوست داشتم ماله تو وبهار هستش
سلام من پارت دورو گذاشتم اما هنوز تعید نشده
سلام من نویسندم ممنون بابت نظر حتمی میزارم پارت بعدی رو
خوب بود منتظر پارت بعدی هستیم
سلام ممنون منتظر پارت بعدی هستم