شکست معمولا یعنی صفحه «Game Over» و ناامیدی. اما Hades این قانون را میشکند. در این شاهکار روگلایت، هر بار که می م.یری، شخصیتهای جدیدی ملاقات میکنی، دیالوگهای تازه میشناسی و رازهای بیشتری از خانواده هیدیز فاش میشود. شاید به همین دلیل است که Hades را «بازی شکستهای شیرین» مینامند.
هیچ گاه Mرگ اینقدر شیرین نبوده است. Hades ساخته استودیوی مستقل Supergiant Games، در نگاه اول روایتی ساده دارد: «زاگرئوس، پسر خدای جهان مر.دگان، در تلاش است تا از قلمرو پدرش فرار کند و مادر گمشده خود را پیدا کند.» اما همین روی به ظاهر ساده، در عمق خود، انقلابی در طراحی روگلایتها و نحوه روایت داستان در بازیهای ویدیویی ایجاد کرده است. این بازی که در سال ۲۰۲۰ به طور کامل منتشر شد، موفق شد جوایز متعددی از جمله جایزه سال (GOTY) در مراسم D.I.C.E. Awards را از آن خود کند و تا سال ۲۰۲۲ به عنوان «اولین بازی ویدیویی در تاریخ که موفق به دریافت جایزه ادبی هوگو برای روایتش شد» در تاریخ ثبت گردد. همچنین این بازی با میانگین امتیاز ۹۴ در OpenCritic و نرخ توصیه ۹۹ درصد از منتقدان و بیش از ۱۳۲ هزار نقد «فوقالعاده مثبت» در استیم, به یکی از تأثیرگذارترین آثار ژانر خود تبدیل شده و حتی لقب «Hades-like» برای توصیف زیرشاخهای جدید در بازی های روگلایت ابداع شده است.
مرگ به مثابه پیشرفت در بیشتر بازیها، مر.دن یعنی ناامیدی و برگشتن به چند دقیقه قبل. اما تیم سازنده Hades، استودیوی نابغه Supergiant Games، یک سوال ساده از خودشان پرسیدند: «چطور میتوانیم این لحظه را به چیزی تبدیل کنیم که بازیکن منتظرش باشد؟» هر بار که زاگرئوس می می.رد، به خانهاش در تالار اصلی بازمیگردد. اما نه دستخالی. در عوض، یک عالمه دیالوگ تازه در انتظارش است. آشیل از تلاشت تمجید میکند. هیدیز، پدر خشمگین، با کنایه میگوید «باز هم گفتم هیچ گریزی نیست.» نیکس، مادر خوانده، آرامت میکند. حتی سگ سهسر غولپیکر، سربروس، با دیدن بازگشتت دم میزند. شما دیگر از مر.گ نمیترسید. گاهی عمداً ریسک میکنید، چون میدانید مرگ یعنی یک دیالوگ جدید، یعنی فرصتی برای هدیه دادن به خدایان، یعنی یک گام دیگر به باز کردن قفل اسلحه جدید. شکست در Hades نه فقط جذاب، که ضروری است: اگر هرگز نمی مر.دی، هرگز داستان کامل را تجربه نمیکردی.
شخصیتپردازی بی نظیر تا حالا شده بعد از ۵۰ ساعت بازی، همچنان دیالوگ تازه بشنوی؟ Hades این کار را با بیش از ۲۰ هزار خط دیالوگ انجام میدهد. خدایان یونانی در اینجا کارتونی و تخت نیستند. آرس با خشمگینی حرف میزند آفرودیت با نرمی خاصی حرف میزند. آتنا خردمندانه راهنمایی میکند. اما هر کدام لایههای پنهان دارند. با هدیه دادن «نکتار» به آنها، آرام آرام میفهمی آرس هم دلش برای خواهرش تنگ میشود، آفرودیت هم روزهای تنهایی دارد. اما قلب تپنده داستان، رابطه پدر و پسری هیدیز و زاگرئوس است. هیدیز در ابتدا فقط یک رئیس خشمگین است. اما میفهمی او فقط یک پدر سنتی و سختگیر است که نگران پسرش است. آن لحظه که برای اولین بار به جای «پسر» از اسم «زاگرئوس» استفاده میکند، یکی از تأثیرگذارترین لحظات بازی است. و فراموش نکنیم بقیه خانواده عجیب و دوستداشتنی را: هیپنوس که هر بار یک تبریک مسخره برای mردنت دارد، مگایرا که هر بار به جن.گت میآید اما بعداً میفهمی فقط به خاطر وظیفه اش این کار را میکند.
داستان مادر در پسزمینه همه اینها، یک راز بزرگ وجود دارد: مادر زاگرئوس، پرسفون. چرا سالها پیش دنیای Mردگان را ترک کرد؟ چرا هیدیز هرگز درباره اش حرف نمی زند؟ زاگرئوس در هر فرار موفق، تکههای این پازل را پیدا میکند: نامهای از مادر، خاطراتی از خدمتکاران پیر، و نهایتاً ملاقات با پرسفون. بدون اسپویل کردن، فقط بگویم این ماجرا آنقدر انسانی است که اشکتان را درمیآورد. Hades در هسته خود، درباره دلتنگی، جدایی و خانوادههای ازهم پاشیده است. همین باعث شد Hades به عنوان اولین بازی ویدیویی در تاریخ، برنده جایزه ادبی هوگو برای بهترین داستان فانتزی شود.
هنر و موسیقی Hades یک مهمانی برای چشم و گوش است. هر ناحیه از دنیایش یک پالت رنگی کاملاً متفاوت دارد: تارتاروس با سبزهای تیره و ز.هرآلود، آسفودل با قرمز شعله ور گدازهها، و الیسیوم با طلایی درخشان و باشکوه. موسیقی دارن کورب ترکیبی است از ریفهای سنگین گیتار برای نبردها و ملودیهای آرام یونانی برای لحظات دراماتیک. دو قطعه را هیچوقت فراموش نمیکنی: «Good Riddance» که اِوریدیس میخواند، و «The Unseen Ones» که اورفئوس و اِوریدیس با هم میخوانند. آن هارمونی غمگین مو بر تنت سیخ میکند.
میراث و آینده تأثیر Hades بر صنعت غیرقابل انکار است. امروزه از اصطلاح «Hades-like» برای بازیهایی استفاده میشود که ساختار «مر.گ به خانه رفتن پیشرفت داستان» را الگوبرداری کردهاند. بازیهایی مثل Cult of the Lamb و Have a Nice Death مدیون طراحی هوشمندانه Hades هستند. دنباله بازی، Hades2، در سال ۲۰۲۴ وارد مراحل اولیه شد. این بار نقش ملینوئه، دختر هیدیز و خواهر زاگرئوس، را بر عهده داری. تا پایان سال ۲۰۲۵، Hades II موفق شد بیش از یک میلیون نسخه بفروشد و به رکورد ۱۱۰ هزار کاربر همزمان در استیم برسد.
والا راستش راهی هم نیست که نمیری💔💔
عالیی بودد
بعد از رزیدنت اویل ۹ میرم سراغش
Ultrakill بازی کردی؟
اتفاقا میخواستم بازیش کنم😂
راستی داداش dead cells رو هم بازی کردی ؟
نه متاسفانه ولی به نظر باحال میاد
حتما بازیش کن
یه ماه پاره شدم سرش تازه یه بار که نباید تمومش میکردیم سر جمع یک و نیم ماه طول کشید تا داستانشو کامل کنم تا بلاخره پرسفونه رو با هیدیس آشتی بدیم تا برگرده به جهنم خیلی گیمپلی عالی بود
پس سختی های بسیاری کشیدی
هادس کلا تو هر دنیایی باشه من هستمش🫡
بهنظر باحال میاد😃✨
دقیقا فقط یکم سخته
حتما میرم سراغش🫡