این تست درباره ی دختری به نام تریسا هستش که تو یه دنیا گم میشه و باید...خودتون بقیه رو بخونید.تست فقط برای خوندنه پس صحیح رو بزنید.تستای بعد شاید گزینه ای باشه.
امروز از مدرسه میای خونه.هیجده سالته.یعنی چند روز پیش هیجده سالت شده.امروز بهترین دوستت رفت با یکی دیگه و هیچکی رو نداری.مامان بابات برای سه ماه رفتن مسافرت.میری خونه.دوش میگیری چیزی میخوری و میری بخوابی.رو تختت دراز کشیدی که یک صدای عجیبی از پایین میاد.میای در اتاقتو باز کنی که یهو....
در اتاقت به یک جنگل اسرار آمیز وا میشه.یکهو در اتاقتو میبندی.حس میکنی هوا گرمه.سرت گیج میره.میخوری زمین و بیهوش میشی.بیدار که میشی میبینی تو یک اتاق بزرگ هستی و یک کمد کنارته.کاری نمیکنی که صدای پای چند نفر میاد.در اتاقت باز میشه.دوتا پسر خوشگل با بالای پروانه ای میان تو.یکی موهاش سیاه و چشماش آبیه و دیگری موهاش زرد و چشماش سبز.چش سبزه میگه مکس.ببین چقدر خوشگله.مکس میگه.آره دنیل.ایندفعه یکی خوبشو پیدا کردی.بلند میشی فرار کنی که مکس موهاتو میگیره و میکشونتت تو بغل خودش.بعد میگه خانوم کوچولو کجا؟میگی ولم کنین.شما کی هستین.؟دنیل میگه ما پری هستیم...
میگی خب با من چیکار دارین؟مکس میگه میخوایم بخوریمت خوشگله!دنیل میخنده و میگه مکس!اذیتش نکن.نه خانوم کچولو.ما تورو نمیخوریم.فقط باید کاری برامون کنی.میگی چیکار؟میگن باید با قدرتی که داری کسی که قدرتهای مارو گرفته؟اسمش ماکیب.هست.تو اونو باید بکشی.بعد با یکی از ما باید ازدواج کنی.میگی ازدواج؟ولی من هنوز کو
کوچیکم.ازدواج چیه!بعدشم مامان و بابامم..مکس میگه اینجا دیگه باید کلا فراموششون کنی.چون دیگه هیچوقت نمیتونی برگردی.چون کد اتاقت پاک شده.ما نمیتونیم بدون کد اتاقت برت گردونیم.باید همیشه بمونی.تو کمی خوشحال میشی.چون مامان و بابات نا تنی بودن و کلی اذیتت میکردن.دنیل میگه لباسات تو کمده بپوش تا بریم.تو هم لباسات که زره هست رو میپوشی.
اونا میگن بیا بریم پایین.تو هم میری.دنیل میگه تو برای اینکه قدرتتو کشف کنی باید ،باید یک پسرو که اتفاقا همسن ما هست ببوسی.چون با این کار،کمی از قدرت اون وارد بدنت میشه و میتونه کل قدرتتو پیدا کنه.تو یکم میترسی و میگی ببوسم؟؟؟نه نه.... مکس میگه کاری نداره.میتونی چشماتو ببندی.خواهش میکنم.به پایین که میرسی یک پسر میبینی که موهاش نارنجی و چشماش مشکیه.اون میگه این خانوم کوچولو یی هست که میخوام ببوسمش؟
از خجالت سرتو میندازی پایین و لپات سرخ میشن.دنیل میگه آره تام.خودشه.تام با دستش چونتو میاره بالا.تو چشمات زل میزنه و میگه.باشه.پس بیا...اووووممممم..میبوستت.لبات قرمز میشن.قرمز قرمز.یک چیزی تو کمرت زغ زغ میکنه.وای!داری بال در میاری!!!
بعد تام میگه هههووومم کار ما تموم شد.به سلامت.بعد که میره،تو میپری بغل دنیل و میگی وای خدا!من عاشق این زندگیمم.اینجا خیلی باحاله!دنیل اخم میکنه و میگه یعنی میخوای با اون ازدواج کنی؟میگی نه بابا!من فقط مثال زدم.
دنیل میگه باشه.تو دوتا بال قشنگ در آوردی.با دنیل و مکس از تالار بزرگ میری بیرون.دنیل دستتو میگیره.مکس هم پشتتو.خجالت میکشی.دنیل میگه ببین عزیزم.ما برای اینکه به مشکل نخوریم،گفتیم از الان بگی که میخوای با کی ازدواج کنی.بگو.خجالت هم نکش.ما به نظرت احترام میزاریم.تو میگی من تورو دوست دارم.دنیل!!!!مکس سرشو میندازه پایین.هیچی نمیگه.میره.دنیل تو رو بغل میکنه.
از تست خوشت اومد؟
حتما کامنت کن.????????
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خدا شفا بده
عاشقتم کیانا جون
عالی