جیلا:درود چطورین؟این بار حرفی ندارم که بزنم
افسانه:در مصر باستان، گربهها فقط حیوون خونگی نبودن اونا نگهبانان جهان مر.دگان بودن روایت:میگفتن گربهها میتونن فراتر از چشم انسان، موجودات ماوراءالطبیعه رو ببینن و با چشمای درخشانشان، تاریکی رو از خانه دور کنن اونا نیمهخدا بودن که برای محافظت از انسانا به زمین اومدن
افسانه:در اساطیر یونان، سگی به نام «سربروس» وجود داشت که نگهبان دروازه دنیای زیرین بود روایت:اما تو افسانههای دیگه، سگا پیامآوران دنیای رویاها هستن گفته میشد سگا میتونن روح انسانا رو تو خوابهایشون ملاقات کنن و راهنمای اونا تو سفرای دوردست باشن
افسانه:در فرهنگهای شرق آسیا، «خرگوش ماه» یک اسطوره معروفه روایت:میگن در سطح ماه، خرگوشی باستانی زندگی میکنه که با هاون و نیمخشک، اکسیر زندگی (یا معجون جادویی) درست میکنه خرگوشا در افسانهها نماد سرعت، هوش و گاهی اوقات، تغییر شکل هستن
افسانه:در بسیاری از فرهنگهای باستانی، طوطیا فقط تقلیدکننده نبودن، بلکه «روح کلمات» بودن روایت:افسانهها میگن طوطیا میتونن کلمات آینده رو از دنیای دیگر بشنون و اونا رو تکرار کنن اونا نگهبانان اسرار و پیامآوران بین دو دنیای انسان و طبیعت بودن
افسانه:از «پگاسوس»در یونان تا اسبهای افسانهای در فرهنگهای آسیای مرکزی. روایت:اسبا همیشه نماد آزادی و قدرت الهی بوده ان در بسیاری از افسانه ها اسب ها می توانند با ضربات سم خود از کوه ها آب جاری کنن یا از میان ابرا راهی برای رسیدن به آسمان باز کنن
عالی بود،موفق باشی🩷🫶🍓🍫
مرسییی