در این تست، میخواهیم ببینیم که با نقل قول ها، بیوگرافی شخصیت ها و برخی از جزئیات، آیا میتوانید شخصیت های کتابی را به همراه کتاب هایشان تشخیص دهید یا خیر واضح است که اگر کتابی را نخوانده باشید، امکان پاسخ به آن سوال وجود نخواهد داشت. سوال انحرافی: جهت گمراهی شما، امکان حضور کاراکتر های مختلف از کتاب های تکراری وجود خواهد داشت؛ توجه کنید. هشدار اسپویل: اگر که میخواهید اسپویل نشوید، پاسخ آن سوال را در بخش نتیجه رد کنید.
من یک دانش آموز هستم. موهای قهوهای تیره دارم و عاشق هنر و ادبیاتم. به همراه دوستانم به یک مدرسه میروم. اما وقتی پدرم متوجه میشود که بدون اجازه او، هنری که در آن استعداد دارم را دنبال میکنم؛ تصمیم میگیرد که مدرسه مرا عوض کند و اطمینان حاصل کند که من از هرگونه حواس پرتیای در طول تحصیل، دور شوم. همچنین اولین باری که کار مورد علاقهام را در مقابل پدرم انجام دادم، به آخرین بار تبدیل شد. معلم موردعلاقهٔ من خود را مقصر فاجعهای که به بار آمده است، میبیند. زیرا او یکی از مشوق های من بوده است. او، مجبور به کنار گذشتن شغل معلمی میشود و دیگر آن مدرسه، من و معلمم را در خود جای نمیدهد. من کیستم؟
من عجیب و غریب خطاب میشوم. شاید بخاطر موهای بورم باشد و شاید بخاطر پدرم باشد. مردم او را هم مانند من عجیب خطاب میکنند؛ اما من دوستش دارم. او همیشه یک گردنبند خاص را به همراه دارد و داستان آن گردنبند را برایم تعریف کرده است؛ هم از حفظ و هم از روی کتاب های قدیمی. حتی یک بار بخاطر مسئلهٔ مرگ و زندگی، برای چند نفر از هم مدرسهای های من، تعریفش کرد ولی در آن زمان، من خانه نبودم و هیچکس نمیدانست که من دقیقا کجا هستم و در چه شرایطی به سر میبرم. من وقتی بچه بودم، مرگ مادرم را به چشم خود دیدم و همچنان رابطهٔ خوبی با حیوانات و موجودات زنده دارم. من کیستم؟
پدرم، مادرم را درحالی که من در آغوشش بودم از خانه بیرون انداخت و مادرم در مقابل دیدگان من خود را به آتش کشید و زنده زنده سوخت. مادرم از درون مرده بود؛ او را در خانهٔ پدریاش کشته بودند اما جسمش هنوز برای زنده بودن تلاش میکرد و با حساب اینکه با درد رماتیسم از زمان نوجوانیاش، میسوخت و میساخت؛ باز هم تا جای ممکن دوام آورد اما درنهایت سوخت. مادرم به پای همه سوخت و این آتش آخر، هشداری برای بیدار شدن برادر دوقلویش، دایی من، از خواب غفلت بود. هیچکس بجز من نفهمید که مادر چرا خودسوزی کرد. من که کودکی بیش نبودم، کاری جز گریه از دستم بر نیامد. مدتی پس از مرگ مادر، پدرش -پدربزرگ من- نیز بر اثر بیماری جان سپرد. بنظر شما، من چه کسی هستم؟
در همسایگی ما دختری زندگی میکرد که مادرش را از دست داده بود و پدرش او را با زنبابا بزرگ میکرد. زن بابای او زنی بداخلاق و کج خلق بود که همیشه دخترک را به بهانه های مختلف کتک میزد و اذیت میکرد. حتی عروسکی که مادر دخترک برایش دوخته بود و از موهای خودش برای عروسک مو درست کرده بود را از دخترک گرفت و پنهان کرد اما عروسک هربار بیرون میآمد. دخترک قسم میخورد که عروسک خودش بیرون میآید اما زنبابا بخاطر اینکه دخترک عروسک را پیدا میکرد، او را کتک میزد. در مقابل پدرش، زنبابا نقش مادری مهربان را بازی میکرد و پشت سر او، در حد امکان زندگی را برای دختر تیره و تار میکرد. روزی که من متوجه شدم حق با دخترک بود و عروسک زندست؛ به دخترک کمک کردم و باهم به محل اجتماع عروسک ها رفتیم و شب را در آنجا سپری کردیم. به همراه عروسک های دیگر به ماجراجویی پرداختیم و سپس به خانه هایمان بازگشتیم. من شدم بهترین دوست دخترک، نام من چیست؟
من قلبی بیمار دارم. اکثر مواقع توجهی به اطراف خود ندارم؛ نه اینکه نخواهم، نمیتوانم توجه کنم. به موسیقی علاقه دارم و بیشتر مواقع درحال گوش دادن به آهنگ هستم. دوستانی دارم که هر یک مشکل خاص خود را دارند و بیشتر از خانوادهٔ خودم، نقش خانوادهام را دارند. هر کجا هم که بروم، باز باید به بیمارستان بازگردم. اگر راستش را بخواهید، من نمیتوانم به مکان های زیادی بروم و بیمارستان، خانهٔ من و دوستانم شده است. اکثر انسان ها مرا با نام خودم صدا نمیکنند؛ زیرا اسمی فرانسوی است و معتقدند تلفظ سختی دارد و حرف اولش را جایگزین اسم خودم میکنند و با آن خطاب میشوم. آیا شما اسم کامل مرا بلدید؟
همهٔ مردم از من انتظار دارند که مانند پدرم، قهرمان باشم. اما من مثل او نیستم؛ من بی نقص نیستم. پدرم فکر میکند من عجیبم؛ فقط بخاطر اینکه شبیه خواهر و برادرم نیستم. او میگوید:« بیشتر مردم پدری دارند که سعی دارند شبیه او و یا مخالف او رفتار کنند. من هیچ چیز نداشتم اما حداقل تو یک پدر داری چه خوب چه بد.» من با پسر دشمن پدرم دوست شدهام و او از این موضوع ناراضی است. وقتی برای جبران اشتباه پدرم گام برداشتم؛ درگیر بازی با زمان شدم و به همراه دوستم به سفر در زمان پرداختم. در طول این مدت ارتباطم با پدرم بهبود بخشیده شد، دشمنی پدرم با پدر دوستم کمرنگ شد و دشمن مشترکمان به دست همکاری ما شکست خورد. من .......... هستم.
از روزی که برای این کار انتخاب شدم، از انجام دادنش بیزار بودم. اما اکنون که رد صلاحیت شدهام، نمیتوانم دست از انجام دادنش بکشم و در عین حال از این کار متنفرم. اگر من عدالت را در این جهان نامیرا اجرا نکنم، چه کسی عدالت را برقرار خواهد کرد؟ من جایی در خانواده پر جمعیتم ندارم. آیا مقدر شده است که به تنهایی زندگی کنم؟ دوست داشتم همراه مربی اولم که مرگی ساختگی برای خود رقم زد و فردی که باید با او سر این شغل رقابت میکردم، زندگی میکردم؛ نه من این شغل را میخواستم نه او. اساس داشتن این شغل دوست نداشتنش بود اما مربی دوم من که خودم با دستان خودم او را به آتش کشیدم؛ برعکس این عقیده فکر میکرد و میگفت :«باید از کاری که میکنیم، لذت ببریم.» من نمیدانم چه کسی هستم، شما میدانید؟
نتیجه 1
هدف این تست، این بود که ببینیم آیا شما چقدر با دقت کتاب رو میخونید و آیا کتاب رو تک بعدی میخونید یا خودتون به معنا و مفهومش فکرمیکنید و داستان رو از همون دیدگاهی که نشون میده میبینید یا خودتون توی اون محیط کنکاش میکنید. ممنون که وقت گذاشتید. میتونید کتابها رو از روی این عکس تشخیص بدید و توی کامنت ها بگید؟
نتیجه 2
هدف این تست، این بود که ببینیم آیا شما چقدر با دقت کتاب رو میخونید و آیا کتاب رو تک بعدی میخونید یا خودتون به معنا و مفهومش فکرمیکنید و داستان رو از همون دیدگاهی که نشون میده میبینید یا خودتون توی اون محیط کنکاش میکنید. ممنون که وقت گذاشتید. میتونید کتابها رو از روی این عکس تشخیص بدید و توی کامنت ها بگید؟
نتیجه 3
هدف این تست، این بود که ببینیم آیا شما چقدر با دقت کتاب رو میخونید و آیا کتاب رو تک بعدی میخونید یا خودتون به معنا و مفهومش فکرمیکنید و داستان رو از همون دیدگاهی که نشون میده میبینید یا خودتون توی اون محیط کنکاش میکنید. ممنون که وقت گذاشتید. میتونید کتابها رو از روی این عکس تشخیص بدید و توی کامنت ها بگید؟
نتیجه 4
هدف این تست، این بود که ببینیم آیا شما چقدر با دقت کتاب رو میخونید و آیا کتاب رو تک بعدی میخونید یا خودتون به معنا و مفهومش فکرمیکنید و داستان رو از همون دیدگاهی که نشون میده میبینید یا خودتون توی اون محیط کنکاش میکنید. ممنون که وقت گذاشتید. میتونید کتابها رو از روی این عکس تشخیص بدید و توی کامنت ها بگید؟
چرا هیچکس به من توی نتیجه توجه نمیکنه:(
خدایی معلومه سبک پست/تست های کسایی که کتاب می خونن تو یه سطح دیگه ست ✨
گل کاشتی واقعا تست با محتوایی بود ، ما تمامش میکنیم هر دو در نهایت میمیرند و داس مرگ عالیه پیشنهادش میکنم حتما 🪼🎀
داس مرگگگ هورا یکی دیگه که خوندتشش حجمیگبکپلج
اخجونننننن چون خیلی ناشناخته هستتتت هیچکسسس رو بجز چند نفر ندیدممممم
عکس نتیجه: از بالا گوشه سمت راست هردو در نهایت میمیرند، سایه های میان ما، فنتزما، راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب، به امید دلبستم، فابل، کتابخانه نیمه شب، خردم کن، دختری که ماه را نوشید، قصه های بهرنگ(صمد بهرنگی)، بوف کور و وسطی هم سمفونی مردگانه
سمفونی مردگان یجور دیگه نبو-👀
از روی عکس نتیجه هر دو در نهایت میمیرند، دختری که ماه را نوشید، خردم کن، فنتزما، داس مرگ، به امید دل بستم و فابل رو تشخیص دادم🙃
عالی بود، خسته نباشییی🎀
آفریننن توام خسته نباشی و ممنون🫱🏻🫲🏼
فکر نمیکردم کسی فابل رو تشخیص بده و داس مرگ رو بشناسه
کارت عالی بود خسته نباشی☝🏻
هی هی توی نتیجه گوشه بالا سمت چپ منم☝🏻
اره🤣 خوش به حالم ارون وارنر به تستم سر زده🤣🤣🤣
ببین چه افتخاریه قدر بدون
برادرمم هست که💔
ایبابا
اشکال ندا...🌚
عه من
عاا وارنر بلاگ من بودم😞
نمیدونستم درضمن من بلاگ نمیرم بررسی ندارم👀💔
فقط چهارمی رو اشتباه زدم
عالی بود
اشکال نداره پیش میاد
عالی بودی
تشکررر🥹💞