به نظر شما چرا یک انتقاد میتواند بیشتر از چندین تعریف در ذهن ما باقی بماند؟
همهی ما در زندگی بارها تعریف و انتقاد شنیده ایم. گاهی ممکن است فردی بارها از ما تعریف کند و ویژگی های مثبت ما را یادآوری کند، اما تنها یک جمله منفی باعث شود ساعت ها یا حتی روزها به آن فکر کنیم. برای مثال، ممکن است کسی درباره کاری که انجام داده ایم بگوید: «کارت خیلی خوب بود، فقط این قسمت را اشتباه انجام دادی.» با وجود اینکه بخش اصلی صحبت مثبت بوده است، ممکن است ذهن ما بیشتر روی همان اشتباه تمرکز کند. این موضوع به این معنا نیست که یک انتقاد واقعا ارزش چندین تعریف را از بین می برد یا همیشه نسبت ثابتی مانند «یک انتقاد در برابر چند تعریف» وجود دارد. بلکه نشان می دهد ذهن انسان در بسیاری از شرایط به اطلاعات منفی حساس تر است. روان شناسان این ویژگی را با مفهوم سوگیری منفی نگر توضیح می دهند. در این پست بررسی می کنیم که چرا انتقادها گاهی تاثیر بیشتری بر ذهن ما می گذارند، چگونه در حافظه باقی می مانند و چگونه می توانیم واکنش سالم تری نسبت به آنها داشته باشیم و امیدوارم که به شما کمک کند!
بیاید راجب پدیده سوگیری منفی نگر صحبت کنیم. سوگیری منفی نگر به این معناست که انسان ها در بسیاری از موقعیت ها تمایل دارند اتفاق ها و اطلاعات منفی را با شدت بیشتری مورد توجه قرار دهند و بیشتر به خاطر بسپارند. این ویژگی میتواند باعث شود یک اتفاق ناخوشایند، یک اشتباه یا یک انتقاد بیشتر از چندین اتفاق مثبت ذهن ما را درگیر کند. از دیدگاه تکاملی، توجه به اتفاق های منفی میتوانسته اهمیت زیادی داشته باشد. برای مثال برای انسان های پیشین تشخیص سریع خطر، تهدید یا اشتباه می توانسته برای حفظ امنیت و بقا مهم باشد. به همین دلیل مغز انسان تا حدی به گونه ای شکل گرفته است که اطلاعات منفی را نادیده نگیرد. البته این موضوع به این معنا نیست که انسان فقط اتفاق های بد را می بیند. ما می توانیم اتفاق های مثبت را نیز به خوبی تجربه و به خاطر بسپاریم. اما در شرایط خاص، اطلاعات منفی میتواند توجه بیشتری را به خود جلب کند.
چرا یک انتقاد میتواند اینقدر ذهن ما را درگیر کند؟ سه دلیل اصلی برای این اتفاق رو بیاید بررسی کنیم : ۱. انتقاد سوال ایجاد میکند وقتی کسی از ما تعریف میکند، معمولا اطلاعات مثبت را میپذیریم و از آن عبور میکنیم. اما یک انتقاد ممکن است باعث ایجاد سوالاتی در ذهن شود: «آیا واقعا این مشکل را دارم؟» «آیا دیگران هم همین نظر را دارند؟» «چرا این اشتباه را کردم؟» «نکند دیگران دربارهی من همین طور فکر کنند؟» همین سوالات باعث می شوند ذهن بارها به موضوع برگردد و آن را بررسی کند. ۲. احساسات منفی میتوانند خاطره را پررنگ کنند. اگر یک انتقاد باعث ناراحتی، خجالت، اضطراب یا نا امیدی شود، احتمال دارد آن لحظه برای ما پررنگ تر شود. تجربه هایی که با احساسات شدید همراه هستند، معمولا توجه بیشتری به خود جلب می کنند. برای همین ممکن است فردی یک تعریف را بعد از چند ساعت فراموش کند، اما یک جمله ناراحت کننده را مدت ها به یاد داشته باشد. ۳. ما ممکن است انتقاد را بارها در ذهنمان تکرار کنیم. یکی از دلایلی که یک انتقاد ماندگار میشود تکرار ذهنی آن است. ممکن است اتفاقی در گذشته رخ داده باشد، اما فرد بارها با خودش فکر کند: «کاش آن حرف را نمیزدم.» «چرا این اشتباه را کردم؟» «اگر دوباره چنین اتفاقی بیفتد چه؟» در این حالت، مشکل فقط خود انتقاد نیست؛ بلکه مرور مداوم آن نیز باعث میشود در ذهن پررنگتر شود. پس بهتر است بیخیال آن شویم و روی وجه مثبت تمرکز کنیم!
یکی از مهم ترین نکات این است که انتقاد می تواند به دو شکل متفاوت بیان شود. برای مثال جمله: «در این قسمت از کارت اشتباه کردی.» به یک رفتار مشخص اشاره میکند. فرد میتواند اشتباه خود را بررسی کند، آن را اصلاح کند و از آن یاد بگیرد. اما جمله: «تو همیشه خراب میکنی.» دیگر فقط دربارهی یک رفتار نیست و ممکن است فرد آن را به کل شخصیت خود تعمیم دهد. این نوع نگاه میتواند باعث شود فرد به جای اینکه بگوید «من یک اشتباه کردم»، با خودش فکر کند «من آدم اشتباهی هستم» یا «من همیشه شکست میخورم». بنابراین نوع بیان انتقاد اهمیت زیادی دارد. بنابراین اگر میخواهید از کسی انتقاد کنید سعی کنید محترمانه و با دلیل انتقاد کنید.
در کنار انتقاد، تعریف ها نیز بی اثر نیستند و اتفاقا بازخورد مثبت میتواند اعتماد به نفس، انگیزه و احساس رضایت را افزایش دهد. اما یکی از دلایلی که ممکن است اثر تعریف را کمتر احساس کنیم این است که آن را طبیعی یا قابل انتظار بدانیم. برای مثال، اگر کسی بگوید: «امروز خیلی خوب کار کردی.» ممکن است فقط لبخند بزنیم و از آن عبور کنیم. اما اگر همان فرد بگوید: «امروز در انجام این کار اشتباه کردی.» همانطور که گفته شد ممکن است مدت بیشتری دربارهی آن فکر کنیم. بنابراین مسئله الزاما این نیست که تعریف ارزش کمتری دارد؛ بلکه مغز ممکن است برای اطلاعات منفی توجه بیشتری اختصاص دهد که کاملا طبیعی است و مشکل شخصی فرد نیست.
شاید براتون سوال پیش بیاد که آیا واقعا یک انتقاد اثر تعریف را از بین میبرد؟ خیر، نمیتوان یک قانون دقیق و همیشگی مانند «یک انتقاد برابر با چند تعریف است» تعیین کرد. تاثیر یک حرف به عوامل مختلفی بستگی دارد. از جمله شخصیت فرد، رابطه او با گوینده، شدت انتقاد، نحوهی بیان آن، شرایط روحی فرد و اینکه آن انتقاد چقدر با باورهای قبلی او درباره خودش هماهنگ باشد. برای یک نفر یک انتقاد ممکن است فقط یک نکته ساده برای اصلاح باشد، اما برای فرد دیگری همان جمله ممکن است بسیار ناراحتکننده باشد. بنابراین بهتر است به جای یک عدد ثابت، درباره تمایل ذهن انسان به توجه بیشتر به اطلاعات منفی صحبت کنیم.
باید بدانیم که انتقاد همیشه دشمن ما نیست. بعضی انتقادها می توانند به ما کمک کنند اشتباه هایمان را بشناسیم و پیشرفت کنیم به شرط آنکه سازنده باشند. نکته مهم این است که انتقاد را از هویت خود جدا کنیم. وقتی مورد انتقاد قرار میگیریم، می توانیم از خودمان بپرسیم: «این انتقاد دقیقا درباره چه رفتار یا کاری است؟» «آیا این یک واقعیت است یا فقط نظر یک نفر؟» «آیا میتوانم از این حرف چیزی یاد بگیرم؟» «آیا دارم یک اشتباه کوچک را به کل شخصیت خود تعمیم میدهم؟» برای مثال، به جای اینکه بگوییم: «من همیشه خراب می کنم.» میتوانیم بگوییم: «در این کار اشتباه کردم و می توانم دفعه بعد بهتر عمل کنم.» این تغییر کوچک در نوع فکر کردن میتواند کمک کند انتقاد به جای اینکه تبدیل به سرزنش خود شود، به یک فرصت برای یادگیری تبدیل شود.
با توجه به اصل تعادل، به این میرسیم که فقط انتقاد نکردن کافی نیست؛ بازخورد مثبت نیز اهمیت دارد. وقتی از کسی تعریف میکنیم، بهتر است تعریف ما واقعی و مشخص باشد. مثلا به جای یک جمله کلی مانند «خیلی خوبی»، میتوان گفت: «در این پروژه خیلی منظم کار کردی و ایده ای که برای بخش آخر دادی جالب بود.» تعریف مشخص به فرد نشان می دهد دقیقا چه کاری را خوب انجام داده است. از طرف دیگر، هنگام انتقاد نیز بهتر است به جای حمله به شخصیت فرد، درباره رفتار مشخص صحبت کنیم. این کار باعث می شود فرد بتواند پیام را دریافت کند بدون اینکه احساس کند تمام شخصیتش زیر سؤال رفته است. کنترل احساسات در حین انتقاد نیز اهمیت زیادی دارد. بهتر است قبل از انتقاد چند ثانیه نفس عمیق بکشیم و خوب به آنچه رخ میدهد فکر کنیم.
در این مطلب یاد گرفتیم که انتقاد می تواند هم سازنده باشد و هم آسیب زا. اگر انتقاد درباره یک رفتار مشخص باشد و با هدف اصلاح مطرح شود، میتواند به رشد و یادگیری کمک کند. اما اگر یک اشتباه به کل شخصیت فرد نسبت داده شود، ممکن است اثر منفی بیشتری داشته باشد. بنابراین بهتر است هنگام دریافت انتقاد، بین «من اشتباه کردم» و «من آدم بد یا ناتوانی هستم» تفاوت بگذاریم. یک اشتباه، فقط یک بخش از تجربه ماست و لزوما تعریف کننده تمام شخصیت ما نیست. یاد گرفتن این تفاوت میتواند کمک کند هم از بازخوردهای مفید استفاده کنیم و هم اجازه ندهیم یک جمله منفی، تمام نکات مثبت درباره خودمان را تحت الشعاع قرار دهد. امیدوارم کمکتون کرده باشه!
اولین لایک و اولین پیامم
عالیی
پست جالب و خفنی بود
خسته نباشییییی
مرسیییی
مبارکه بامبوووووو
قابل ندارهه
عالییی بودد خسته نباشییی
مرسییی
عالی بود
ممنوننننن
ترجیح میدم تعریف بشنوم تا انتقاد
انتقادپذیرم ولی اینکه یکی بیاد ازم انتقاد کنه ناراحت میشم خودبه خود
عالی بود
متشکرمممم
ترجیح میدم انتقاد رو بشنوم تا تعریف خشک و خالی...
این هم درسته
چقدر جالب و جذاب بودد
خسته نباشییی
مرسییی ای وای بررسی تو هم رفته؟
ارهه🤣
👌🏼👌🏼👌🏼🛐🛐🛐
تشکرررر
پستتون واقعا زیبا و جالب بود؛🌀🎀
مثل خود شما
ممنونم بابت امتیازززز
خواهش میکنم؛ناقابله🎀
عالی بود خسته نباشی🗣
ممنون قابل نداره🙂↔