از قدیم گفتن هرچی بیشتر بدونی بیشتر رنج میبری با خواندن این پست شما هم بیشتر قراره بدونید
خاص بودن یعنی آگاهی، نه کمیابی فضای مجازی پر از کسانی است که با غرور خود را INTJ یا INFJ مینامند – تیپهایی که آمارشان ۱ تا ۲ درصد جمعیت است. اما در گروههای فارسی، گاهی ۵۰ درصد اعضا خود را «نادر» معرفی میکنند. مشکل کجاست؟ طبق تحقیقات مؤسسه MBTI (CPP، ۲۰۲۰)، پایایی بازآزمایی این تست در خوداظهاریهای آنلاین به شدت پایین است. مردم نه آنطور که هستند، که آنطور که دوست دارند دیده شوند پاسخ میدهند. این یعنی پرسونا (ماسک اجتماعی) جایگزین حقیقت میشود. چسبیدن به یک برچسب نادر، وسیلهای برای فرار از سایه است – نه نشانه خودشناسی. یونگ میگوید: «برچسب تیپ، پایان راه نیست؛ آغازی برای نگاه به سایههایت است. اگر به جای دیدن سایه، به برچسب فخر میفروشی، از خودشناسی دور شدهای.» (طبق آمار به دست آمده ۱ الی ۲ درصد هم دقیق نیست و حتی ممکنه خیلی کمتر باشه)
تفکر و احساس، دو نوع هوش، نه دو درجه ارزش یکی از سمیترین کلیشههای MBTI این است که تیپهای T (تفکر) را «منطقی» و تیپهای F (احساس) را «عاطفی و ضعیف» مینامند. این تحریف نظریه یونگ است. در روانشناسی تحلیلی، تفکر (T) به معنای قضاوت بر اساس اصول عینی و روابط علت و معلولی است. احساس (F) به معنای قضاوت بر اساس ارزشها و هماهنگی است. هر دو عقلانی هستند – فقط ابزارشان فرق میکند. یک تیپ F میتواند در تشخیص ارزشهای اخلاقی چنان تیزبین باشد که یک تیپ T هرگز به آن نمیرسد. یک تیپ T هم میتواند چنان در لجاجت فکری خود غرق شود که از هر منطقی به دور باشد. به یاد داشته باش: بسیاری از نوابغ تاریخ (مانند گوته) تیپ F بودهاند. یونگ میگوید: «بینایی تیپهای F در تشخیص ارزشها، گاه به روشنی منطق تیپهای T است. هر دو نوعی از هوش را به کار میگیرند – اما جهان به هر دو نیاز دارد.» (عکسی که گذاشتم برا قشنگیه جدی نگیرید زیاد)
استراتژیست در برابر نظریهپرداز – کدام تویی؟ بزرگترین خطای تشخیصی در MBTI، اشتباه گرفتن INTJ با INTP است. هر دو درونگرا، هر دو شهودی، هر دو مستعد اورتینکینگ. اما تفاوت در ترتیب کارکردها است. بیا با زبان یونگ ببینیم: INTJ (شهود درونگرا – تفکر برونگرا): · کارکرد غالب: Ni (شهود درونگرا) – یک الگوی واحد و عمیق از آینده را میبیند. «قله کجاست؟» · کارکرد کمکی: Te (تفکر برونگرا) – سریع برنامه میریزد، داده جمع میکند، تصمیم میگیرد و اجرا میکند. · در عمل: هدفگرا، قاطع، متمرکز بر نتیجه. در استرس به Fi یا Se گرفتار میشود (حساسیت یا افراط). INTP (تفکر درونگرا – شهود برونگرا): · کارکرد غالب: Ti (تفکر درونگرا) – سیستمهای منطقی میسازد، دنبال تناقضها میگردد، میخواهد «چگونه کار میکند» را بفهمد. · کارکرد کمکی: Ne (شهود برونگرا) – امکانات بینهایت را میبیند، ایدهها را پرشاخه میکند، اما در اجرا ضعیف است. · در عمل: شکاک، بینهایتگرا، کمالطلب ذهنی. در استرس به Si یا Fe گرفتار میشود (نشخوار خاطرات یا حساسیت عاطفی ناگهانی). یک تست ساده برای خودت: اگر در ذهنت مدام در حال بستن پروندهها و چیدن قدمهای بعدی هستی → INTJ. اگر با یک ایده مواجه میشوی و ناخودآگاه شروع میکنی به پیدا کردن نقاط ضعف و استثناهای آن → INTP. یونگ میگوید: «آزمون واقعی تیپ، در خلوت رخ میدهد. جمع ماسک را بر چهره مینشیند؛ تنهایی، نقاب را برمیدارد و کارکرد اصلی را آشکار میسازد.» (خیلی ساده گفتم و یک مثال زدم فقط روی این یک مورد حساب نکنید)
«مکمل» نه «متضاد» – راز واقعی روابط پایدار باور غلطی در فضای مجازی رایج شده که «قطبهای متضاد هم را جذب میکنند» و این را به MBTI هم تعمیم میدهند. میگویند یک ESTJ سختگیر باید با یک INFP رؤیاپرداز ازدواج کند تا متعادل شود. این حرف از نظر روانشناسی تحلیلی سطحی و اغلب اشتباه است. یونگ چه میگوید؟ در کوتاهمدت، بله، جاذبهی اولیه میان متضادها میتواند شدید باشد. این جاذبه ریشه در فرافکنی آنیما/آنییموس دارد: هر کس تصویر درونی خود را بر دیگری میاندازد. اما در بلندمدت، شباهت در کارکردهای اصلی (غالب و کمکی) پیشبینیکنندهی قویتری برای رضایت رابطه است. تحقیقات تجربی در زوجهای MBTI (مؤسسه CPP، ۲۰۱۰) نشان داده است: · زوجهایی که در سه یا چهار حرف با هم اشتراک دارند (مثلاً هر دو NT یا هر دو SF) رضایت و پایداری بیشتری گزارش میدهند. · زوجهای «متضاد کامل» (مثلاً ESTJ و INFP) بالاترین میزان درگیری و طلاق را دارند – مگر اینکه هر دو به سطح بالایی از بلوغ و خودآگاهی رسیده باشند و تفاوت کارکردها را به عنوان ابزار رشد به کار گیرند، نه منبع جنگ. پس حقیقت چیست؟ اگر به دنبال رابطهای امن و پایدار هستی، به دنبال کسی باش که مکمل تو باشد، نه متضاد مطلق. مکمل یعنی: کارکرد غالب یکسان یا مشابه (مثلاً هر دو شهودی)، اما کارکردهای کمکی متفاوت و هماهنگ (مثلاً Te و Fe). مثال موفق: INTJ (Ni-Te) و ENTP (Ne-Ti) – هر دو شهودی، هر دو متفکر، اما یکی برونگرا و یکی درونگرا. جرقه هست، اما کشنده نیست. یونگ میگوید: «فرافکنی آنیما دیر یا زود فرو میریزد. آنگاه یا بر صخره شباهت بنا کردهای، یا بر شن تضاد. انتخاب با توست.»
از برچسب به سفر – چهار قدم برای فرار از زندان تیپها تا اینجا فهمیدی که برچسبها سرابند. حالا وقت عمل است. این چهار قدم را بدون تقلب و با جدیت اجرا کن. نتیجه را بعد از دو ماه ببین. قدم اول: تمایز کارکردها (به جای چسبیدن به تیپ) به جای تکرار «من INTJ هستم»، برای یک هفته هر روز از خودت بپرس: «در این موقعیت، من از کدام کارکرد استفاده کردم؟» مثال: «موقع دعوا با مادرم، اول به سراغ Te رفتم (برنامه ریزی برای اثبات حقانیت) یا Fi (حساسیت به بیعدالتی)؟» ثبت کن. پس از یک هفته، الگوی خود را میبینی. قدم دوم: شکار سایه (کارکرد چهارم) ضعیفترین کارکردت را پیدا کن. اگر INTJ هستی، Se ضعیف است. برای یک هفته، هر روز یک کار کوچک اما آگاهانه با Se انجام بده: ۱۰ دقیقه پیادهروی با تمرکز بر حس پاها، یک غذای جدید با تمام حواس بخور، به یک موسیقی بلند و ریتمیک گوش بده. اما نه افراط. هدف کنترل است، نه طغیان. قدم سوم: مکث بین محرک و واکنش (برای شکستن حلقه) وقتی حس کردی داری وارد حلقهی (Loop) تکراری میشوی (مثلاً INTJ در Ni-Fi: بدبینی، خودزنی)، یک سوال جادویی از خودت بپرس: «اگر بهترین دوستم بود، الان چه توصیهای به او میکردم؟» این سوال تو را از دریچه کارکرد دوم (Te) به بیرون نگاه میدارد. قدم چهارم: تخیل فعال با سایه (تمرین هفتگی) یک بار در هفته، ۱۵ دقیقه در اتاق تاریک بنشین. چشمانت را ببند و از «شخصیت منفیات» (همان سایه) دعوت کن که بیاید و با تو حرف بزند. به او نام بده. از او بپرس: «چه میخواهی به من بگویی؟» جواب را در دفترت بنویس. این تمرین، کارکرد چهارم را از وحش به متحد تبدیل میکند. یونگ میگوید: «خودشناسی که به عمل نیانجامد، خودفریبی است. هر روز که بیدار میشوی، از خودت بپرس: امروز قصد دارم کدام سایه را روبرو کنم؟»
ممنون که مطالعه کردید
الان من یه چیزیو نمی فهمم
من خودمم قبلا به MBTI یه تست چهارحرفی نگاه میکردم و هیچی از کارکردا نمیدونستم
الان من تا جایی که خودم میدونم ESFP ام و اینو قبول داشتم چون که همونطور که همجا میگفتن انرژی زیادی دارم و علاقه زیاد به مهمونی و دوست یابی و هیجانی بودن و...
من چیز زیادی نمیدونم راجب کارکردا ولی فکر میکنم کارکرد اولم Fe و دومم Ni
یکم راهنماییم کن💐❣در ضمن پستت🛐🛐♾🛐🛐♾♾
مشکلی نیست درک میکنم
اووووو چه جالب✨
ببین
Fe ni برای enfj هاست
Se fi برای esfp ها
اگر کمکی بیشتر خواستی سر این موضوع بگو
به طور مثال کسی که fi داره هم درک عمیقی داره از احساسات و همدلی ممکنه خیلی زیادی داشته باشه
در ضمن شما هم عالی هستی دوست عزیز متشکرم برای نظرت ✨🙏💝
اره بعضیا میگن من ENFJ ام😂😂🤣🤣😂😂
اع😂✨
خیلی خوب بودد🎀
خوشحالم که دوست داشتی✨🙏
من infj ولی نمی دونم کارکرد های شناختیم چیه ؟ اگه بتونی کمکم کنی ممنون میشم
ببین کم حرف میزنم و ایده های زیادی دارم ولی تهش از اون همه ایده ای های که دارم یکی رو انتخاب میکنم و بهش عمل میکنم و راسش از این که یکی بیاد ایدمو بدزده بدم میاد و همیشه و هر روز برای زبان که میخونم یه برنامه ریزی دارم و بگی نگی زیاد خیال پردازی میکنم که یه آدم پولدار جذابم که به همه کمک میکنه 😅 و یا وقتی یه چیزی رو طراحی میکنم میگم یه چیزیش کمه همم و از احساساتم به هیچ کس نگفتم و اگه یکی بفهمه واقعا نمی دونم چی کار
سلام دوست عزیز خوشحالم که با یک infj دیدار دارم✨🙏
برای یک infj
Ni fe ti se هست✨(میتونی پست یونگ فانکشن ببینی اگر معنی رو نمیدونی 💙)
واقعا جذاب جالب که تحلیل کنم حرفات رو ولی شاید دوست نداشته باشی پس بی اجازه نظر نمیدم💙✨
ولی برای آخرین بخش حرفات ، واقعا قشنگه که احساسات برات مهمه و بی دلیل بروز نمیدی
اگر حس کردی تایپت هم این نیست بهم بگو من قضاوتت نمیکنم 🙏(فالوم کنی بزاری توی لیست دوستات بهت پیام میدم)
نه ممنون خیلی پست هات رو دوست دارم مرسی حتما فالو میکنم
و این که فکر نمیکنم تیپ infj تیپ اونقدرام خاصی باشه که همه دربارش حرف بزنن ... بنظرم زیاد دارن گندش میکنن و هر بارم که تست میدم این بار ۵ مم بود که تست زدم ولی بازم همون در اومد با این حال هیچ وقت قولش نکرد نمی دونم چرا ولی با فانکیشن احساس میکنم نزدیک ترم تا با تست های که زدم البته شاید اینجوری احساس کنم دقیق نفهمیدمم
من خیلی خوب بقیه رو میفهمم ولی تا به خودم میرسه کپ میکنم با این حال روی فانکیشنم متمانم 😅 این چیز خوبیه
خوشحالم که خودت قبول داری و امیدوارم درست باشه ولی به نظرت احترام میزارم✨✨
این تایپ به دلیل داشتن ni (قابلیت الهام بصیرت افزایش هوش نسبتا و... ) و fe (درک احساسات بقیه به طور کامل اخلاق جمعی و...) و در مرتبه سوم ti(برای سرگرمی کارکرد سیستم هارو میخواد درک کنه) خاص ارزشمنده آنقدر زیاد و کمیاب ترین تایپه
ولی من هنوز تایپ خودمو خیلی بیشتر دوست دارم و با این تایپ مشکلی نداشتم (توی اون دو شخصی که دیدم)
اگر سوال دیگری هست حتما بهم بگو خوشحال میشم✨🙏
واقعا موافقم آدما اونجوری که دلشون میخواد جواب میدن به سوالات نه اونجوری که واقعا هست
دقیقا
یکی از دلایل همینه واقعا
حق
✨🙏
عالیییی
من خودم بین intp یا infp بودنم موندم که کدومه
میتونی برام لحظات خشم و استرست شرح بدی؟
کامل
خب وقتایی که عصبانی میشم اگر با غریبه ها باشم کلا تحمل میکنم ، اگر با دوستام باشم یکم بیشتر شایددددد بروز بدم ، با خانواده ولی کلا این حرفا نیست درجا عصبانی میشم-
برای استرس که من کلا خیلی ادم استرسی نیستم ، ولی وقتایی که یه مشکل داشته باشم استرس بگیرم خیلی فشار روم میاد چند تا راه حلی چک میکنم که ببینم کدوم کم ریسک تر و بهتره تا انجامش بدم
اینی که پیش کسایی که بیشتر میشناسیمشون بیشتر حسمونو بروز بدیم بخاطر اعتماد و راحتیه و میدونیم اونا قضاوتمون نمیکنن حتی اگرم کنن مغزمون ناخوداگاه بهش شوک وارد نمیشه و این زیاد ناراحتمون نمیکنه
درسته گل بخاطر راحتی هست
امیدوارم همه این راحتی حس کنند
ببین علائم فیزیکی داری؟
بیشترین قطعی تو با چیه
اگر بین این دو تایپ موندی
یکی ممکنه نفهمه چیکار داره میکنه وسایل مثلا بشکنه از شدت خشم
و دیگری ممکنه خیلی نرم یا خیلی بی اعصاب بشه بقیه فراموش کنه و پرخشگر باشه به شدت
ولی خب حدود هایی داره رفتارشون
که برمیگرده به مقدار کنترل روی خود
اها نه ندارم پس مثل همون دومی که گفتی