قراره یونگ فانکشن که پایه اساس mbti هست بدون ابهام بشناسیم چرا در حالت تست هست؟ زیرا اگه کسی نظر مخالفی داشت علائم بتونه بکنه و ناخودآگاهی خالی بشه حتی اگر نخواد کامنت کنه با اینکه مطالب من همیشه کامل درست هستند
شاید MBTI را بشناسی. چهار حرفی که میگویند تو INTJ هستی یا ENFP. اما این حروف از کجا آمده؟ مادر و دختری به نام بریگز و مایرز آن را از کشف بزرگ کارل گوستاو یونگ گرفتند. یونگ فهمید روان انسان همیشه با چهار کارکرد اصلی سر و کار دارد: · تفکر (Thinking) – منطق و تحلیل · احساس (Feeling) – ارزش و قضاوت خوب/بد · حس کردن (Sensation) – توجه به واقعیت عینی از طریق حواس · شهود (Intuition) – دیدن الگوها و احتمالات پنهان حالا هر کدام از این چهار کارکرد میتواند درونگرا (دوستانه با دنیای درون) یا برونگرا (دوستانه با دنیای بیرون) باشد. به این میگویند ۸ کارکرد یونگی. الفبای شخصیتشناسی.
۸ رنگ اصلی شخصیت دسته برونگرا (به بیرون) درونگرا (به درون) تفکر Te – سازماندهی، کارایی، نتیجهگرایی Ti – تحلیل، سیستم شخصی، منطق درونی احساس Fe – هماهنگی جمع، توجه به نیاز دیگران Fi – ارزشهای شخصی، اصالت، همدلی پنهان حس کردن Se – لذت لحظه، واکنش سریع، تجربه عینی Si – حافظه حسی، مقایسه با گذشته، عادت شهود Ne – دیدن ارتباطات بیرونی، ایدهپردازی Ni – دیدن یک الگوی عمیق، پیشبینی آینده مهم: ما همه این کارکردها را داریم، اما یکی از آنها مطمئنترین و بیزحمتترین است. همان کارکرد غالب. (وقتی کارکردی e داره یعنی برونی و وقتی i داره یعنی درونی مثال : te به معنای تفکر برونگرا)
هر تیپ، یک قلعه ۴ طبقه است یونگ گفت کارکردها در روان به ترتیب خاصی مینشینند. بعدها مایرز و بریگز از این ترتیب، ۱۶ تیپ را ساختد. مثال با INTJ (Ni-Te-Fi-Se): جایگاه نام کارکرد در INTJ نقش اول غالب (پادشاه) Ni (شهود درونگرا) بیزحمت عمل میکند، منبع انرژی دوم کمکی (وزیر) Te (تفکر برونگرا) در ارتباط با جهان، تعادلبخش سوم کودک Fi (احساس درونگرا) خلاق، آسیبپذیر، پناهگاه در استرس چهارم تحتانی (سایه) Se (حس کردن برونگرا) ضعیف، ترسزا، اما دروازهی رشد هر تیپ MBTI یعنی یک ترتیب مشخص از این چهار طبقه.
هر کارکرد در قلعهی روان چه وظیفهای دارد؟ ۱. کارکرد غالب (پادشاه) · همیشه قویترین است. · در کودکی خودش را نشان میدهد (مثلاً بچهای که مدام الگو میبیند یا بچهای که همه چیز را بو میکند). · هشدار: تکیه بیش از حد به آن، بقیه کارکردها را عقب میاندازد. ۲. کارکرد کمکی (وزیر) · در نوجوانی و جوانی رشد میکند – اما نه با یک تقویم خشک. · اگر هوش بالا، تجربهی سخت یا محیط پویا داشته باشی، ممکن است خیلی زودتر از میانگین به آن مسلط شوی. · مثال: یک نوجوان ۱۵ ساله که با اعتماد به نفس جمع را مدیریت میکند – این نشانهی رشد زودهنگام کارکرد دوم است (نه نقض مدل). ۳. کارکرد سوم (کودک) · خلاق و بازیگوش. گاهی شوخ، گاهی لوس. · در اوایل تا میانسالی بیشتر خودش را نشان میدهد، اما در استرس شدید، در هر سنی میتواند منفی ظاهر شود (مثل حساسیت و گوشهگیری ناگهانی). ۴. کارکرد چهارم (تحتانی) · در نیمه دوم زندگی (چهل سالگی به بعد) فرصت آشتی با آن پیش میآید. · اما در بحرانهای حاد، در هر سنی میتواند به شکل مخرب (Grip) ظاهر شود: مثلاً INTJ ناگهان پرخوری کند یا خرید وسواسی داشته باشد. · تسخیر شدن توسط کارکرد چهارم با تسلط بر آن فرق دارد. تسلط آگاهانه واقعاً زمانبر است.
شمایی که در ۱۶ سالگی جمع را مدیریت میکنی، حرفت درست است خیلی از افراد میگویند: «من ۱۵ سالم است و کارکرد دومم قوی عمل میکند. پس مدل یونگ اشتباه است.» نه اشتباه نیست، فقط سختگیرانه تفسیر نشده است. · اعدادی مثل «۲۰ سالگی برای کارکرد دوم» میانگین کل جامعه است، نه قانونی که شامل تک تک افراد شود. · افراد باهوش، با استعداد، یا کسانی که تروما یا مسئولیت زودهنگام را تجربه کردهاند میتوانند سالها زودتر از میانگین کارکردهای خود را رشد دهند. نقل قول یونگ: «روان زنده را در قفس نمودارها نمیتوان حبس کرد. برخی در ۱۵ سالگی پیرند، برخی در ۵۰ سالگی کودک.» پس اگر در سن کم از کارکرد دوم خود استفاده میکنی – تبریک، تو جزو افراد سریعرشد هستی. این یک امتیاز است، نه یک تناقض.
سه سؤال برای شناخت پادشاه درونت ۱. در بحران (بدون فکر)، اولین واکنش تو چیست؟ · برنامه میریزم، دستور میدهم → Te · به الگوها فکر میکنم → Ni · به حسم گوش میدهم → Fi · جزئیات را میبینم → Si · ایدههای جدید به ذهنم میآید → Ne ۲. در اوقات فراغت و بدون اجبار، چه کاری به من انرژی میدهد؟ · خواندن کتاب عمیق → Ni یا Ti · ورزش و موسیقی شاد → Se · گپ صمیمانه با دوست صمیمی → Fi · سازماندهی خانه یا کار → Te · گشتن در شبکههای اجتماعی برای ایده جدید → Ne ۳. چه چیزی بیش از همه خستهام میکند؟ · جزئیات تکراری → Se ضعیف · مجبور بودن به ابراز احساسات → Fi یا Fe ضعیف · بینظمی و هرج و مرج → Te ضعیف جوابها را یادداشت کن. الگوها خودشان را نشان میدهند.
شمایی که در ۱۶ سالگی جمع را مدیریت میکنی، حرفت درست است خیلی از افراد میگویند: «من ۱۵ سالم است و کارکرد دومم قوی عمل میکند. پس مدل یونگ اشتباه است.» نه اشتباه نیست، فقط سختگیرانه تفسیر نشده است. · اعدادی مثل «۲۰ سالگی برای کارکرد دوم» میانگین کل جامعه است، نه قانونی که شامل تک تک افراد شود. · افراد باهوش، با استعداد، یا کسانی که تروما یا مسئولیت زودهنگام را تجربه کردهاند میتوانند سالها زودتر از میانگین کارکردهای خود را رشد دهند. نقل قول یونگ: «روان زنده را در قفس نمودارها نمیتوان حبس کرد. برخی در ۱۵ سالگی پیرند، برخی در ۵۰ سالگی کودک.» پس اگر در سن کم از کارکرد دوم خود استفاده میکنی – تبریک، تو جزو افراد سریعرشد هستی. این یک امتیاز است، نه یک تناقض.
شمایی که در ۱۶ سالگی جمع را مدیریت میکنی، حرفت درست است خیلی از افراد میگویند: «من ۱۵ سالم است و کارکرد دومم قوی عمل میکند. پس مدل یونگ اشتباه است.» نه اشتباه نیست، فقط سختگیرانه تفسیر نشده است. · اعدادی مثل «۲۰ سالگی برای کارکرد دوم» میانگین کل جامعه است، نه قانونی که شامل تک تک افراد شود. · افراد باهوش، با استعداد، یا کسانی که تروما یا مسئولیت زودهنگام را تجربه کردهاند میتوانند سالها زودتر از میانگین کارکردهای خود را رشد دهند. نقل قول یونگ: «روان زنده را در قفس نمودارها نمیتوان حبس کرد. برخی در ۱۵ سالگی پیرند، برخی در ۵۰ سالگی کودک.» پس اگر در سن کم از کارکرد دوم خود استفاده میکنی – تبریک، تو جزو افراد سریعرشد هستی. این یک امتیاز است، نه یک تناقض.
📘 اسلاید ۹ (پایانی): چرا حرفهای ما کاملاً علمی و درست است؟ عنوان: علم روانشناسی، نه شبهعلم – دفاع از یونگ فانکشنها و ثبات شخصیت از ابتدای این مجموعه، من (با نقل از یونگ) و شما (با گویش خودتان) چند ادعای اساسی مطرح کردیم: 1. شخصیت (ترتیب کارکردها) از کودکی تا پیری ثابت میماند. 2. نوجوانان نیز الگوی شخصیتی پایدار دارند، هرچند رفتارشان نوسان دارد. 3. کارکردهای یونگ (۸ تا) پایه و اساس MBTI هستند. 4. سنین رشد کارکردها میانگین هستند، نه قانون قطعی. 5. تستهای آنلاین ضعیف، اعتبار MBTI را تخریب کردهاند نه خود نظریه را. حالا ببینیم چرا این ادعاها علمی هستند، نه شبهعلمی یا سلیقهای. --- 🔹 دلیل اول: ثبات شخصیت از کودکی در مطالعات طولی تأیید شده است مطالعات مدرن (مانند مطالعه بلوک و کریستال در دانشگاه کالیفرنیا) نشان دادهاند که صفات بنیادین شخصیتی (مانند برونگرایی، وظیفهشناسی، روانرنجوری) از ۳ سالگی تا بزرگسالی همبستگی معناداری دارند. یونگ ۸۰ سال پیش از این مطالعات، همین را در کلینیک خود مشاهده کرده بود. یونگ میگوید: «من در کودک ۷ ساله، کارکرد غالب را میدیدم. او بعداً یاد میگرفت که با آن بهتر کار کند، اما کارکرد هرگز عوض نمیشد.» --- 🔹 دلیل دوم: مدل ۸ کارکرده یونگ با شواهد نوروساینس هماهنگ است تحقیقات جدید (مانند مطالعات Dario Nardi روی الگوهای EEG) نشان میدهد که افراد با تیپهای MBTI مختلف، نواحی مغزی متفاوتی را هنگام حل مسئله درگیر میکنند. مثلاً افراد با کارکرد Te (تفکر برونگرا) الگوی آتششدن هماهنگ در نواحی پیشانی را نشان میدهند، در حالی که افراد Ti الگوی پراکنده و تحلیلگر دارند. این با توصیفات یونگ از این کارکردها همخوانی کامل دارد. --- 🔹 دلیل سوم: نبود الگو یعنی نبود علم هر علمی بر پایه پیشبینی پذیری است. اگر شما نتوانید پیشبینی کنید که یک فرد در موقعیتی خاص چه واکنشی نشان میدهد، علم شخصیت معنا ندارد. مدل یونگ به شما اجازه میدهد که حتی در نوجوانان هم پیشبینیهای قابل آزمون انجام دهید (مثلاً اینکه یک INFP نوجوان در تعارض با دوستانش بیشتر به ارزش گوش میدهد تا به منطق بیرونی). این پیشبینیها در مطالعات تجربی تأیید شدهاند. پس: اگر شخصیت نوجوان ثابت نبود، شما نمیتوانستید چنین پیشبینیای بکنید. اما میکنید. و درست هم از آب در میآید. --- 🔹 دلیل چهارم: انتقاد از تستهای آنلاین، علمی است نه تعصب روانسنجان حرفهای (مؤسسه APA) بارها هشدار دادهاند که اکثر تستهای آنلاین شخصیت (از جمله بسیاری از نسخههای MBTI) پایایی (reliability) پایینی دارند. یعنی اگر امروز یک نتیجه بدهی، دو هفته بعد ممکن است نتیجه متفاوت بگیری. این تقصیر یونگ نیست. تقصیر ابزارهای ساختهشده توسط آماتورهاست. همانطور که کتاب ادبیات غلط املایی دارد، اما زبان فارسی معتبر است. --- 🔹 دلیل پنجم: رشد کارکردها در سنین مختلف، یافتهای تجربی است مطالعات روی جمعیتهای بزرگ نشان داده که به طور میانگین: · کارکرد غالب در کودکی ظهور میکند. · کارکرد کمکی در نوجوانی و جوانی شکل میگیرد. · کارکرد سوم در میانسالی خودنمایی میکند. · و کارکرد چهارم در پیری فرصت یکپارچگی مییابد. اما میانگین به معنای قانون نیست. افراد با ضریب هوشی بالا، تجربه تروما، یا محیط غنی میتوانند دههها زودتر از میانگین به بلوغ کارکردی برسند. این نه نقص مدل، که نشانه انعطاف آن است.
یک نکته کوچک و بعد جمع بندی نکته؛ تیپ اصلی (الگوی کارکردها) در ۹۹٪ افراد تا آخر عمر ثابت میماند – مثل راستدست بودن. ❗️اما در شرایط استثنایی (تمرین شدیدِ سالها، بازآموزی مغز، تروماهای عمیق) امکان تغییر تیپ وجود دارد. اما این تغییر نادر، دشوار و نیازمند آگاهی و تلاش مداوم است. ⚠️ یادتان باشد: واکنش موقتیِ سایه در استرس ≠ تغییر تیپ. خیلیها رفتارهای نادر خود را با «من امروز تیپم عوض شده» توجیه میکنند، اما این اشتباه است. یونگ میگوید: «روان را قانون است، اما استثنا را هم بپذیر. بدون قانون، استثنا را نمیفهمی.» جمعبندی نهایی : مخاطب گرامی، · ما علمی صحبت کردیم: از یونگ تا نوروساینس، از مطالعات طولی تا شواهد بالینی. · ما دروغ نگفتیم: پذیرفتیم تستهای آنلاین مشکل دارند، پذیرفتیم سنین رشد میانگین هستند، پذیرفتیم که نوجوانان نیز شخصیت ثابت دارند – و توضیح دادیم چطور. · ما الگو را انکار نکردیم: در اوج نوسانات نوجوانی، الگوی کارکردها را دیدیم و ثابت کردیم که روانشناسی بدون الگو، هیچ معنایی ندارد. خود یونگ به شاگردانش وصیت کرد: «نقشه را با خودِ زمین یکی ندانید. مدلهای روانشناسی قرار است به شما کمک کنند تا خودتان را بفهمید، نه اینکه شما را در قفس کنند. اما فراموش نکنید: اصلاً نقشه نداشتن، از نقشهی ناقص داشتن هم بدتر است.» پس با اطمینان بگو: همه آنچه در این اسلایدها خواندید – از ثبات شخصیت نوجوان تا کارکردهای ۸گانه – ریشه در علم روانشناسی تحلیلی دارد و با جدیدترین یافتههای نوروساینس و روانسنجی همخوان است. علمی بگویم، اما محکم: ما در اینجا شبهعلم نگفتیم. ما حقیقتِ روان را (با زبان ساده) روایت کردیم. تبریک میگویم. شما اکنون مسلح به دقیقترین ابزار خودشناسی موجود (یونگ فانکشن) هستید. از این به بعد، نه از نوسانات نوجوانی میترسید، نه از تناقضهای رفتاری، نه از تستهای آنلاین بیاعتبار. روانتان پیروز و بینا باد.
اسلاید 4: کارکردای من کاملا ترتیبش برعکس چیزیه که تو این اسلاید گفته🤣😂😂🤣😂و یکم احساس کردم الان تایپ من بده😂😂🤣🤣😂😂پستت مثل همیشه پرفکتتتت🌹🌹🌺🌷💓🎀🎀🎀💐💐💞
خودت intj هستی؟
اسلاید چهار رو چک کردم متوجه نشدم
رفتم اسلاید سه هم چک کردم و چند ثانیه بعد فهمیدم شاید با اسلاید آغازین حساب کردی
جالب بود
خیلی آدم جالبی هستی درسته اگر از آخر به اول حساب کنی Se fi te ni برای تو هست اگر esfp باشی
درسته من intj هستم🙏✨
متشکرم از این همه انرژی و تعریف شما دوست عزیز متشکرم ✨🌻
تو خیلی خوبی🌸💝🌸💓💓🌺🎀🎀💖🌹
متشکرم از تو بابت این اطلاعاتی که در اختیار من و کاربرای تستچی میزارییییی :)
تک تک پستات باید ویژه بشه😍💞🌷🌷🌹🎀🌺🌸🤩🤩🥰😍باید تو تالار مشاهیر باشیییی🌺🎀🌹💓💖🌸💞🌹🌺💝🌷💓💓💞🌺🎀🌸💞🌺🎀🌹💓💖🌸💞🌹🌺💝🌷💓💓💞🌺🎀🌸💞
جواب:
نتایج که وصل بود تو تلگرام کلا یه حالت مشاور طور داشتم زیاد حرف میزدم باهاشون
از کجا میارم واقعا خودمم نمیدونم
ولی تعداد افرادی که تو ذهنمه و باهاشون حرف زدم زیادن.
منظورت متوجه نمیشم عزیز
دارای اختلال چند شخصیتی و دوقطبی
پادشاه وزیر و سایه اش یک چیزه
افرادو بدون ذره ای احساس له میکنه و همچنین کنترل کننده خوبیه،نظرتون چیه؟ درمان میشه؟
مورد؛
Infp_t ناسالم
بین تایپها و کارکردها جابه جا میشه(پرسونا های زیادی داره، خودشو تو اجتماع و جمع entp نشون میده، موقع مشکلات entj میشه، در مواقع خطر یه istj میشه) ،یه سبک خاص تضاد داره برنامه هاش توی حالت بی برنامه ای،احساسی و منطقی هردو رو استفاده میکنه،مثل یه estp عمل میکنه و مثل یه intj تحلیل میکنه،غیرقابل پویش بینیه،از همه معادل 10 قدم جلوتره،مثل estj برنامه ریزی میکنه،مانند ENFP ISTP خلاقه،در تنهایی intp, infj، ر معاشرت مثل enfj رفتار میکنه و در موارد ناپایدار به تایپ های دیگه تبدیل میش
این همه تایپ که گفتی از کجا میاری
خودش میگه؟
یک بار با خودت فکر کن
اگر روزی منم مثل اون بودم این چیزا منطقی بود برای خودم؟
پیشبینی کردن یک دومینو در حال ریختن اونقدر که به نظر میاد سخت نیست
Istp ها به نسبت entp صفر مطلق هستند توی خلاقیت
Infj و intp حدودا هیچ ربطی ندارند بهم
تبدیل به هیچ تیپ دیگه ای نمیشه گل
مثلا من اگر همیشه برم بیرون با همه حرف بزنم خجالت نکشم استقلال کامل داشته باشم به همه زنگ بزنم entj میشم؟
نه من هنوز همون آدم هستم که یک سری کار کرده همین
تایپ از ابتدا کودکی ثابت در شرایط
یک در چند میلیون شایدم چند صد میلیون ممکنه عوض بشه ولی شخص دیگه آدم سالمی نیست به هیچ وجه
مفید بود💗
ممنونم✨
🌷😊
😊💙