لطفا هر سوال را با دقت بخوانید و گزینهای را انتخاب کنید که بیشتر از همه شبیه رفتار یا احساسات واقعی شما در موقعیتهای مختلف است.
وقتی با یه نفر روی یه کار مشترک کار میکنی و میبینی اون داره کار رو با روش خودش جلو میبره، نه با روشی که تو توی ذهنت داشتی، معمولاً چقدر برات سخته که دخالت نکنی و بذاری همونجوری که خودش میخواد پیش بره؟
وقتی برای یه چیزی برنامه میریزی و بعد میبینی اوضاع اونطوری که فکر میکردی پیش نمیره، معمولاً چقدر بههم میریزی و حس میکنی باید سریع دوباره همهچی رو دست بگیری؟
وقتی یه کاری رو میسپری به یکی دیگه، چقدر ذهنت درگیر این میشه که نکنه کارو دقیق و همونجوری که تو میخواستی انجام نده؟
اگه یکی از نزدیکات بدون هماهنگی با تو برای یه چیزی که به هر دوتاتون مربوطه تصمیم بگیره، معمولاً چقدر ناراحت میشی و حس میکنی باید از همهچی باخبر باشی؟
وقتی توی یه شرایطی قرار میگیری که همهچی مبهمه، معلوم نیست چی میشه، یا خارج از چیزی پیش میره که تو انتظار داشتی، چقدر سعی میکنی با کنترل کردن آدمها یا شرایط به خودت آرامش بدی؟
در مورد آدمهایی که برات مهمن، چقدر لازم داری بدونی کجان، چیکار میکنن و تصمیم بعدیشون چیه تا حس امنیت و آرامش داشته باشی؟
وقتی حس میکنی رابطه، کار یا حتی فضایی که توش هستی اون نظم و ترتیبی رو که تو دوست داری نداره، چقدر سریع توی ذهنت زنگ خطر روشن میشه و دلت میخواد همهچی رو مرتب و کنترلشده کنی؟
اگه کسی به توصیه، نظر یا برنامهای که تو دادی گوش نکنه و راه خودش رو بره، معمولاً چقدر ناراحت میشی و اینو به حساب نادیده گرفته شدن میذاری؟
وقتی توی یه جمع، رابطه یا یه کار گروهی میبینی تصمیمگیریها بدون نظر تو انجام میشه، چقدر حس میکنی باید بیشتر وارد بشی تا خیالت راحت بشه که همهچی درست پیش میره؟
وقتی کسی کاری رو یه جوری انجام میده که از نظر تو درست، دقیق یا منطقی نیست، چقدر برات سخته که بذاری خودش تجربه کنه و از اشتباهش یاد بگیره؟
نتیجه 1
کنترلگر نیستی خیالت راحت، معمولا میتونی به بقیه فضا بدی، به روند طبیعی اتفاقها اعتماد کنی و لازم نمیبینی همهچی دقیقا همونجوری که تو میخوای پیش بره. خوبیش این هست که توی روابط با دیگران انعطافپذیرتر هستی و کمتر اذیت میشی.
نتیجه 2
کنترلگری متوسط شما یه جاهایی، مخصوصا وقتی اوضاع نامشخص و بههمریخته یا استرسزاست، دوست داری کنترل بیشتری داشته باشی. این تا یه حدی طبیعیه، ولی اگه زیاد بشه، میتونه روی آرامش خودت و روابط شما اثر بذاره.
نتیجه 3
کنترلگری نسبتا بالا احتمالا برات سخته که یه چیزایی رو به حال خودشون رها کنی یا کلا به بقیه اعتماد کنی. ممکنه توی شرایط نامعلوم، سریع بخوای همهچی رو مدیریت کنی. این حالت معمولا از نیاز به امنیت، ترس از اشتباه یا نگرانی از بینظمی میاد.
نتیجه 4
کنترلگری بالایی داری شما احتمالا توی خیلی از موقعیتها حس میکنی اگه اوضاع، آدمها یا تصمیمها دست تو نباشن، آرامش ذهنیت بههم میریزه. این سطح از کنترلگری معمولا فقط به منظم بودن ربط نداره و میتونه ریشه توی اضطراب، ترس از اتفاقهای پیشبینینشده یا سخت بودن اعتماد داشته باشه.
۱۰ امتیاز شدم چرا-
چقدر لونا لاوگود رو میشناسی ؟ (بررسی)
اگه ناظری هست میشه بررسی کنه
کنترلگری نسبتا بالا
احتمالا برات سخته که یه چیزایی رو به حال خودشون رها کنی یا کلا به بقیه اعتماد کنی. ممکنه توی شرایط نامعلوم، سریع بخوای همهچی رو مدیریت کنی. این حالت معمولا از نیاز به امنیت، ترس از اشتباه یا نگرانی از بینظمی میاد.
من خیلی دلم میخواد همه چیز تحت کنترلم باشه و این نتیجه کاملا درسته
کنترلگری بالایی داری
شما احتمالا توی خیلی از موقعیتها حس میکنی اگه اوضاع، آدمها یا تصمیمها دست تو نباشن، آرامش ذهنیت بههم میریزه. این سطح از کنترلگری معمولا فقط به منظم بودن ربط نداره و میتونه ریشه توی اضطراب، ترس از اتفاقهای پیشبینینشده یا سخت بودن اعتماد داشته باشه.
_____
به طرز تاسف باری خیلی دقیق و درست بود😅💔
یکمش هم بخاطر تجربه هست تو زندگی شخصیم حقیقتش هر زمان کنترل دست من نبوده یا کسی چیزی که من گفتم و قبول نکرده دقیقا همون چیزی اتفاق افتاده که من گفته بودم سر همین خب...
کنترلگری متوسط
شما یه جاهایی، مخصوصا وقتی اوضاع نامشخص و بههمریخته یا استرسزاست، دوست داری کنترل بیشتری داشته باشی. این تا یه حدی طبیعیه، ولی اگه زیاد بشه، میتونه روی آرامش خودت و روابط شما اثر بذاره
کنترلگری نسبتا بالا
احتمالا برات سخته که یه چیزایی رو به حال خودشون رها کنی یا کلا به بقیه اعتماد کنی. ممکنه توی شرایط نامعلوم، سریع بخوای همهچی رو مدیریت کنی. این حالت معمولا از نیاز به امنیت، ترس از اشتباه یا نگرانی از بینظمی میاد.
مجموع امتیاز شما32 امتیاز
-----
هم بیخیالم هم کنترل گر ولی با روی بیخیالم کنترل میکنم🌚
کنترلگری بالایی داری
شما احتمالا توی خیلی از موقعیتها حس میکنی اگه اوضاع، آدمها یا تصمیمها دست تو نباشن، آرامش ذهنیت بههم میریزه. این سطح از کنترلگری معمولا فقط به منظم بودن ربط نداره و میتونه ریشه توی اضطراب، ترس از اتفاقهای پیشبینینشده یا سخت بودن اعتماد داشته باشه.
معمولا توی ذهنم اتفاقا آینده رو میسازم و هر پیش بینی رو با واکنشی که باید نشون بدم هم میسازم بعضیاش اتفاق میوفته بعضیاش اتفاق نمییوفته ولی اگه خارج از افکارم اتفاقی بیوفته حالم بد میشه و سریع یه عالمه پیش بینی جدید میس
یه آدم کنترل گر پیدا نمیشه برا ما؟
من هستم✨
مایل به دوستی؟
کنترلگری نسبتا بالا💁🏽♀
کنترلگری نسبتا بالا💁🏽♀