راز های تاریخی که هنوز کشف نشدند.
اسکندر مقدونی تا ۳۲ سالگی سراسر آسیا را در نوردید و از بالکان تا پاکستان را فتح کرد. سپس، حاکم عظیمترین امپراتوری جهان باستان شد. او در سال ۳۲۳ پیشاز میلاد بر اثر بیماری در بابل یا عراق کنونی درگذشت و امپراتوری عظیمش نیز مانند خانهای کاغذی از هم فروپاشید. اسناد تاریخی حاکی از آن است که دو سال بعد از مرگ اسکندر و سقوط امپراتوریاش، یکی از ژنرالهایش او را به مصر باستان بازگرداند و در مقبرهای در شهر ممفیس به خاک سپرد، در حالی که مقبرهی دیگری نیز در اسکندریه برای او ساخته شده بود. با این حال، هیچکس نمیداند که مقبرهی نمادین اسکندر دقیقاً کجاست. برخی معتقدند که مقبره در اعماق آب فرو رفته است، زیرا در «ناحیهی قصرها» ساخته شده بود که اکنون زیر آب است. اگر این موضوع حقیقت داشته باشد، مقبره ممکن است اکنون به دست نیروهای انسانی و طبیعی نابود شده باشد. حتی اگر در نهایت پیدا شود، احتمالاً شواهد اندکی وجود دارد که ثابت کند مقبره متعلق به اسکندر مقدونی است. به گفتهی کارشناسان، شواهد فیزیکی خاصی از بنای توصیفشده وجود ندارد، بنابراین محققان برای یافتن آن به یک کتیبهی سالم نیاز دارند.
داستان شاه آرتور برای بیش از هزار سال بارها و بارها بازگو شده است. دژ نامدار کملات، شهسواران میز گرد، جادوگر مرلین و شمشیر اکسکالیبور در سنگ، همگی بخشهای معروفی از داستان افسانهای شاه آرتور هستند. با این حال، اگر واقعاً شاه آرتوری وجود داشت، واقعیت به احتمال زیاد آنقدرها هم جادویی نبوده است. اولین گزارشهای مربوط به قرن نهم، از رهبری میگویند که در نبردهای بسیاری با ساکسونهای باستانی جنگید. حتی در صحت این اسناد نیز تردید وجود دارد. چند مکان باستانی در بریتانیا وجود دارد که با افسانههای شاه آرتور در پیوند هستند؛ مانند دهکدهی تینتاجل در کورنوال، یک روستای ساحلی که ظاهراً خانهی شاه آرتور بوده است. اما کاوشها هرگز تأیید نکردهاند که آیا شخص ملقب به شاه آرتور واقعاً در تینتاجل زندگی میکرد، یا حتی وجود داشته است یا خیر. در نهایت، بعید به نظر میرسد که دانشمندان به طور قطع تشخیص بدهند که آیا شاه آرتور واقعاً وجود داشته یا وجود این مرد کاملاً تخیلی است.
در ۲۲ ژوئیه ۱۵۸۷، جان وایت، کاوشگر انگلیسی به همراه ۱۲۰ نفر همراه از انگلستان به جزیرهی روآنوک، شهری در شهرستان راندولف کنونی در ایالت آلاباما رسید. چند ماه بعد، او با کشتی به انگلستان بازگشت تا منابع موردنیاز مردم مستعمرهنشین جزیره را تأمین کند. سرانجام، او سه سال بعد به روآنوک بازگشت اما در کمال تعجب متوجه شد که تمامی ساکنان آنجا ناپدید شدهاند. تنها سرنخ بالقوه، کلمهی اسرارآمیز «کرواتها» بود که روی یک نردهی دفاعی و تنهی یک درخت حک شده بود. وایت تصور میکرد که ساکنان روآنوک به جزیرهی کرواتها یعنی جزیرهی هاتراس کنونی سفر کردهاند. اما طوفانی به راه افتاد و مانع از رسیدن وایت به جزیره شد و او هرگز موفق نشد که ساکنان روآنوک را پیدا کند.
بعضی از تاریخنگاران باستانی ادعا میکنند که ۳۰ سال پیشاز میلاد، کلئوپاترای هفتم، ملکهی دودمان سلطنتی بطلمیوسی و مارک آنتونی، پس از مرگ در کنار یکدیگر در یک مقبره به خاک سپرده شدند. پلوتارک، تاریخنگار یونانی، نوشته است که این مقبره در نزدیکی معبد ایزیس، الههی مصر باستان، قرار داشت؛ بنای یادبود «بلند و زیبا» و حاوی گنجینههایی از طلا، نقره، زمرد، مروارید، آبنوس و عاج بود. محل قرارگیری مقبره همچنان به صورت یک راز باقیمانده است. در سال ۲۰۱۰، زاهی حواس، وزیر سابق آثار باستانی مصر، حفاریهایی را در محوطهای در نزدیکی اسکندریه انجام داد. چند مقبره مربوط به دوران حکومت کلئوپاترای هفتم بر مصر در این محوطه قرار داشت، اما حواس به مطبوعات گزارش داد که مقبرهی کلئوپاترای هفتم در میان این بناهای کشفشده نبود. باستانشناسان اشاره کردهاند که حتی اگر مقبرهی کلئوپاترا تا به امروز سالم باقیمانده باشد، ممکن است به شدت غارتزده و بیهویت باشد.
معمای ترور جان اف. کندی، سیوپنجمین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، یکی از بزرگترین رازهای تاریخ است، پاسخ این معما هرگز از نظر همگان قطعی نبوده و نخواهد بود. در ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳، جان اف. کندی، رئیس جمهور وقت، توسط لی هاروی اسوالد در دالاس مورد اصابت گلوله قرار گرفت. در ۲۴ نوامبر ۱۹۶۳، اسوالد دقیقاً پیش از محاکمهاش به ضرب گلولهی جک روبی در گذشت. روبی نیز در سوم ژانویه ۱۹۶۷ بر اثر سرطان ریه درگذشت. پذیرفتهشدهترین نظریه این است که اسوالد به تنهایی و به میل خودش جیافکی را به قتل رساند و روبی نیز همینطور، به میل خود و با دلایل شخصی اسوالد را کشت. روبی اعلام کرد که انگیزهاش برای اسوالد، این بود که ژاکلین کندی را از «ناراحتی برای بازگشت اسوالد به محاکمه در امان نگه دارد.» با این حال، تعداد بسیار زیادی از مورخان با این توضیحات موافق نیستند و از زمان مرگ جیافکی، فرضیههای جایگزین متعددی ارائه کردهاند. نظریات و احتمالات پیرامون مرگ کندی بسیار گسترده و متنوع است. با توجه به اینکه با گذشت این همه سال دیگر ارائهی شواهد نو و عمده بسیار بعید به نظر میرسد، راز مرگ کندی احتمالاً هرگز به اجماع قطعی نخواهد رسید.
حدود دو قرن است که داستانهایی از وجود یک گودال پر از گنج مدفون در جزیرهی اوک، واقع در نوا اسکوشیای کانادا، منتشر شده است. ظاهراً گنجها توسط دزد دریایی ویلیام کید در این گودال مدفون شده و در همان مکان به جای مانده است. افراد بسیاری با هزینهکردن میلیونها دلار به این جزیره اعزام شدند تا به جستجوی گنج گمشده بپردازند، اما این سفرها هیچ نتیجهای نداشته است. با وجود قرنها جستجو، هیچ گنجی در جزیرهی اوک یافت نشده و تلاش افراد برای یافتن گنج نیز هرگز متوقف نشده است. یک برنامهی تلویزیونی با عنوان «نفرین جزیرهی اوک» نیز دربارهی جستجوی گنج در این جزیره ساخته شده است
در سال ۱۹۵۲، باستانشناسان دستنوشتههای کهنی را در کرانهی شمال غربی دریای مرده، در نزدیکی وادی قمران کشف کردند. بیشتر این طومارهای مسی به زبان عبری نوشته شدهاند و نسخههایی از عهد عتیق را شامل میشوند. طومار مسی که از گنج میگوید نیز به همراه سایر طومارهای دریای مرده در محل قمران یافت شد. همانطور که از نامش پیداست، این نوشته بر روی یک طومار مسی حک شده است و از گنجینهی پنهان طلا و نقره خبر میدهد؛ گنجینهی این طومار آنقدر عظیم است که برخی از محققان گمان میکنند وجود همچنین گنجی غیرممکن است. قدمت طومار به بیش از ۱۹۰۰ سال پیش و به زمانی میرسد که امپراتوری روم بر منطقهی قمران حکمرانی میکرد. در زمان نگارش طومار، چندین شورش علیه رومیان به وقوع پیوست؛ به همین دلیل دانشمندان این فرضیه را مطرح کردند که گنج برای جلوگیری از تصرف توسط رومیان پنهان شد. این که آیا گنج واقعی است، دقیقاً کجا پنهان شده، هرگز کشف شده است و آیا هنوز هم وجود دارد، معمایی است که احتمالاً هرگز حل نمیشود.
در سال ۵۸۷ پیشاز میلاد، ارتش بابل تحتفرمان نبوکدنصر دوم بیتالمقدس را فتح، شهر را تصرف و معبد اول اورشلیم را نابود کرد. بهنقل از کتاب مقدس و قرآن، معبد اول اورشلیم یا معبد سلیمان اولین عبادتگاه باستانی یهودیان در اورشلیم بوده و تا زمان تخریبش، محل نگهداری تابوت عهد بود. تابوت عهد، نسخهی اصلی «ده فرمان» را در خود داشت. ده فرمان، فهرستی از دستورهای مذهبی است که به اعتقاد یهودیان، مسیحیان و مسلمانان، فرمانهایی به موسی هستند. سرنوشت تابوت عهد از رازهای نامشخص تاریخ است. منابع باستانی میگویند تابوت یا به بابل بازگردانده شده و یا قبل از تصرف شهر، مخفی شده است. حتی ممکن است که تابوت در جریان غارت شهر ویران شده باشد. در هر صورت، مکان تابوت نامعلوم است. افسانههای بسیاری در مورد سرنوشت این تابوت نقل شده است. داستانی میگوید تابوت در نهایت به اتیوپی راه یافت و هنوز در همان مکان است. داستان دیگری میگوید تابوت از نظرها پنهان شده است و با ظهور مسیح ظاهر خواهد شد. شیعیان نیز معتقدند که در آخرالزمان، مهدی موعود تابوت را ظاهر میکند.
بسیاری از مسیحیان دنیا در روز ۲۵ دسامبر تولد عیسی مسیح را جشن میگیرند، اما او احتمالاً در این تاریخ متولد نشده است. تاریخ ۲۵ دسامبر ممکن است به دلیل نزدیکی به جشن ساترنالیا یا جشن خدای زحل، جشنوارهای در روم باستان، انتخاب شده باشد. اولین گزارشها از تولد مسیح در تاریخ ۲۵ دسامبر به قرن چهارم پساز میلاد بازمیگردد؛ یعنی زمانی بیش از ۳۰۰ سال پس از تولدش. بر اساس سوابق باستانشناسی، مسیحیان اولیه نمیتوانستند در مورد تاریخ تولد عیسی مسیح به توافق برسند و حتی امروزه نیز بسیاری از مسیحیان، تولد عیسی مسیح را در روز ششم یا هفتم ژانویه جشن میگیرند. در نهایت، بعید است که حتی این روز هم تاریخ دقیق تولد عیسی مسیح باشد. در واقع، حتی سال تولد مسیح نیز به طور قطع مشخص نیست، اگرچه دانشمندان دربارهی سال تولد تقریباً به توافق رسیدهاند.
جام مقدس، جامی است که عیسی مسیح قبل از آن که به صلیب کشیده شود، در آخرین شام خود با حواریونش از آن نوشید. این جام هیچوقت پیدا نشد و باستانشناسان تقریباً مطمئن هستند که هرگز کشف نخواهد شد. در واقع، تا قرون وسطی اصلاً علاقهای به کشف جام مقدس وجود نداشت، اما در داستانهای شاه آرتور نوشتهاند که شاه آرتور و شوالیههایش در جستجوی جام مقدس بودهاند. تا به حال هیچگونه تلاش جدی از سوی دانشمندان و باستانشناسان برای یافتن جام مقدس انجام نشده است، اما محبوبیت این جام همیشه در کتاب داستانها، افسانهها و فیلمهای تخیلی به عنوان یک ابزار افسانهای جالب، حفظ شده است.
نظرات بازدیدکنندگان (0)