این پرسش که چه چیزی تعیین کرده است من که باشم و هویتم از چه چیزی متاثر شده، از آن سوال های ساده ایست که به دلیل بدیهی به نظر رسیدن، کمتر کسی به جوابش اهمیت میدهد. اما برای شناخت خود و عمق بخشیدن به خودنگاره ای که در ذهن داریم، لازم است یک بار هم که شده جواب این سوال را بررسی کنیم
قبل از شروع این مطلب، به نکات زیر توجه کنید ۱-درصد ها به شکل تقریبی و برای درک بهتر از تاثیر هر عامل گذاشته شدن و برای هر فرد، ممکنه متفاوت باشند ۲-تاثیر هر عامل در طول زمان تغییر میکند و اندازه نسبی ان با پیشآمد ها عوض میشود ۳-این عوامل به شکل جدا از هم و مجزا نیستند بلکه به شکلی آمیخته با هم کار میکنند و هویت ما، محصولی از تعامل لحظه به لحظه آنهاست ۴-عواملی که در ادامه میخوانید، موارد هسته اصلی هویت هستند و تاثیر مورد های فرعی یا شخصی مثل باورهای معنوی، بیماری های سخت و رسانه ها توی این پست بررسی نشده اند
۱.اینکه چه کسی هستم، با ژنتیکم ارتباط دارد. ژن ها همان دستورالعمل های اولیه ای هستند که بدن را شکل داده اند برخی از این ژن ها، نه بر بدن بلکه بر روان تاثیر دارند. این یعنی ژنتیک من، میتواند باعث شود بیشتر درونگرا باشم و یا ریسکپذیری بالایی داشته باشم و یا محتاط تر باشم و... اکثر خصیصه های "غیرانتخابی و غیراکتسابی" حاصل به ارث بردن ژنتیک گذشتگان است البته، نباید فراموش شود که ژنتیک هیچوقت به تنهایی تعیین کننده نیست و معمولا بستر و زمینه برای یک ویژگی را فراهم میکند ژنها و محیط، همیشه به همراه هم کار میکنند. ژنها به تنهایی کاری نمیکنند، مگر اینکه محیطی باشد که فعالشان کند یا تحت تأثیر قرارشان دهد.
۲. اینکه چه کسی هستم، با محیط خانواده و تربیت والدینم ارتباط دارد. خانواده، اولین جاییست که شخصیت و هویت انسان شکل میگیرد فضای خانواده، تاثیر عمیقی بر ارزشها، باورها، نگرشها و مهارتهای ارتباطی دارد. همچنین سبک تربیتی خانواده، شیوه ارتباطی بین افراد خانواده و تجربیات اولیه ای که در محیط خانه حاصل میشوند، در کنار هم بخشی بزرگ از وجود انسان را روشن میکنند. جوهره اولیه احساس ارزشمندی، احساس امنیت و مسئولیت پذیری، در محیط خانواده است که به شخصیت شما میپیوندند.
۳.اینکه چه کسی هستم، با تجربیاتم ارتباط دارد. زندگی مجموعه ای به هم پیوسته از چالشها، موفقیتها، تجربهها و شکست هاست تجربیات شخصی ما، از اولین ورود به مدرسه و روابط با همسالان گرفته تا تعاملات رسمی، روابط احساسی و کشمکشهایمان با مشکلات، همگی به تدریج در شکلگیری دیدگاهها، باورها، مهارتها و در نهایت، هویت ما نقش دارند. حضور در محیطهای اجتماعی متنوع، آشنایی با افراد با پیشینههای مختلف، و درگیری با مسائل اجتماعی تازه، افق دید ما را گسترش داده و به عمق هویتمان میافزاید.
۴.اینکه چه کسی هستم، با جامعه اطرافم ارتباط دارد. جامعه، سنت ها، ارزش ها، هنجارها و قوانینی نانوشته برای ما تعریف میکند. عناصری که درک ما از درست و نادرست، خوب و بد، مطلوب و نامطلوب و... را تعیین میکنند. از سوی دیگر، تطبیق ما با انتظارات اجتماعی و الگوهایی که در جامعه برای هر قشر مشخص میشود هم بخشی از ما را تشکیل میدهد همچنین تاثیر نامحسوس فرهنگ جامعه بر درک افراد از خود و دیگران، سازنده هویت جمعی آنهاست. همان هویت جمعی که با افسانه ها، آرمان ها و تاریخ مشترک جامعه خود پیوند خورده
۵. اینکه چه کسی هستم، با انتخاب های من ارتباط دارد در نگاه اول، عجیب به نظر میرسد که چرا به این عامل، درصد پایینی تعلق گرفته است. اما در واقع، این مهمترین عامل در طول زندگی است. با وجود تمام تاثیرات ژنتیک، محیط، جامعه و تمام چیزهای ناخواسته ای که ما را تعریف میکنند، در نهایت ما تصمیم گیرنده و انتخابگر هستیم. اینکه به چه ژنی در خود اجازه شکوفایی دهیم، اینکه چه ارزشی را از محیط زیستن خود بپذیریم و چه باوری را پس بزنیم، اینکه چه واکنشی به تجربیات، شکست ها و پیروزی های خود داشته باشیم و... همه در دستان ما هستند. شاید نتوانیم از صفر شروع کنیم و همه چیز را خودمان رقم بزنیم و محدودیت گزینه های انتخابیمان، میزان تاثیر اراده بر شخصیتمان را کم کند، اما در آخر خودمان تعیین کننده مسیر هویتمان هستیم
نظرات بازدیدکنندگان (0)