سلام دوستان، پارت ۲ تقدیم به شما
ملودی: برای بسیاری از مردم ،ملودی مهم ترین جزءِ سازنده ی قطعه ی موسیقی است. با اینکه همه می دانند ملودی چیست ارائه ی تعریفی دقیق از این واژه ی آشنای موسیقی چندان آسان نیست. یک فرهنگ موسیقی چنین تعریفی را پیشنهاد می کند :《مجموعه ای از نت های مختلف که نظم یافته و شکلی خاص گرفته اند تا حس موسیقی را در شنونده ایجاد نمایند.》اما واکنش در مقابل ملودی موضوعی بسیار شخصی است. آنچه ممکن است در یک شنونده حس موسیقیایی ایجاد نماید شاید برای فردی دیگر این ویژگی را نداشته باشد و چیزی که برای یک نفر ملودی ای جالب و یا حتی زیبا است در شخصی دیگر هیچ تاثیری نداشته باشد.
هارمونی: هارمونی هنگامی به گوش می رسد که دو یا چند نت مختلف ، همزمان به صدا در آیند و یک آکورد بسازند. آکورد ها بر دو نوع اند: آکورد های مطبوع که در آنها نت ها با یکدیگر توافق دارند و هماهنگ هستند؛ و آکورد های نا مطبوع که در آنها نت ها_ با شدت و ضعف متفاوت_ با یکدیگر ناسازگارند و سبب می شود تنش و هیجانی در موسیقی به وجود آید. ما از واژه ی هارمونی به دو منظور استفاده می کنیم: برای اشاره به انتخاب نت هایی که یک آکورد مجزا و تنها را می سازند؛ و یا به طور وسیع تر برای شرح و توضیح سیر کلی و روند حضور آکورد ها در یک قطعه ی موسیقی.
ریتم: از واژه ی ریتم برای توضیح روش هایی استفاده می شود که آهنگساز بر اساس آنها صداهای موسیقایی را دسته بندی می کند و در این میان به خصوص به کشش آنها (طول مدت صدا های مختلف در مقایسه با یکدیگر) و تکیه ها و تاکید ها توجه می کند. اگر به تجربه های قبلی خود رجوع کنید به خاطر می آورید که در یک قطعه ی موسیقی الگوی تکرار شونده ای از ضرب ها وجود دارد (که یا آن را شنیده یا صرفا حس کرده اید) که ضربان مستمر و تپش قلبِ اثر موسیقی است و بر اساس آن گوش، ریتم را در مییابد.
رنگ صوتی: هر ساز کیفیت صدایی یا رنگ صوتی ویژه ی خود را دارد. مثلا صدای خاص ترومپت،شناسایی سریع آن را برای ما امکان پذیر می سازد و می توانیم صدای آن را از، فرضا ، یک ویولن تشخیص دهیم. این ویژگی و کیفیت صدا رنگ صوتی ساز نامیده می شود. آهنگساز ممکن است رنگ های صوتی را در هم بیامیزد؛ به عنوان مثال، ساز های بخش زهی ارکستر یا ساز هایی که صدایی غنی و رنگ صوتی تیره ای دارند ، مانند کر آنگاه ها، ویولن سل ها و باسون ها یا ساز هایی را انتخاب کند که تضاد رنگ های صوتی شان باعث شود برخی نسبت به دیگری جلوه ی صوتی بیشتری بیابد، مانند صدا های نافذ و درخشان پیکولو، کلارینت زیر صدا، ترومپت ساردین دار و زیلوفون در تقابل با پس زمینه ای از صدا های تیره و خفه ی ساز های برنجی و زهیِ بم.
فرم: از واژه ی فرم برای توضیح طرح اصلی یا نقشه ای استفاده می شود که آهنگساز بر اساس آن به یک قطعه ی موسیقی شکل می دهد و آن را می سازد. طرح ها و فرم های موسیقایی فراوانی وجود دارند و مصنّفان موسیقی در دوره های مختلف تاریخ موسیقی شیوه ها و روش های گوناگونی را در این زمینه به کار گرفته اند.
برخی آثار موسیقی، صدایی فشرده و متراکم ارائه می کنند، صدایی غنی،سیال و روان؛و برخی دیگر صدایی متفرق و نامتراکم دارند و حالتی دندانه دار و ناهموار را تداعی می کنند برای توصیف این جنبه از موسیقی، از واژه ی بافت یاری می جوییم زیرا اصوات موسیقایی را که در کنار یکدیگر در یک قطعه ی موسیقی حضور دارند، می توان به رشته ی نخ هایی تشبیه نمود که پارچه از آن بافته می شود. آهنگساز به سه روش کلی می تواند بافت موسیقایی خود را شکل دهد: _ بافت مونوفون: یک خط ملودی تنها بدون بهره گیری از هر نوع همراهی هارمونی ها. _ بافت پُلی فون: دو یا چند خط ملودی که همزمان در طول قطعه ی موسیقی به گوش می رسد (گاهی این بافت را بافت کنتر پو آنی می نامند). _ بافت هوموفون: یک خط ملودی تنها که در مقابل آن (معمولاً) آکورد های همراهی کننده ای قرار دارند و ریتم پایه ی واحد و مشترکی همزمان در تمام بخش ها حضور دارد.
خب دوستان ممنون که تا اینجا همراه من بودید. پارت های بعد توی راهه...
واو عالیه
از این به بعد اگه چیزایی که غیرسوالیه میذاری رو بذار مطلب تا احتمال ویژه شدنش بالا بره
عالی بودی! 🔥
ممنون💎
از روی کتاب تاریخ موسیقی غرب می نوشتم. داشتم برای کسانی می نوشتم که نمی تونند کتاب رو تهیه کنند.
ولی حمایت نشد😔
قربونت