امروز! ای اساتید، همگی اینجا جمع شدیم تا یکبار برای همیشه به دنیا ثابت کنیم که intp ها تنبل نیستن!
قبل از هرچیزی بهتون بگم که این پست فقط مخصوص intp ها نیست، ممکنه خیلی های دیگه هم تنبل خطاب بشن در حالی که مشکل از جای دیگه ست! اما چون این نظریه "تنبل" بودن در intp ها بیشتره، روی اونها تمرکز میکنیم.
سوال خنده داریه، ولی اول از همه بیاید ببینیم اصلا تنبلی یعنی چی؟! نصف بیشتر مردم ازش روی آدم های اشتباه استفاده میکنن! تنبل یعنی انرژی، وقت، شرایط، سلامت جسمانی و روانی داری و با این حال باز هم نمیری کار هات رو انجام بدی! خب این تنبلی خالصه. احتمالا اغلب اوقات میبینید که intp دوست داره بخوابه، همش حال نداره یا کار های ناتموم اش مدام انبار میشن، اما آیا intp واقعا تنبله؟
Intp از نکته سنج ترین و تیزبین ترین تایپ هاست، امکان نداره که توی یه انیمه/فیلمی یه نخبه به اسم intp نباشه! اما آیا هیچ فکر کردید تحلیلگری فوق العاده چه معایبی به همراه داره؟! تحلیلگرایی بالا موجب مصرف فوق العاده شدید انرژی میشه، چون تو میتونی همه نکات رو ببینی و تمام جوانب رو در نظر بگیری، یه صفحه درس ممکنه ۲ ساعت طول بکشه چون نکاتی رو میبینی که برای بقیه نامرئی ان. از این رو هروقت intp رو میبینی حال نداره چون همیشه انرژی اش بخاطر قدرت تحلیل اش خالی شده و مردم هم که فقط حال نداشتن رو میبینن پس میگن تنبله. و به همین خاطر هم intp عاشق خوابه و بیشتر از بقیه تایپ ها میخوابه. خواب بهترین روش برای تامین انرژی از دست رفته بعد یه تحلیل یا کشف بزرگه. یا ممکنه intp هارو ببینید که معمولا کند راه میرن، خیلی آرومن، کار هارو آهسته انجام میدن. همه اینها از روش های هوشمندانه ذخیره انرژیه که intp ناخواسته انجامش میده! مغزش یاد گرفته که برای تحلیل های سنگین انرژی زیادی نیاز داره، و از اونجایی که روش ورود intp به مسائل مختلف کلا با تحلیل گره خورده پس مغز تا حد امکان عملگرایی رو پایین میاره و روند اش رو کند میکنه تا برای تحلیل انرژی ذخیره کنه.
از طرفی ممکنه intp ها به خوراکی های شیرین، آجیل یا بسته بندی ها علاقه زیادی داشته باشن. کربوهیدرات میزان خیلی زیادی انرژی دارن که میتونه حد مورد نیاز intp رو تامین کنه. نمونه اش رانپو در انیمه سگ های ولگرد بانگوعه! همیشه داره یچیز میخوره XD
البته نکته مهم اینجاست که تحلیل نباید حتما درسی باشه! تحلیل درباره پدیده های علمی، انیمه، فلسفه، تاریخچه شخصیت ها و... همگی انرژی میبره، اینطور نیست که چون انیمه ست پس انرژی زیادی صرف نمیکنه. اگر این intp باشه که حتی بیشتر هم صرف میکنه! چرا؟
چون intp ی کنجکاو عاشق کشف چیزای جدیده، حالا میتونه درمورد فلسفه پشت انیمه ها باشه یا مطالب درسی! اما معمولا اولویت با اونی میشه که بتونه بیشتر intp رو هیجان زده کنه. مغزش عاشق موضوعاتیه که بتونه در زمینه مورد علاقه اش اون رو به چالش بکشه یا یه مطلب جدید در موردش ارائه بده پس کار هایی که دوست داره انجام میده، نه کار هایی که مجبوره!
مثلا اگه برای یه intp درس اجبار باشه و تحقیق درباره مورچه ها تفریح، intp بدون شک گزینه دوم رو انتخاب میکنه! و بعد درونش غرق میشه، و وقتی میرسه روی سطح آب میبینه که یه خیلی از کار هاش هنوز موندن و حالا دیگه هیچی انرژی براش نمونده که درس بخونه!! و بعد بخاطر این ویژگی ممکنه توسط والدین یا دوستان تنبل خطاب بشه. جالب اینجاست که این تصمیم معمولا غیر منطقیه که تحلیل تفریحی رو به تحلیل اجباری ترجیح بدی، ولی میدونی چرا این اتفاق میفته؟
ام این یکی تکراری اومده نمیدونم چرا، برید اسلاید بعد. جدی باید یه گزینه حذف اسلاید داشته باشیم! مثلا اگه برای یه intp درس اجبار باشه و تحقیق درباره مورچه ها تفریح، intp بدون شک گزینه دوم رو انتخاب میکنه! و بعد درونش غرق میشه، و وقتی میرسه روی سطح آب میبینه که یه خیلی از کار هاش هنوز موندن و حالا دیگه هیچی انرژی براش نمونده که درس بخونه!! و بعد بخاطر این ویژگی ممکنه توسط والدین یا دوستان تنبل خطاب بشه. جالب اینجاست که این تصمیم معمولا غیر منطقیه که تحلیل تفریحی رو به تحلیل اجباری ترجیح بدی، ولی میدونی چرا این اتفاق میفته؟
intp با تحلیل اجباری مثل تحلیل درس اغلب مشکلی نداره! معمولا با شروع این تحلیل مشکل داره خنده دار بنظر میاد، ولی از بزرگ ترین مشکل های intp اینه که نمیتونن شروع کنن. قبل از اینکه intp بره سراغ درس باز هم تحلیل میکنه! : درس چقدر سخته؟ انرژی کافی برای تحلیل اش رو دارم؟ چقدر وقت دارم؟ از پسش بر میام؟ و... خود همین تحلیل انرژی میبره که هیچ، تهشم intp کلا از رفتن سراغ اون درس پشیمون میشه! چون معمولا intp همیشه بر این حساب در نظر میگیره که آیا الان توانایی شروع یک تحلیل سنگین رو داره یا نه، از بدی های این تایپ اینه که اگه چیزی سخته=ورود با تحلیل سنگین که این نیاز به ۱۰۰ درصد انرژی کامل داره، این تصور خیلی بی نقصه در حالی که در واقعیت همیشه اینقدر ایده آل پیش نمیریم، پس intp هی کارا رو عقب میندازه، چون از نظرش هنوز هم فرصت و انرژی مناسب برای انجام اون کار نرسیده! مورد بعدی حجم کار یا اون درسه، وقتی درس انبار شده intp دیگه دلش نمیخواد بره سراغش چون مغزش با خودش میگه وای چقدر زیاده پس انرژی زیادی برای تحلیل میخواد، آیا انرژی کافی دارم؟ و... بازم همون چرخه قبلی که تهشم intp از انجام اون کار صرف نظر میکنه!
•راه حل هایی برای شروع؟ اول از همه اینکه سعی کنید وقتی از خواب بیدار شدین یا یه موقع که دیگه بهونه برای نداشتن انرژی ندارین شروع کنین. و بعدش دیگه انرژی خودتون رو نشمرید! همین مقایسه انرژی و فکر کردن به اینکه الان حال شروع دارم یا نه خودش انرژی میبره، پس قبل شروع کلا به هیچی فکر نکنید! برای اینکه قبل شروع الکی فکر نکنید لازمه اینکارا رو از قبل انجام داده باشید: ۱-اینکه مورد بالا رو بتونی اجرا کنی هم خودش دارای مرحله ای به نام شروع هست که اتفاقا قراره توی شروع این یکی هم گیر کنی! تنها راه اینکه بتونی بالاخره شروع کنی اینه که واقعا بخوای انجامش بدی. یادت باشه که مغز intp اولویت رو به کاری میده که دوست داری، نه کاری که مجبوری. پس گام اول اینه که ببینی اصلا واقعا میخوای انجامش بدی؟! ترجیحا یه دفتر بگیر و هر مدلی که دوست داری بنویس چون تاثیرش از صرفا توی مغز نگه داشتن بهتره مثل سبک ژورنال نویسی، اصلا مهم نیست که تمیز و بی نقص باشه، هر جور که دوست داری! ۲-برای گام دوم بهترین راه حل تقسیم کار ها به قطعات کوچک تره، وقتی حجم کمتر باشه مغزت دیگه نمیگه چقدر زیاده پس الان به صدِ انرژیم نیاز دارم! لازم نیست برنامه ریزی کنی یا مو به مو بنویسی که الان چیکار کنم و بعدا چیکار کنم، فقط ببین درس هارو به چند بخش میتونی تقسیم کنی و خیلی بخش های بزرگ درست نکن! بعدش خودت تصمیم میگیری که کدوم رو اول شروع کنی. ۳-انگیزه بساز. بعد از تقسیم کردن درس ها این یکی یجورایی مسخره اما مهمه! مثلا الان میخوای یه درسی بخونی اما همیشه توی مرحله شروع گیر میکردی و هردفعه وقت زیادی برای شروع هدر میدادی، پس ایندفعه درس رو به زبون خودت، جوری که دوست داری ببینیش تعریف کن، اونجوری که مغزت دوست داره تا تشویق بشه برای شروع کردن! اگه درس خوندن از نظر مغزت جالب تلقی بشه اون اولویت رو به درس میده. میتونی انگیزه هات رو مثل یه داستان یا سبک خاص خودت بنویسی. ۴-اگر روش قبلی درباره انگیزه جواب نداد، جالبه بدونی که اغلب اوقات تا شروع نکنی انگیزه اش نمیاد! میتونی فقط بشینی و روزنامه وار اون صفحه از درس رو بخونی حتی اگه نفهمیدی چی نوشته هم مهم نیست، چون تهش کنجکاو میشی که این الان یعنی چی؟... و این میشه استارتر کار! یا اگه قراره یه کاری رو انجام بدی مثلا با ابزار های مربوطه ور بری. ۵-و در نهایت نکته مهم اینکه حالا که میخواید درس رو شروع کنید به خوندن اصلا با تحلیل سنگین شروع نکنید! ورود با تحلیل سنگین درجا انرژی رو تخلیه میکنه، آروم آروم شروع کنید. مثلا همون روزنامه وارد خوندن یا فقط مرور کمی از قسمت قبلی، خوندن مقدمه برای اینکه آروم آروم موتور مغزتون روشن بشه. و اما مورد آخر...مگر اینکه واقعا تنبل باشید! یا اینکه نخواید اون کار رو شروع کنید، یا اینکه این راه حل ها راه حل های شما نباشن. در این صورت باید راه خودتون رو پیدا کنید.
مثلا بنده به عنوان intp الان اومدم نوشتن این پست رو به درس خوندن ترجیح دادم چون از نظرم باحال تر بود. دیگه باید برم سراغ درسمD"🍹
خب اره درسته زیاد میخوابم ولی میتونم کار های زیادی انجام بدم و هیچ مانعی هم ندارم ولی بازم هیچ کاری نمیکنم کلا انگیزه ام برای کار منفی صفر شده پس شایدم تنبل شدم. البته حس میکنم زیاد به تایپم مربوط نمیشه
هوم، شاید به اولویت مغزت بستگی داره! گاهی اوقات میدونی الان کار درست و منطقی چیه، هیچ مانع خاصی هم برای شروع نداری اما باز هم اجتناب میکنی انگار که فقط حوصله رفتن به سراغش نیست. متاسفانه مغز عزیز ما بدون اجازه خودمون اولویت بندی میکنه، مثلا اگه احساس کنی وقت زیادی برای انجام اون کار داری مغزت با خودش میگه پس فعلا مهم نیست، هنوزم خیلی وقت دارم! پس چرا برم سراغش؟ . در عوض مغزت ترجیح میده بره سراغ چیز هایی که با تلاش کمتر زودتر پاداش میگیره(مثلا همون کارهایی که برای سرگرمی انجام میدی).
اگر موقعیتی که توش گیر کردی شبیه چیزیه که گفتم، پس فقط باید بهش غلبه کنی!
و البته میزان علاقه ات به اون کار هم مهمه، اگه دوستش نداشته باشی سخت تر میشه رفت سراغش.
اگر کمک کننده بود که خیلیم عالی! اما اگر نه، میتونی نظر خودت درباره اینکه واقعا مشکلت چی میتونه باشه رو بهم بگی یا اگرم راحت نیستی چت جی هم گزینه خوبی برای مشورته •-• (چقدر حرف زدم والا)
آممم اون پیام دوم ام خیلی طولانی تر بود و توضیح داشت...نمیدونم چرا محو شده😂💔
و بله بیشتر کار های خودم میزارم دقیق های اخر . تقریبا همیشه
و همچنین حتی حوصله ندارم بهش غلبه کنم