فرض کنید برای یک آزمایش داوطلب شدهاید، ولی وقتی قدم به آزمایشگاه میگذارید، محققان از شما میخواهند یک فرد بیگناه را به قتل برساند. شما اعتراض میکنید، ولی محققان با قاطعیت به شما میگویند که انجام این کار برای مقاصد علمی ضروری است. آیا شما نهایتا تسلیم میشوید و به این جنایت شنیع تن میدهید؟
مطمئناً وقتی چنین سوالی مطرح میشود، تقریباً همه از ارتکاب به قت.ل طفره میروند. ولی آزمایش معروف استنلی میلگرام دقیقاً خلاف این ماجرا را به اثبات رساند. آزمایش او که در اوایل دهه ۱۹۶۰ در دانشگاه ییل انجام گرفت، نشان داد که اساسا این عقیده خوشبینانه است و اگر یک شخص مقتدر از ما درخواست کند تبدیل به یک قات.ل مطیع میشویم.
سری آزمایشهای میلگرام امروزه به بحثبرانگیزترین و مشهورترین آزمایشهای روانشناسی تاریخ شدهاند. میلگرام این آزمایشها را از ژوئیه سال ۱۹۶۱، تنها سه ماه پس از محاکمه آدولف آیشمن آغاز کرد. سرهنگ آدولف آیشمن که در آلمان نازی سرپرست اداره امور مربوط به یهودیان در دفتر مرکزی امنیت رایش بود، در تعقیب و قت.لعام حدود ۶ میلیون یهودی در اروپا نقش کلیدی داشت.
او پس از شکست آلمان در جنگ دوم جهانی و سقوط نازیها با خانوادهاش به آرژانتین گریخت، ولی در سال ۱۹۶۰ شناسایی و ربوده شد. سرهنگ آیشمن با وجودی که تمام اتهامات خود را در دادگاه اورشلیم انکار میکرد، نهایتا به م.رگ محکوم و در سال ۱۹۶۲ به دار مجازات آویخته شد.
او در دادگاه گفته بود: «من از جنایاتی که علیه یهودیان انجام گرفته ابراز تنفر میکنم و منصفانه میدانم که مسئولان اصلی این جنایت به سزای اعمال خود برسند. ولی باید فرقی بین رهبران مسئول و افرادی که مانند من آلت دست رهبران بودهاند قائل شد. من هیچوقت در میان رهبران مسئول نبودم و به همین دلیل نیز خود را مقصر نمیدانم.» استنلی میلگرام نیز با این آزمایش میخواست بداند که آیا ممکن است آیشمن و هزاران همدستش در جریان هولوکاست تنها از دستورها افراد مافوق خود اطلاعات کرده باشند؟
به این جهت میلگرام یک سری آزمایش را طراحی کرد که در طی آن از شرکتکنندگان که همدست یک آزمایشگر مقتدر بودند خواسته میشد پس از هر بار اشتباه در پاسخ به سوالات آزمون حافظه به شخصی در اتاق مجاور که او را نمیدیدند شوک الکتریکی بدهند.
در این آزمایشها، ۳۰ دکمه مختلف با ولتاژهای متفاوتی دراختیار داوطلبان قرار گرفته بود. شرکتکنندگان آزمایش میدانستند که شوکهای الکتریکی از درجه بیخطر ۱۵ ولت شروع شده و به درجه کُشنده ۴۵۰ ولت ختم میشوند.
همچنین به داوطلبان هشدارهایی در مورد خطرناک بودن ولتاژ کشنده داده شده بود. ولی در حقیقت، آنچه داوطلبان نمیدانستند این بود که اصلاً خبری از شکنجه نیست. بلکه ماشینی که در این آزمایشها به کار میرفت، جز ایجاد سروصداهای ترسناک و نورهای عجیب کار خاص دیگری نمیکرد.در همین حال، شخصی که در اتاق مجاور باید با شوک الکتریکی شکن.جه میشد نیز یک هنرپیشه حرفهای بود که نقش قربانی را بازی میکرد.
اینها تمام مسائلی بود که داوطلبان آزمایش هیچ اطلاعی از آن نداشتند. در حقیقت، داوطلبان فکر میکردند، با عمل خود به شخص بیگناهی آسیب میرسانند. ولی ازآنجاکه محققان به شرکتکنندگان گفته بودند که این آزمایش علمی در واقع برای در بوته آزمایش گذاشتن کارایی حافظه و یادگیری در وضعیتهای مختلف است،
معروفترین سری آزمایشهای میلگرام در کمال حیرت نشان داد که ۶۵ درصد از ۴۰ نفر داوطلب از دستوران اطلاعت کرده و با وجود جیغها و التماسهای قرب.انی در اتاق مجاور تا ولتاژ ۴۵۰ ولت پیش رفتهاند.
برخی از داوطلبان که آشکارا مغموم شده بودند، از ادامه آزمایش سرباز زدند و حتی درمقابل دستورها آزمایشگرها دست به اعتراض زده و از مرکز تحقیقاتی خارج شدند. ولی دو سوم افراد، تابع دستورها شخص مقتدر بودند.در سالهای پس از آزمایش میلگرام، برخی از محققان ادعا میکردند روش میلگرام چندان دقیق نبوده و او در دادههای آزمایش دست برده است. ولی آزمایشهای او در سراسر جهان تکرار شدهاند و نتایج آنها کمابیش یکسان بوده است.
وای اینو قبلا خونده بودم خیلی دارکه
عالی
ممنونمممم