جعل و فریبکاری پیشینهای کهن دارد و ظاهراً انسانها از اولین روزهایی که قدم به کره خاکی گذاشتهاند، سعی در فریب همنوعان خود و جعلسازی داشتهاند... در ادامه چند حقه مشهور را میبینیم که افراد را سالها فریب دادند.
■جنگ دنیاهای اورسن ولز■ نمایش رادیویی بیش از حد واقعگرایانهی اورسن ولز از رمان «جنگ دنیاها» اثر اچ جی. ولز روز ۳۰ اکتبر ۱۹۳۸ از رادیو پخش شد. این نمایش رادیویی حمله موجودات فضایی به زمین را دستمایه قرار داده بود و به همین دلیل هم وحشت بیسابقهای را در سرتاسر کشور آمریکا برانگیخت. در نمایش رادیویی جنگ دنیاها به سبک برنامههای عادی رادیو دائم پخش موسیقی با خبرهای فوری قطع میشد و خبرهای نگرانکنندهای از مشاهده انفجارهای مهیب در سیاره مریخ، فرود سفینه موجودات فضایی در نیوجرسی و نهایت حمله مریخیها به نیوجرسی و نیویورک پخش شد. مردم نیوجرسی به قدری از شنیدن این اخبار هولناک وحشتزده شده بودند که بسیاری از آنها با هجوم به بزرگراهها تصمیم گرفتند از شهر فرار کنند. هر چند در پرده دوم نمایش به شنوندگان اعلام شد شنونده یک نمایش داستانی هستند، اما تا آن زمان اوضاع از کنترل خارج شده بود. اگرچه هیچوقت قرار نبود جنگ دنیاها یک جعل باشد، اما وحشتی که پخش این نمایش رادیویی بهدنبال داشت نام آن را برای همیشه وارد کتابهای تاریخ کرد.
■ادوارد مورداک عجیبالخلقه■ ادوارد مورداک عجیبالخلقه یکی از جعلهای قدیمی است که مدتها بود که به فراموشی سپرده شده، اما اینترنت و سریال تلویزیونی «داستان ترسناک آمریکایی» به شهرت دوباره آن کمک زیادی کردند. ادوارد مورداک مرد قرن نوزدهمی متولد یک خانواده اصیل و اشرافی بود. او با یک ناهنجاری مادرزادی هولناک متولد شده بود. این مرد بیچاره دو صورت داشت. صورت دوم مرد درست پشت سرش قرار داشت. او ادعا میکرد در زمان خواب صورت دومش زشتترین و نفرتانگیزترین سخنان را در گوش او زمزمه میکند. مورداک عاجزانه از پزشکان میخواست صورت او را جراحی کنند و او را نجات دهند، اما این اتفاق هیچوقت نیفتاد. مرد بیچاره بالاخره تسلیم عذابهای صورت انگلوارش شد و در سن ۲۳ سالگی خودکشی کرد. پس از قرن نوزدهم نسخههای دیگری از داستان ادوارد مورداک در قالب نمایش تئاتر، برنامههای تلویزیونی و رادیویی و اجراهای موسیقی بازگو شدند. در تمام این ماجراها مورداک را یک مرد واقعی دانسته بودند. ماجرا به حدی جدی گرفته شده بود که در سال ۱۸۹۶ یک مجله پزشکی نیز مورد عجیب ادوارد مورداک را گزارش داد. اگرچه موارد واقعی از این ناهنجاری مادرزادی بسیار نادر در دست است، اما داستان ادوارد مورداک یک جعل تاریخی بیش نبود. نویسنده داستانهای علمی تخیلی چارلز هیلدرث در سال ۱۸۹۵ ماجرای ادوارد مورداک را به صورت یک داستان کوتاه نوشته بود. عکس مشهوری که از مورداک باقیمانده نیز ظاهراً از یک مجسمه مومی گرفته شده است.
■روح کوکلین■ اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم دوران طلایی احضار روح و گفتگو با مردگان بود. در آن دوران، عکاسی از ارواح و جلسات پرشور احضار روح چندان اتفاقات عجیبی نبودند. همین ماجراها نیز باعث شدند تا جعلهای زیادی توسط افراد سودجو انجام گیرد. براساس گزارش ریدرز دایجست، یکی از این ماجراها در سال ۱۷۶۲ اتفاق افتاد. در آن سال، شاهزاده ادوارد، دوک یورک و آلبانی از خانهای در کوکلین لندن دیدن کرد. گفته میشد این خانه به تسخیر روح فانی درآمده است. فانی زن فقیری بود که در این خانه اجارهای بر اثر آبله درگذشته بود. ویلیام کِنت، معشوقه رباخوار فانی پول زیادی را با بهره بالا به ریچارد پارسونز، صاحبخانه او قرض داده بود. کنت بعدا ریچارد پارسونز را به دادگاه کشاند و برنده این پرونده شد. در همین مدت، صداهای عجیبی شبیه به پنجولهای گربه در خانه کوکلین شنیده میشد. خیلی زود شایعه شد این صداها کار روح سرگردان فانی است. اما در واقع صداها را پارسونز و دخترش الیزابت در میآوردند.
*ادامه اسلاید قبل* برای اثبات ماجرا جلسات احضار روح در خانه برگزار شد. این جلسات در روزنامههای آن زمان بازتاب زیادی داشتند و بسیاری از مقامهای مذهبی، اشراف، شهردار و دیگران از نزدیک شاهد احضار روح بودند. این جلسات حتی باعث ازدحام در خیابانهای منتهی به خانه پارسونز شده بودند. مردم تصور میکردند روح فانی برای انتقام گرفتن از زندهها و شاید هم برای هشدار برگشته است. فانی با زدن ضربههایی روی تخته با پارسونز و دیگران صحبت میکرد. روح طی یکی از همین جلسات کنت را متهم کرد او را مسموم کرده و به همین دلیل خواستار به دار آویختن معشوقه جفاکارش شد. کنت که میدید این ماجرا نام و اعتبار او را خدشهدار کرده به همراه دو پزشکی که در بستر مرگ فانی حضور داشتند، در یک جلسه احضار روح شرکت کرد. بار دیگر در این جلسات فانی کنت را به قتل خود متهم کرد. اوضاع هر روز برای کنت بدتر میشد تا اینکه در یکی دیگر از جلسات احضار روح دکتر ساموئل جانسون دید الیزابت زیر تخت رفته تا تکه چوبی را بردارد. ظاهراً الیزابت در جلسات قبل این تکه چوب را زیر لباسش پنهان کرده بود و با آن با احضارکنندگان ارتباط میگرفت. این پایان ماجرا نبود، پارسونز حتی بعد از رفع اتهام کنت دست از سر او برنداشت. او همیشه بهدنبال پاپوش درست کردن برای کنت بیچاره بود. نهایتا پای پارسونز به دادگاه کشیده شد. او ۲ سال را پشت میلههای زندان سپری کرد و دخترش هم یک سال در زندان ماند.
■درخت اسپاگتی■ درخت اسپاگتی یکی از جعلهای تاریخی بود که ناخواسته سروصدای زیادی به پا کرد. ماجرا به برنامه ویژه تلویزیون بیبیسی انگلستان از دروغ اول آوریل سال ۱۹۵۷ برمیگشت. در این برنامه تلویزیونی یک خانواده در جنوب سوئیس نشان داده میشود که مشغول جدا کردن رشتههای فرنگی (نودِل) از درخت اسپاگتی هستند. این برنامه طنز خیلی راحت میلیونها بیننده تلویزیونی را فریب داد. هر چند باور آن کمی دشوار به نظر میرسد، اما مردم انگلستان در آن زمان آشنایی چندانی با اسپاگتی و رشته فرنگی نداشتند و اصلا نمیدانستند این خوراکی لذیذ از ترکیب آرد و آب تهیه میشود. به همین دلیل اندکی بعد از به روی آنتن رفتن این برنامه ۳ دقیقهای، شمار زیادی از بینندگان تلویزیونی با بیبیسی تماس گرفتند تا از نحوه کاشت درخت اسپاگتی در منزل خود سؤال کنند. تخمین زده میشود بیش از ۸ میلیون نفر آن روز برنامه بیبیسی را از تلویزیونهای خود تماشا کردند. بدینترتیب، ماجرای درخت اسپاگتی حالا تبدیل به یکی از مشهورترین جعلهای رسانهای در تاریخ شده است.
■کوسه بزرگراه طوفان هاروی■ با وجود شبکههای اجتماعی و اخباری که در ۲۴ ساعته در گردشاند، نمیتوان بعد از هر بلای طبیعی بهراحتی از هجوم عکسهای وحشتناک ویرانیها و رخدادهای دلخراش در امان ماند. طوفان هاروی که در سال ۲۰۱۷ در هیوستون اتفاق افتاد از این قاعده مستثنی نیست. همزمان با وقوع این طوفان مهیب یکی از کاربران توئیتر عکس باورنکردنی از شنای یک کوسه در میان سیلابهای بزرگراهی در هیوستون را با دیگران به اشتراک گذاشت. ظاهراً این فرد در هنگام عکاسی درون یک ماشین بوده است. این عکس به سرعت مورد توجه عموم قرار گرفت و به سرعت دست به دست شد. این عکس ظرف چند ساعت بیش از ۸۴ هزار بار بازتوئیت شد و ۱۴۱ هزار نفر آن را پسندیدند. این عکس به قدری حرفهای فتوشاپ شده بود که حتی خبرنگار شبکه تلویزیونی فاکسنیوز، جسی واترز را نیز فریب داد. او در برنامهای به این عکس اشاره کرد. اما بعدا مشخص شد عکس جعلی است و واترز از مردم عذرخواهی کرد. به نظر میرسد سازنده عکس اصلی را از طوفان آیرین سال ۲۰۱۱ در پورتوریکو گرفته باشد. بعدا در سال ۲۰۱۲ کاربران دیگری همین عکس را در شبکههای اجتماعی منتشر کرده بودند و گفته بودند که مربوط به طوفان سندی در نیوجرسی است. به احتمال زیاد، کوسه عکس هم از یکی از عکسهای سال ۲۰۰۵ نشنال جئوگرافیک در آفریقا گرفته شده بود.
چرا گذاشتم تو دسته ترسناک😶😶
جالب بود خشته نباشیییی🙆🏻♀🙆🏻♀🙆🏻♀🙆🏻♀
جالب بود