اکثر افرادی که توی تستچی هستن، دانش آموزن. هرچند که دانشجو و فارغ التحصیل و... هم داریم. اما تقریبا کسی نیست که مدرسه نرفته باشه (چون در غیر این صورت مطالب سایت که به صورت کلمات و جملات هستن رو نمیتونه بخونه). امروز قراره توی این پست به بررسی مدرسه بپردازم.
اکثر ما اینجوری هستیم که «کاش مدرسه زودتر تموم بشه» «کی میشه زودتر تعطیلات آخر هفته برسن» «واقعا دارم دیوونه میشم از دست مدرسه» و... . چندین دسته افراد مختلف وجود دارن. 1-دبستانی ها 2-راهنمایی ها 3-دبیرستانی ها
1-دبستانی ها: این دسته باید به مدرسه برن. چون توی 6 سال اول بیس و پایه ی تحصیلات رو یاد میگیرن که توی روزمره هم کاربرد داره (حتی هدیه های آسمانی یا مطالعات اجتماعی). هیچ بحثی توی این دسته وجود نداره و این دسته باید به مدرسه برن.
2-راهنمایی ها: این دسته اغلب بیشترین ناله رو دارن. من خودم هفتم و هشتم خیلی سخت بود. سعی کنین دوست های خوبی پیدا کنین و با هیچ کسی دشمنی راه نندازین. باز هم دقت کنین که یه تعداد زیادی مطالبی که دارین ممکنه توی روزمره به دردتون بخوره.
3-دبیرستانی ها: توی این دسته معمولا عمیق ترین و پایدارترین دوستی ها شکل میگیره. مدرسه علاوه بر یه روزمره ی سخت، کم کم یکم نرم تر میشه و تبدیل میشه به یه جایی که درسته سخته اما عوضش هر روز دوستاتو میبینی! (وبرای من این خیلی چیز ارزشمندی بود)
اما...اینا رو همه میدونن. پس هدف اصلی ساخت پست چیه؟ ما توی سال 1404 به نظر من بیشترین تعداد تعطیلی رو داشتیم : تعطیلات عید، تعطیلات جنگی خرداد، تعطیلات آلودگی ها و کمبود گاز و برق، تعطیلات اوایل بهمن و تعطیلات جنگی اسفند ماه. ما خیلی هامون دلمون برای مدرسه تنگ شده و میخوایم برگردیم. برای دوستامون، معلمامون و حتی خود فضای مدرسه. شاید فکر کنید که دبستانی ها زیاد این رو حس نکنن چون دبستان پره از تکالیف سخت و چیزایی که هیچ اطلاعاتی در موردش نداری اما من چندین دبستانی دیدم که اون ها هم دلتنگ شدن برای مدرسه و دوستاشون رو میخوان.
به نظر من برای راهنمایی ها و دبیرستانی ها سخت تر هم بوده چون درک کامل تری از روابط دارن و دوستی هاشون به مراتب عمیق تره. دبیرستانی ها یه مشکل دیگه هم دارن که دیگه کم کم دارن از مدرسه خداحافظی میکنن و قرار نیست دوباره اون رو ببینن. (این برای من خیلی عذاب آوره) و این تعطیلات هم که هاکذا.
مدرسه، شاید عذاب آور باشه، شاید پر از معلم عقده ای باشه، شاید پر از کسایی باشه که ازشون به معنای واقعی کلمه متنفری ولی یادت باشه که: خیلی ها آینده شغلیشون از مدرسه است، اونجا دوست های خوبی داری، معلم دلسوز هست و مهم تر از همه، کلی چیز یاد میگیری.
میدونم که حرف هایی که زدم خیلی مادربزرگی به نظر میان اما باور کنید که الان اگه مدرسه میرید واقعا توی دوران طلایی هستید و به احتمال زیاد، بعد از تموم کردن مدرسه، دلتنگش خواهید شد. یه لحظه همچین جایی رو تصور کنید: یه جایی که 5 روز از 7 روز هفته میرید اونجا، دوستاتون رو میبینید و در مقابل کسانی که ازشون خوشتون نمیاد. اونجا یه سری افراد بهتون آموزش میدن و بعد از یه مدت اجازه میدن که برید یه نفسی تازه کنید. اونجا پر از فعالیت های مفید ورزشی، پرورشی و... هست.
خیلی ها میگن مدرسه یه تمرین برای ورود به جامعه هست اما این یه تصور غلطه. مدرسه خود جامعه هست چون اونجا ما با هر قشری از جامعه برخورد داریم. تنها تفاوتش اینه که محیط مدرسه بیشتر از محیط جامعه کنترل میشه تا اشتباهی صورت نگیره.
خلاصه ی حرفم اینه که: شاید الان از مدرسه بدتون بیاد، ولی سعی کنید یه کاری کنید که مدرسه براتون لذت بخش بشه. مثلا توی یه شورا یا انجمن عضو بشید یا اگر نمیخواید زیاد توی اجتماع باشید میتونید برید توی کتابخونه مدرسه و... . اگر هم چنین چیزی نمی خواید، اصلا لزومی نداره که چنین کاری بکنید. همون با دوستاتون برید بگردید خوش باشید. قدر این دوران رو بدونید. چرا در مورد مدرسه گفتم؟ چرا دانشگاه رو چیزی نگفتم؟ چون آدم توی هر سنی میتونه وارد دانشگاه بشه اما مدرسه نه.
نظرات بازدیدکنندگان (0)