بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران ، کز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران ؛ — سعدی
همه ما اشک چشمان پنهان ابر را دیده ایم. او همیشه میگرید در بهار شوق میبارد در پاییز دلتنگی و در زمستان غم چشمانش را بر سرمان میریزد .. مشکل این است نمیدانم "صورتم" بارانیست ، یا "اسمان" ؛ تو همچو باران بودی امدنت زندگی بود نبودنت خشکسالی .. باران فقط باران نیست نفس تازه اسمان است ، خاطره های خیس اشک است ، موسیقی بی کلام اسمان است و رعد و برق ؟ خشم است ، خشم زبان ابرانی که هیچگاه نتوانستند احساسات خویش را جز با گریستن نوع دیگری به نمایش گذارند! چطور ممکن است ندانید چرا ابر ها به یکدیگر برخورد میکنند ؟! این برخورد نیست از دریچه چشمان من این اغوشیست که از همدردی شکل میگیرد ، نور میدهد ، فریاد میکشد و اشک میریزد بی صدا بلور های نقره ای چشمان پنهان خود را بر زمین می ریزد. تا بگوید؛ برای دل تنگ و قلب شکسته ات هیچکاری نمیتوانن بکنم.. جز انکه بگویم تنها نیستی عزیز خسته ی من ؛
باران،، نوید رویش است. همچو درخشش چهره ای خسته بعد از گریه در اغوشی امن .. باران امید دلی خسته است ، که هنوز باور نکرده نور های حیاتش به طور کامل پا به فرار گذاشته باشند ؛ و زندگی همین است، زندگی باران است! گاهی نم نم و گاهی سیل اسا .. گاهی طوفانی و گاهی ارام ارام ، شاید زندگی ایستادن برای پایان طوفان نباشد بلکه ان باشد که چطور یاد بگیریم ، زیر طوفان اب بازی کنیم. اغلب مردم از عشق به باران میگویند اما به محض چکیدن اشک اسمان چتر خود را باز میکنند تا بر لباس های پر زرق و برقشان لک نیفتند و تنها اجتماعی کوچک از این انسانها باران را بخاطر خیس شدن، پاک شدن و تمیزی روح انتخاب میکنند! "زندگی طوفان است ؛ اشک بریز اگر اشک هایت چو تغیان اشک های اسمان است!!"
میدانی .. هر گاه باران میبارد پنجره را باز میکنم شاید صدای قدم هایت هم قدم چک چک های کوچک بلورین باشد؛ به اعتقاد من عشق نیز همچو باران است ناغافل می اید و تنها لحظه ای هوشیار میشوی که همه چیز دگر خیس شده اند .. این قطره های کوچک حرف های دل گرفته ی اسمان دور از زمین اند! انها گریه میکنند تا زمین را سبز و پربار کنند ، پس شاید گریستن نیز مفید باشد؟ یا حداقل نیاز به شجاعتی برابر جهان داشته باشد. تا بوی خاک نم خورده و رقص نور بوییده و تماشا شوند گرنه رنگین کمان کجا بود ؟! خاک نم خوردت کجا و تو کجا ..
کاش باران تورا نیز با خودش می اورد. تا او از اب ها خلاص شده، دلتنگ من نیز به مراد خود برسد؛ اما من اطمینان دارم تو در تک تک قطرات باران حضور داری حتی اگر انها به زیبایی روی چو ماهت نباشند .. پس یا مرا به مراد دل خویش برسان یا مهرت از دلم بیرون کن که بعید است موفق شوی عزیزک من؛ مهر تو در دل من چون اعتبار باران است برای زمین! در همین حد بگویم: گر روزی حافظه ام برود از دست ، با یاد تو یاد همه چیز از یاد برفت! _ مولانا
عالیهههه
فداتبشم!
خدانکنه
خسته نباشیییییییی
سلامت باشی، مرسی از نگاه زیبات. 🙏🏻
🌟💖
چه قشنگگگگ
کامل نخوندم ولی به نظر خییییلییی قشنگ اومددد🪄😭
قربونت برم من ممنونم خوشگلک! 💞
خدا نکنهههه🎀
اشک های آسمان ؛ به لیست Nice textssssss افزوده شد.
توسط Osahara off😭💖
ـ
ممنونم زیبارو.
هومم دستای لیز رو باید بوسید این دست هاست که ارامشش این همه زیبایی رو خلق میکنه !!
لیز فدای تو و این چشای قشنگت بشه همه جارو خوشگل و خوب میبینی؛ 💥
رویـای خاموش نشده رو میشه درون این متن ها پیدا کرد میشه هم خندید و هم گریه کرد :)) اونقدر قشنگ بود که.. 💞😭
فداتبشم من اینطور تعریف میکنی وای دارم غش میکنم بیا بوسبوسیت کنن من وای؛ 💞😭
دختر قشنگم.. باز نوشت!! لیز میشه همیشه بنویسی؟ قلمت بهم حس ارامش میده میتونم هم باهاش گریه کنم و هم بخندم😭
اول اینکه برای شما و اگه تورو خوشحال کنا تا ابد ولی نبینم ناراحت باشیا حیف قلب قشنگت نیست رنگ غم بگیر عه، ☝🏻
وای لیزم اینقدر زیبا مینویسی که هیچ جوره نمی تونم توصیفت کنم تو با کلـماتت برام یه رویا میسازی😭
دختررک نازز لیز؛ ☝🏻
خیلی خوبی جدی کی چنین تعریفی میکنه؟ کی چنین طرز نگاهی داره جز ایری! 💘
یعنی میگی واسه این همه زیبایی نمیرم؟ 💘
نخسرم هانا واسه منه! 🙏🏻
*نخیرم
تا ابد و یک روز دخترم💘
فدای این قلمت شم دختر هنرمندم؛ 😭
خیلی حیفی بجاش بزار با کلماتی که هرگز بهت نمیرسن متن بنویسم؛ 💞
لیزا یه جوری زیبایی که کلمات نمیتونن توصیفت کنن من که در مقابلت هیچم؛