درود درود! به پارت دوم اتاق فکر خوش اومدید. همونطور که میدونید، اتاق فکر مجموعه پستهایی هستن که انیمیشنها رو بررسی میکنیم.(تقریبا کامل🦥)
مسافران محترم به اتاق فکر² خوش آمدید. با ورود به این اتاق، قصهها دستان شما را میگیرند و هر یک، داستان خود را برایتان تعریف میکنند. شما را از دنیای کسلکنندهی روزمرهی خود جدا میکنند و درسهایی که گرفتهاند را با شما نیز به اشتراک میگذارند! 🤺: توجه داشته باشید که این، یک پست معرفی نیست و حاوی اسپویلهای ریز و درشتی از سیر داستان است.
فیلیپو یه مرد شروره. از اون نوع آدمایی که هیچ ابایی از هیچکاری نداشت. فیلیپو میره به به کارخونهی عروسک نینجاسازی. و Just god knows چرا توی اون گرمای 🐶 شال گردن داشت. اما خب، بیاین به منطق بیمنطقی کاراکتر کاری نداشته باشیم. فیلیپو شال گردن چهارخونهایش رو انداخت روی میز بچهی بدبـ..ـختی که برای نینجاها لباس میدوخت. بچه هم که از ترس به اون خیره شده بود، از روی حرکات حفظی، شال گردن رو به عنوان لباس یکی از عروسکها دوخت. فیلیپو هم کملطفی نکرد و بخاطر این اشتباه بـــزرگ(زرشک) زد کاری کرد که بچههه جان به جان آفرین تسلیم کنه. همین کار بینهایت شاهکار فیلیپو، باعث میشه روح یه نینجای حرفهای که ۴۰۰ ساله به ابدیت پیوسته، با یه رعد و برق اگور پگور بره توی همون عروسک نینجای چهارخونهای!(🦥)
از اونجایی که تین، نینجا شطرنجی خیلی باهوشه(خواهشاً خنگ اگور پگور خوانده شود🙏🏻) با بار عروسک نینجاهای واقعی رفته بوده به یه کشتی، این یاروی توی تصویر که اسمشو یادم نیست میبینتش و چون خیلی دست و دلباز و ولخرجه، میاد تین رو به عنوان هدیه تولد میده به الکس، برادرزاده(یا خواهرزاده🤷🏻♀️)ش. الکس هم با خوشحالی تین طفلک رو بغل میکنه. غافل از اینکه توی اون عروسک یه روح هست و قراره تا چند ساعت آینده حرف زدنش رو نشون الکس بده!(🥀)
الکس عاشــ..ـق یه دختری به نام جسیکا بود. اما جسیکا از اون نوع بچه بالا شهریهایی بود که توی فصل اول کلاً دنبال "پسر بد"ان. ولی شکست عشـ..ـقی هم برای آدمی مثل الکس زیادی لوکسئه. این طفلک از وقتی چشم باز کرده پدر واقعی خودش رو ندیده(ده دقیقه پایانی فصل سوم رو نادیده میگیرم🙏🏻) و یه ناپدری بیعرضه به نام جان داره... جان هم یه پسر(خرس گریزلی 🦥) داره که کلاً با این الکس لج داره. تا اینجا هم خوبه.. طبیعیه. اما مدرسهی اینا یه قلـ..ـدر داره که همه ازش وحشت دارن. همــه، به جز آقا نینجای چهارخونهای کلوچهای شکل چهارصدساله(لقبی که یکی از بلاگیون روی تین گذاشته🙏🏻). تین هم که استعداد عجیبی توی تقلید صدا داره، با صدای الکس از داخل کیف الکس به قلـ..ـدر میگه:"مسخره بازیهاتو تموم کن"! و به نظرتون وقتی صدا از طرف الکس اومده، اون قلـ..ـدر باور میکنه که الکس نبوده؟ نه. پس بله. از همون ابتدای کار الکس کلاً داشت توی باتلاق دست و پا میزد. غافل از اینکه وقتی توی باتلاق دست و پا بزنی، فقط بیشتر فرو میری!(🦥)
تین از اون آدم... ببخشید، روحهایی نبود که از کسی کمک بخواد. اما وقتی عقلت رو فرستادی مرخصی و رفتی توی جسم یه عروسک پارچهای، طبیعتاً خیلی از کارها رو خودت نمیکنی. به خصوص اون کاری که تین میخواست بکنه(تو گونی کردن فیلیپو😞💘). پس از همون اولش یه قراری با الکس گذاشت:"تو به من کمک میکنی، من به تو". از اونجایی هم که بخاطر همون یک جملهی تین، الکس به کل توی دردسر قلـ..ـدر افتاده بوده، به ناچار قبول کرد. هرکس دیگهای هم بود به آموزشهای یه نینجای... عروسکی چهارخونهای نیاز داشت!(🤷🏻♀️)
همه برای رسیدن به یه چیزایی دروغ گفتن، یقیناً. درست مثل تین که بخاطر اینکه الکس کمکش کنه، گفته بود دلیل دنبال فیلیپو گشتنش اینه که "میخواد کارت اعتباری فیلیپو رو بهش پس بده"! (پ.ن: کارت اعتباری فیلیپو اوایل انیمیشن روی زمین جلوی کارخونه افتاده بود زمین و تین پیداش کرده بود🤷🏻♀️) اما تین به محض اینکه پاشو گذاشت تو خونهی فیلیپو... نگم براتون بهتره. در نهایت هم این دوتا با نقشهی الکس، کاری کردن که فیلیپو دستگـ..ــیر بشه. تین هم که توسط سگ پلیس از وسط به دو نیم نامساوی(🥀) تقسیم شد و بعدش هم توسط وکیل فیلیپو... سوزانده شد. اما این، پایان داستان نبود. فقط پایان قسمت اول بود!(🦥)
🎬 نینجای چهارخونهای، دارای مهر تایید خاله محبتی⭐ به نظر من این انیمیشن آدم رو تا لحظهی آخر نگه میداره و نمیذاره با گفتن یک «چرت و پرته» دیگه نبینیش. همیشه یک دلیل تازهای بهت میده که ادامهش بدی. و یادتون باشه که این فرزند من، سه قسمت داره و این تازه قسمت اول بود، خیلی از نکات هم به دلایلی فاش نشده بود. پس میتونید همین الان هم با خیال راحت بنشینید و از تماشای این انیمیشن زیبا لذت ببرید😞💘
اگر انیمیشن پیشنهادیای برای پارتهای بعدی دارید، خوشحال میشم بشنوم😭✨
همیشه دلم میخواست این عروسک رو داشته باشم
عالییی
عر این انیمیشنه
این تنها انیمیشن بچگیم بودکهاین هاپو ازش می ترسیدم و بازم میدیدمش.😭
ببخشید من دستم خورد رو افزودن به دوست 😅
نمیدونم اعلانش برات اومد یا نه 😅
و همینطور خیلی نینجای پاپیونیای بود 🎀 پاپیون بهش میومد 🎀🎀🎀🎀
واقعا حققق
نینجای شطرنجی❎
نینجای گلگلی ✅
مادر الکس این بلا رو سر بچه آورد🤓
اولش فکر کردم یه انیمیشن عادیه
ولی هرچی بیشتر جلو میرفت بیشتر برگانم
میریخت🤓☝
خیلی پشمریزونه🤓
ببخشید دستم خورد
جانم...؟
خالههه جوننممم🛐🛐
خوودت🛐🛐🛐