سلام سلام دیدین کمر خانومایی ویکتوریایی چقدر باریکه یا لباساشون چقدر حجم و پف داره؟در این پست علتشو باهم بررسی میکنم !
محدودیت کامل حرکتی در اندامها: آستینهای گوسفندی (Leg of Mutton) در دههٔ ۱۸۹۰ چنان پُفدار بودند که زنان نمیتوانستند دستهایشان را بالا ببرند یا به راحتی به پشت سر برسند. همچنین دامنهای تنگ، گامهای بلند یا دویدن را کاملاً غیرممکن میکردند و برای بالا رفتن از پله، باید دامن را با یک دست تا زانو بالا میکشیدند. وابستگی به کمک دیگران: به دلیل بندهای پشت کرست و سنگینی لباس، زنان طبقهٔ بالا تقریباً نمیتوانستند بهتنهایی لباس بپوشند یا درآورند و برای انجام کارهای روزمرهٔ ساده (نشستن، خمشدن، گردش گردن) کاملاً به خدمتکار یا همسر خود وابسته بودند. واکنش مخالفان (جنبش لباس عقلانی): در اواخر قرن، پزشکان و فمینیستها به شدت به این محدودیتها اعتراض کردند و جنبش «لباسِ عقلانی» (Rational Dress) را راه انداختند که طرفدار حذف کرست و استفاده از شلوارهای بلند زنانه (بلومر) برای آزادی حرکت بود، هرچند این جنبش با تمسخر شدید جامعهٔ سنتی روبهرو شد. (باعث غش هم میشند،به علت تنگی نفس)
تفاوت طبقاتی: کرست بخشی از لباس زیر روزمره برای همهٔ زنان (از ملکه تا خدمتکار) بود؛ اما جنس و تزیینات آن تفاوت داشت. زنان ثروتمند کرستهای گلدوزیشده با بندهای ابریشمی میپوشیدند و زنان کارگر از کرستهای ساده و محکم کتانی برای فعالیت بدنی استفاده میکردند.
تفاوت با چتر باران: چتر آفتابی یک اکسسوری زنانه و ظریف بود در حالی که چتر باران کاربردیتر و مذکر محسوب میشد. جنس چتر آفتابی از ابریشم، کتان ظریف یا تور (لِیس) بود و دستههای آن از چوب منبتکاریشده، عاج یا فلز ساخته میشد. تنوع برای موقعیتهای مختلف: مدلهای متفاوتی وجود داشت؛ از جمله چتر کالسکهای (Victoria) که کوچک و تاشو بود و ملکه ویکتوریا در دهه ۱۸۴۰ میلادی آن را محبوب کرد تا در کالسکههای باز از صورت در برابر آفتاب محافظت کند. همچنین نوعی چتر مخصوص دوران سوگواری تماماً مشکی بود و حتی لبههای تورِ بلند آن، صورت را بیشتر میپوشاند. نقش در ارتباطات و جذابیت: فراتر از محافظت، چتر آفتابی وسیلهای برای ابراز سبک شخصی بود. خانمها از آن برای ایفای نقشی ع'شو'هگ'رانه استفاده میکردند؛ مثلاً عبور نور از چترهایی با رنگهای خاص (مثل صورتی) به پوست، جلوهای جوانتر میبخشید.
در دوران ویکتوریا، رنگ لباس صرفاً یک انتخاب سلیقهای نبود، بلکه یک زبان پیچیده و رسمی محسوب میشد که طبقه، سن، وضعیت تأهل، خلقوخو و حتی احساسات درونی فرد را فریاد میزد. این نظامِ رنگی تحت تأثیر کتابهای «زبان گلها» و مدِ نقاشیهای رمانتیک شکل گرفته بود. قانونِ ساعت (رنگ شبانهروز): زنانِ مودب هرگز بعد از غروب آفتاب، رنگهای روشن یا ساده نمیپوشیدند. برای شام و مهمانیهای شب، لباسهایی با پارچههای براق (ساتن، مخمل یا ابریشم) در طیف یاقوتی، آبی شب، مشکی یا طلایی انتخاب میشد که زیر نور شمع، جلوۀ دراماتیک و اشرافی داشت. در مقابل، لباسهای روز همیشه سادهتر و در رنگهای مات (قهوهای، خاکستری، سبزِ کمرنگ) بود تا برای قدمزدن در پارک یا خرید مناسب باشد.
این تصور که فقط زنان ویکتوریایی اسیر مد بودند، کاملاً اشتباه است. مردان طبقهٔ متوسط و بالا به همان اندازه، و حتی گاهی وسواسگونهتر از زنان، به ظاهر خود اهمیت میدادند؛ زیرا در جامعهٔ ویکتوریا، ظاهر مرد، مستقیماً نشاندهندهٔ شخصیت، اعتبار کاری و جایگاه اجتماعی او بود. کرست مردانه (برای کمری باریک و سینهای فراخ): بله، مردان هم کرست میپوشیدند! کلاههای نمادین (قانونِ سختگیرانه): بیرون رفتن بدون کلاه برای یک مرد ویکتوریایی، مانند بیرون رفتن بدون شلوار بود! انواع کلاه برای موقعیتهای مختلف وجود داشت: · کلاه سیلندر (توپی): مخصوص آقایان اشراف و مشاغل اداری برای مراسم رسمی و عصرگاهان. · کلاه بولر (کاسهای): کلاهِ غیررسمی و روزمرهٔ طبقهٔ متوسط و کارمندان. · کلاه شاپو (نرم و تاشو): برای سفر و کالسکهسواری. برداشتن کلاه هنگام احوالپرسی با خانمها یا ورود به ساختمان، یک اصلِ مطلقِ مؤدبانه بود. در نهایت، لباس پوشیدنِ مردانه در ویکتوریا به حدی پیچیده و زمانبر بود که مردان طبقهٔ بالا هم مانند زنان، برای لباس پوشیدن به کمک یک خدمتکارِ مخصوص (والت) نیاز داشتند تا بتوانند از پسِ یقههای سفت، دکمههای سختالوصولِ پشت جلیقه و گرههای ظریفِ کراوات بربیایند.
سیر تحول پوشش در دوران ویکتوریا (۶۴ سال) بسیار پویا و شگفتانگیز بود و هر دهه، فرم و فلسفهی خاص خود را داشت. نکتهی کلیدی: در کلِ این ۶۴ سال، کرست و لایههای متعدد همواره حضور داشتند و تنها فرمِ بیرونیِ لباس بود که از گنبد به زنگوله، از زنگوله به دمپوش، و از دمپوش به خطِ S تکامل یافت.
در دوران ویکتوریا، اکسسوریها صرفاً برای زیبایی نبودند، بلکه مکملهای اجباری برای تکمیلِ «ظاهرِ شایسته» محسوب میشدند و هر کدام، قوانینِ سختگیرانهی خاص خود را داشتند. نکتهی جالب: بسیاری از این اکسسوریها، نه برای استفادهی عملی، که برای قانونِ طبقاتی بودند. مثلاً جنسِ دستهی عصا یا تعدادِ زنجیرهای ساعت، مشخص میکرد که شما اشرافی، بازرگان یا کارمندِ ساده هستید.
موها در دوران ویکتوریا، فراتر از یک عضو بدن، تاجِ افتخارِ زنانه و نشانِ مردانگیِ مردانه محسوب میشدند. قوانین پوششِ مو بهشدت طبقاتی، جن'س'یتی و حتی اخلاقی بود. شستوشو و بهداشت: باورِ عمومی در ویکتوریا این بود که شستنِ زیادِ مو با آب و صابون، باعثِ ریزش و پیریِ زودرس میشود. بنابراین، اغلبِ زنان ماهیها یکبار موهایشان را با مخلوطِ تخممرغ و عسل یا نشاسته تمیز میکردند و در باقیِ روزها، موها را با پودرهایِ خشکِ جاذبِ چربی (مثل پودرِ نشاستهی ذرت) پودر میزدند و با برسِ محکم از ریشه تا نوک، روزانه صدها بار شانه میزدند تا چربیِ مو به ساقه پخش شود و ظاهری براق و درخشان پیدا کند.
بوتها در دوران ویکتوریا، فراتر از یک پوشش ساده برای پا، نمادی از طبقه، جنسیت و پایبندی به آداب اجتماعی بودند. برخلاف تصور رایج که پاها را کاملاً پنهان میکردند، انتخابِ بوت، پیامهای ظریفی دربارهٔ شخصیت و جایگاه فرد داشت. تفکیک فضای داخل و خارج: بوتها عمدتاً برای فضای باز (پیادهروی، خرید، کالسقه) بودند، در حالی که در خانه از کفشهای راحتی یا دمپایی استفاده میشد. قانونِ پوشاندن مچ پا: پوشیدن بوتهای ساقبلند برای زنان، صرفاً یک مد نبود، بلکه یک ضرورت اخلاقی محسوب میشد؛ چون نمایان شدن مچ پا، اوج بیحیایی بود. در یک کلام، بوت در دوران ویکتوریا فقط یک پوشش برای پا نبود، بلکه بیانیهای اجتماعی بود که نشان میداد شما کیستید، به کدام طبقه تعلق دارید و چقدر به قواعدِ سرسختانهٔ جامعهٔ ویکتوریایی پایبند هستید.
پستت عالی بود
مرسییی عزیزم❣
ولی جدی قشنگ میشدن
کلا بدبخت بودن الان فهمیدم
من رو به اونا جمع کنید یانا رو دیگه دامن عادی بلند که بشه باهاش دوید مگه چشه؟( جید اعصابم خراب شد )
عالی بوددددددددددد
منظورش دامن تنگ بود نه بلند اگه بلند و راحت باشه که میشه دوید
من مگه گفتم منظور دامن تنگ نیست منظورم این بود این شکلی بهتره
مرسی
عهههه پوشش منننن؟
اگه محدودیت های فیزیکی کمتری داشت خیلی خیلی زیباتر و بهتر میشد چون اینطوری به بدن آسیب میزنه و گرنه که خیلی زیبا هستتت💜♾🛐💜♾🛐
عالییییییی،فرصت وآنیلی؟
میسیی،حتما
🧚♀💗
ولی با اینکه زیبایی خیلی بوده ولی پشت این ها چقدر سختگیری بوده....
و دوران ویکتوریا یه سری چیز های وحشتناک هم داشته که واقعا..💔
ولی واقعا ممنون از پست ، براش وقت گذاشته بودی👏🏻👏🏻👏🏻
همین، نکته مهم اینه قبل از سری وقایع تاریخی که اگه دوست داشته باشین براتون پستشو میسازم،زنان از روسری و شال استفاده میکردند!!
__
هر کشوری اینطوری نبوده ها بعضی کشورا هم جهت تزیین موها استفاده میکردن بعضی کشورا هم به دلیل اعتقادات🎀
فتنه اسپانیا گلم🥰
من عاشق دوران ویکتوریام🛐🛐🛐
واااییی منم منم!
خیلی قشنگ و نازه ولی،خدایی چقدر سختگیری داشتن
اره خیلی زن ها اذیت میشدن💔
لباساشون خوشگله ولی من الان رو یعنی دنیای مدرن رو ترجیح میدم 👈👉
داداش زن س.تیز ترین دوران جامعه بودن
اره بودن ولی من عاشق استایل و معماری و مد و موسیقی و اثار و تاریخ اونموقعم کلا سبک زندگیا و خونه ها و لباسا خیلی قشنگ بودن