واقعا میتونی چیزی رو که میخوای جذب کنی؟
تا حالا شده یک اتفاق رو اونقدر توی ذهنت تصور کنی که انگار واقعاً اتفاق افتاده؟ یک زندگی متفاوت... یک آدم خاص... یک موفقیت بزرگ... اما سؤال اینجاست: آیا ذهن تو واقعاً میتونه آیندهات رو تغییر بده؟
فرض کن هر شب قبل از خواب، زندگیای رو تصور میکنی که همیشه آرزوش رو داشتی. خودت رو در دانشگاه موردعلاقهات میبینی. در شغلی که دوستش داری. در کنار آدمهایی که برات مهمن. هر روز به اون تصویر فکر میکنی و با خودت میگی: «من قراره بهش برسم.» این دقیقاً همون جاییه که مفهوم Manifesting برای خیلیها جذاب میشه. با این ایده که شاید چیزی که دائماً در ذهنت میسازی، بتونه روزی بخشی از واقعیتت بشه.
اما یک سؤال مهم وجود داره: اگر فقط فکر کردن کافی باشه، پس چرا همه به آرزوهاشون نمیرسن؟ چرا بعضی چیزهایی که با تمام وجود میخوایم اتفاق نمیافتن؟ چرا ممکنه ساعتها آیندمون رو تصور کنیم، اما هیچ اتفاقی در دنیای واقعی تغییر نکنه؟ چون بین «خواستن» و «رسیدن» فاصلهای وجود داره که فقط با فکر کردن پر نمیشه.
پس چرا بعضیها میگن: «منیفست کردم و جواب گرفتم!» شاید بخشی از جواب، خود ذهن ما باشه. وقتی چیزی واقعاً برات مهم میشه، بیشتر متوجه فرصتها و اتفاقات مرتبط با اون میشی. چیزهایی رو میبینی که قبلاً از کنارشون رد میشدی. دنیا لزوماً تغییر نکرده؛ توجه تو تغییر کرده.
اما این وسط یک باور خطرناک هم وجود داره: «هر اتفاق بدی که برات افتاده، خودت جذبش کردی.» نه. تو نمیتونی رفتار دیگران، شانس، اتفاقات غیرمنتظره و تمام شرایط زندگی رو کنترل کنی. اگر به چیزی نرسیدی، قرار نیست خودت رو سرزنش کنی و بگی: «پس به اندازه کافی مثبت فکر نکردم.»
شاید منیفست کردن قرار نیست جهان رو تغییر بده. شاید قرار باشه... تو رو تغییر بده. وقتی میفهمی دقیقاً چی میخوای، انتخابهات، توجهت و حتی تصمیمهات میتونن تغییر کنن. و همین تغییرات کوچک، گاهی مسیر زندگی رو عوض میکنن.
پس شاید سؤال درست این نباشه: «چطور چیزی رو جذب کنم؟» بلکه: «برای رسیدن به چیزی که میخوام، باید تبدیل به چه آدمی بشم؟» چون آرزو به تنهایی آینده نمیسازه. آرزو وقتی قدرتمند میشه که تبدیل به حرکت بشه.
شاید تو نتونی آینده رو فقط با فکرهات کنترل کنی. اما میتونی مشخص کنی به کدوم سمت حرکت کنی. و شاید راز واقعی Manifesting همین باشه: قرار نیست فقط چیزی رو جذب کنی؛ قرارِ تو اینه که تبدیل به آدمی بشی که میتونه بهش برسه.
اقا ما اول شدیم🇮🇱
یه کتابی بود میگفت یه یارویی یه ازمایش انجام داده که جوجه های تازه از تخم دراومده رو جلوی یک ربات گذاشته . جوجه ها فکر کردن ربات مادرشونه . بعد یه مدت اومده جوجه رو داخل یک قفس خیلی کوچیک انداخته و متوجه شده که حرکت ربات در اطراف قفس زیاد میشه . چرا؟ چون فرکانس افکار جوجه یا در اینجا همون اینده از که ما اون رو میخواهیم باعث میشه که ربات اون نزدیکی باشه . در نتیجه اگر فرکانس های مثبت مثبت به اینده بیرون بدیم اون فرکانس ها باعث جذب اینده میشن
درمورد این تحقیق تاحالا نخونده بودم، خیلی جالب بود
ممنون بابت کامنتت💕
ممنون از شما با پست خوبت 💕
عالی بودددد🌟❤
ممنونم عزیزم 💕
چقدر جالب بووود خسته نباشییی 💞💞
ممنونم زیبا لطف داری💕
پستت عالی بود بانو🛐💕
مرسی زیبا 💕
عالی بود عزیزدل🌷
لطف داری عزیزم💕
عالییی بووود خسته نباششیی
ممنونم زیبا💕
خسته نباشی عزیزدلم عالی بود❤🔥
مرسی عشق فداتشم💗
❤🔥❤🔥❤🔥