شروع داستانی ترسناک و واقعی
در بين تمام رخدادهاى هولناكى كه اينترنت بهصورت مستقيم و غيرمستقيم مسبب آنها بوده، شايد هيﭻكدام از حيث ترسناكى و نفوذ در ذهن مخاطبان به پاى اسلندرمن نرسد. اين شخصيت خيالى در ابتدا تنها يک ميم ساده اينترنتى بود، اما پس از مدتى، اين داستان بسيار ترسناك ديكر فقط داستان نبود،
ماجراى اسلندرمن از يك رقابت فتوشاپ در يك انجمن اينترنتى شروع شد اين رقابت كه از سوى وبگاه Awful Something برگزار مىشد، از شركتكنندگان مىخواست با افزودن ارواح، غول و هيولا و ساير موجودات ترسناك به عكسهاى معمولى جلوهاى ترسناك بدهند. اريک نادسن بان نام كاربرى ويكتور سورج، با طراحى عكس اسلندرمن در اين رقابت شركت كرد اسلندرمن شخصيت وقمى بدون چهره بود كه به سرعت توجه همگان را به خود جلب كرد. نادسن در طراحى عكس مشهورش از چند عكس سياه و سفيد از بازى كودكان استفاده كرد و يك فرد بسيار بلند قامت و لاغر را به بپسزمينه آن افزود. نادسن بعدا در يكى از عكسها شاخكهايى را هم به پشت اسلندرمن اضافه كرد تا جنبه ترسناك ديگرى به اين شخصيت بدهد. درحالىكه نادسن تنها نام و ظاهر اسلندرمن را به او داده بود، افسانهى اين موجود هراسآور را تفكر جمعى تعداد بى شمارى از كاربران اينترنتى خلق كرد.
تنها ا روز از انتشار عكسهاى نادسن مىگذشت كه يک كانال يوتيوب با الهام از ماجراهاى ترسناك اسلندرمن يك ويدئوى داستانى ساخت. ساير ويدئوها و بازىهاى كامبيوترى نيز با الهام از اسلندرمن به سرعت از راه رسيدند. به تدريج اسطوره اسلندرمن در ذهن كاربران شكل مىگرفت. كاربران اسلندرمن را شكارچى كودكان میدانستند كه آنها را به جنگل میكشاند و از آنها مى خواست براى رسيدن به مقام خادم او، دست به قتل بزنند هرچند رفتار و انگيزههاى اسلندرمن هميشه مبهم بوده، اما ظاهرأ ھﻴﭻكدام از اينهﺎ نتوانسته مانع از ترسناكى افسانه او شود.اسلندرمن در سال۲۰۱۴ از قلمروى كريپىپاستاها به دنیاى واقعى آمد، در ۳۰ مه آن سال سه دختر ۲ا ساله شبى را در يک مهمانى شبنشينى در شهر كوچك واوكشا، نزديكى شهرستان ميلواكى، ايالت ويسكانسين باهم سر كردند. صبح روز بعد، يكى از دختران به نام پيتون لوتنر پس از۹ا ضربه با كارد آشپزخانه در ميانههاى جنگل تقريبٱ تا حد مرگ خونريزى كرد. اين جنايت شنيع را دو دوست او كه شب را با آنها گذرانده بود، مرتكب شده بودند. لوتنر كه در دستها و پاها و بالا تنهاش خونريزى داشت، توانست با تقلاى زياد خودش را به نزديكى جاده برساند، در آنجا يك دوچرخه سوار او را پيدا كرد و با فوريتهاى پزشكى و پليس تماس گرفت دوستان او، مورگان گيزر و آنيسا واير به سرعت دستگير شدند. آنها در بازجويىهاى خود اعتراف كردند كه از مدتها قبل مشغول برنامهريزى براى اين قتل بودهاند. انگيزه اين دو دختر براى اين قتل خوشنودى معبودشان، اسلندرمن بود. خوشختانه لوتنر به طرز معجزهآسايى زنده ماند
گيزر به مأموران پليس كفت كه لوتنر از كلاس چهارم بهترين دوست او بود. اين سه دوست هميشه با هم بودند، اما اوضاع از اوايل دسامبر۲۰۱۳كاملآ فرق كرد، چون گيزر و واير در آن زمان به اين نتيجه رسيده بودند كه بهتر است هرچه زودتر براى رسيدن به مقام خادم اسلندرمن و زندگى در خانهى او در جنگل دوست عزيزشان را قربانى كنند. دادگاه ايالت ويسكانسين تصميم گرفت اين دو نوجوان را در بزرگسالى محاكمه كند، اما اندكى بعدا ابتلاى گيزر (به ماند پدرش كه l۰ سال قبل مبتلا شده بود) به اسكيزوفرنى تشخيص داده شد. هئيت منصفه در سال ۲۰۱۷ با صدور رأى متهم ديگر پرونده، واير نيز به دليل بيمارى روانى تبرئه كرد. تشخيص داده شد كه او به بيمارى روان پريشى مشترك، ابتلا داشته و ابتلاى گيزر به اسكيزوفرنى نيز باعث شده تا تصور كند اسلندرمن واقعى همين تمايل واير او را كاملأ مستعد پذيرش است. توهمات گيزر كرده بود.
در همين حال، اين داستان ترسناك واقعى به تيتر اول رسانههاى مختلف جهان تبديل شد و بر ترس هميشگى والدين از گوشههاى تاريك اينترنت افزود. به باور آنها، اينترنت مىتوانست بهراحتى فرزندنشان را به هيولاهاى خشن و اجتماعىگريزى تبديل كند كه مىتواند بهراحتى دست به هر نوع جنايت شنيعى بزنند. ظاهرأ حق هم با آنها بود، چون آنچه قبلا يكى از بىشمار ماجراهاى ترسناك كاملأ بى ضر آنلاين بود، حالا با پوشش خبرى ابىسابقه تبديل به واهمه واقعى شده بود. (ادامه دارد...)
یا خدا من چرا شب اینارو میخونم...
خیلیییی جالب بود🙃
اسکیزوفرنی و اینترنت چه کارا که نمیکنه خدایی:///