مانگای گگه اکوتامی، لبریز از رمز و راز های نهفته است. یکی از فلسفی ترین کارکتر های خلق شده توسط این نویسنده، ساتورو گوجو Satoru gojo ، قویترین جادوگر جوجوتسو در انیمه Jujutsu Kaisen هست و یکی از دلایل محبوبیتش، همین شخصیت پیچیده و رمز آلود اوست. و اما منشا جرقه های خلق گوجو برای اکوتامی چه بود؟ ایا دین و آیین و رسومات ژاپن، شخصیت های برجسته تاریخی و بودیسم، تاثیری در الهامات ذهنی گگه برای خلق گوجو بوده یا نه؟
حتما از تاثیر غنی فرهنگ های مختلف بر انیمه هایش، خبر دارید. نویسندگان ژاپنی و مانگاکاها ، به خصوص در شونن، کارکتر ها و نوشته های خودشون رو از فرهنگ ژاپن و دیگر کشورها و یا رویداد های مهم تاریخ الهام میگیرند. در این بخش میخوایم بپردازیم به منشا الهام یکی از محبوب ترین کارکتر های انیمه، ساتورو گوجو!
اگه انیمه جوجوتسوکایسن رو دیده باشید، حتما با ذات فلسفه دوست داستان این انیمه هم آشنا هستید! در بسیاری از شخصیت ها، دیالوگ ها و مسیر داستان، ما با بینهایت رفرنس و برگردان معنادار مواجهیم. داستان این انیمه، مخصوصا برای کارکتر گوجو، پر از مفهوم و نکات پنهانی هست که خودشون دلیلی بر جذابیت و محبوبیت شخصیت "گوجو ساتورو" هستن. "ساتوری" (Satori) یا شهود، یک کلمه ژاپنیه که به معنای درک حقیقت، شهود و روشن شدن ناگهانی ذهنه. در بعضی جاها به "دانش دوستی" هم ترجمه شده. این کلمه ، یک مفهوم عرفانی در دین "بودیسم" هست. ساتوری، به مرحله ی نهایی فهم و درک انسان اشاره داره. این یک تئوریه، ولی احتمالا قدرت "شش چشم six eyes" گوجو ، که باعث دیدن انرژی نفرینی و ماهیت اصلی نفرین ها میشه؛ و اینکه چطور گوجو دنیا رو با جزئيات بیشتر و متفاوت از اطرافیانش میبینه منشا انتخاب این اسم برای اونه. البته " ساتورو "خودش به تنهایی یک فعل به معنای دانستن در زبان ژاپنی هست. اما رابطه ی کارکتر گوجو با بودیسم ، تنها به اسمش ختم نمیشه. شباهت مهم ترین شخصیت تاریخی_مذهبی در دین بودیسم ، سیدهارتا گائوتاما (بودا)، به ساتورو گوجو، قابل چشم پوشی نیست که ما از جهات مختلف اونهارو بررسی میکنیم.
اول بریم سراغ شباهت های کلی. برای مثال تولد، ظاهر ، ، مسیر زندگی و تحولات، هدف و معنا و نماد. | تولد بودا : گفته میشه که قبل از تولد بودا، ستاره شناس ها پیش بینی میکردند که بودا یا سیدهارتا گوتاما، در نهایت به پادشاهی بزرگ یا بودا "انسان تعالی یافته" تبدیل خواهد شد. بر اساس متون مقدس بودایی، تولد بودا، نشانگر و آغازگر یک "دوران جدید" بود. تولد بودا، بُعد های متفاوت کیهان و فرا کیهان رو بر هم زد و باعث بهم ریختگی جهان ها شد. | تولد گوجو : در بخشی از فصل دوم انیمه، شاهد سکانس اوایل زندگی گوجو هستیم، جایی که تولد گوجو، باعث بهم خوردن توازن "قدرت" در جهان میشه. تولد گوجو نوعی ترس در دل کاربر های نفرینی ایجاد کرد و باعث بوجود اومدن نفرین های قویتر شد.که نوعی از بهم ریختگی جهان جادوگرها بود. در کنار ترس، گوجو امیدی برای قبیله ی جادوگری گوجو و جادوگران جوجوتسو بود.قدرت گوجو، باعث برتری اعضای قبیله گوجو نسبت به بقیه قبایل شد. بخش جالب ماجرا ، در سرود "رهایی" بودیسم هست که اشعار این سرود، اولین کلماتی که بودا در زندگی گفته رو به نمایش میذاره : "من وارث جهانم، من وارث جهانم و بعد از من تولدی نخواهد بود" احتمالا منظور از " عدم تولد" ، تولد انسانی مشابه بودا هست. به معنای اینکه دیگر کسی مانند بودا زاده نخواهد شد. این دیالوگ بودا، دقیقا شبیه به دیالوگ گوجو هنگام مبارزه با توجی در آرک انبار پنهان "hidden inventory" هست. گوجو، وقتی که بالاخره به درک حقیقت انرژی نفرین رسید و به تکنیک بنفش hollow purple دست یافت دیالوگ معروف خودش رو به زبون آورد "میان آسمانها و زمین، تنها من مفتخرم" "Throughout heaven and the earth, I alone am the honored one" حرکات دست گوجو ، درحال اجرای این دیالوگ، شبیه به "مدرای بودا" یا Buddha" Mudra" هست. دست چپ به سمت زمین و دست راست به طرف آسمان، و دقیقا همان حرکات دست بودا در هنگام گفتن دیالوگ "وارث جهان" که در سرود "رهایی" به اون اشاره شد.
**جنبه ظاهری** گوجو : گوجو اغلب با چشمان آبی درخشان و گیرای خودش شناخته میشه. قد بلند، قامت متناسب و اعضای کشیده و لاغر بدن هم از مشخصات دیگر گوجو هست. نکته جالبتر، این هست که در متون "سوترا"، مشخصات بودا دقیقا به همین منظور هست. چشمان لاجوردی، مژه های بلند و پرپشت، و انگشتان کشیده و اندام متناسب از ویژگی های بارز بودا در این متون هستند... پای مقایسه ی داستان زندگی این دو که برسه، بحث جذاب تر هم میشه.
جالب است بدانید که "سیدهارتا"، در یک خانواده اشرافی متولد شد. بودا ، شاهزاده ای بود که به دلیل اهمیت وجود او در پیشگویی ها توسط ستاره شناسان، تحت مراقبت شدید پدرش قرار گرفت و در ناز و نعمت تمام بزرگ شد. به طوری که بودا، تا سنین نوجوانی از خانه بیرون نرفت. پس چطور سر از رهبانیت و زهد دراورد؟ نقطه تحول بودا در جایی رقم خورد که پنهانی از قصر بیرون اومد. طبق تاریخ، او با چهار نشانه مواجه شد : ۱-انسان پیر ۲-بیمار ۳-جنازه ۴-راهب این مواجهه برای بودا، تلنگری بود از رنج و ناپایداری زندگی. همین باعث شد تصمیم بگیره از زندگی پر زرق و برق بیرون بیاد و بفکر رهایی از رنج در این دنیا افتاد. از جهاتی، تحول بودا شبیه به اوایل زندگی گوجو هست. "متفاوت" و "خاص" بودن، ویژگی های بارز هردو ، هم بودا و هم گوجو هست. گوجو هم تا مدتها بعد از تولد و قبل از ورود به دبیرستان جوجوتسو که به درخواست خودش به دبیرستان رفت، در ناز و نعمت و البته زیر نظر استادان جوجوتسو تعلیم دید و تنها راه ارتباطش با دنیای بیرون، بازیگوشی های گهگدارش بود که بعضا از قبیله فرار میکرد و به شهر میومد.( این اطلاعات توسط خود گگه اکوتامی در توییتر فاش شد)
تبدیل شدن به "قویترین"، و "حادثه ی شینجوکو"، نقطه ای بود که گوجو به فکر تربیت جادوگرهای نسل بعدش افتاد. نقطه ای که برای بودا، رسیدن به "نیروانا" نامیده شد، یعنی رهایی از رنج و دستیابی به حقیقت رنج و رهایی از اون بعد از ۶ سال ریاضت و تحمل سختی ها. در نهایت هردو به معلمانی تبدیل شدند که از "خود محوری" بیرون اومده و به فکر انتقال دانش به نسل های بعد افتادند.
و بالاخره، جنبه ی فلسفی بودا و گوجو رو مقایسه میکنیم ، جایی که شباهت قدرت های گوجو و جایگاه بالای بودا مشخص میشود. کمی پیچیده است، اما گسترش قلمرو گوجو، "پوچی بی نهایت"، که تکامل تکنیک جادوگری گوجو و قدرت گوجو رو به رخ میکشه، تجلی فیزیکی مفهوم "ساتوری" هست. قلمرو گوجو، قربانی رو با حجم اطلاعات ناگهانی ، فلج میکند. به این صورت که حجم زیادی از دانش و حقایق دنیای اطراف وارد ذهن قربانی میشه و قربانی، به طور ناگهانی با حجم زیادی از این اطلاعات مواجه میشه و ذهن اون توانایی پردازش اطلاعات رو از دست میده و این موضوع، توانایی حرکت رو از قربانی میگیره و دست برتر رو در مبارزه به گوجو میده. این دیدگاه و درک شناخت از دنیای بیرون ، از ابتدای زندگی ، توسط " شش چشم" یا "six eyes" ، توانایی ارثی گوجو در دیدن انرژی نفرین و پیش بینی حرکات حریف و مشاهده جهان با جزئیات و دقیق، برای گوجو فراهم بود. به عبارتی گوجو دنیا رو همیشه متفاوت و با حجم زیادی از ظرافت و اطلاعات میدید. در بودیسم، اگه یک ذهن نااماده به دانش حقیقی برسه ، دچار سردرگمی میشه و از هم میپاشه. گوجو به نوعی از این اصل در قلمرو خودش به عنوان سلاحی برای دفع حملات حریف و ضربه مرگبار استفاده میکنه و همونطور که گفته شد، قربانی رو فلج و بیهوش میکنه. و در نهایت، هدف بودا که رسیدن به شونیاتا "shunyata" یا ماهایانا"Mahayana" ، یا "هیچ" هست. این اصل اشاره داره به اینکه هیچ چیزی ، ذات مستقل نداره و هر چیزی از روابط با چیز دیگری تشکیل میشه. پس هیچ "خودی" در جهان نیست. این نقطه در بودیسم، درک واقعیت پدیده هاست، اتفاقی که دقیقا در قلمرو گوجو به نمایش گذاشته میشه. پوچی بی نهایت "infinite void" و شونیاتا، دو مفهوم مشابه در بودیسم و قلمرو گوجو در جوجوتسو کایسن.
ما در بودیسم پنج پیمان داریم، که افراد بودایی باید به اون پایبند باشند : ۱- پرهیز از کشتن یا اسیب رساندن (Ahimsa): این اصل شامل شفقت و مهرباني نسبت به همه موجودات است. گوجو از گتو یاد میگیره که بدون "دلیل" به کسی آسیبی نرسونه ۲-عدم دزدی : این اصل به احترام به اموال دیگران اشاره داره ۳-پرهیز از روابط نامشروع ۴-پرهیز از دروغ و سخن تفرقه انگیز ۵-پرهیز از می گساری و مستی : این اصل به دلیل شفافیت ذهن و هوشیار نگه داشتن آگاهی انسان هست. به همین دلیل به پرهیز از مستی و خوردن مشروب توجه شده که ذهن همیشه در حالت اماده و هوشیار باقی بمونه، زیرا ذهن نیمه هوشیار و مست قادر به انجام چهار اصل قبل نیست. در جوجوتسو کایسن، گوجو هم همیشه برای آماده نگه داشتن مغزش از نوشیدن مشروب دوری میکنه. گفته شده که گوجو، تحمل نگه داری الکل رو هم نداره، به معنای اینکه حتی مقدار کم الکل و مواد الکلی، به ذهن و قدرت Limitless گوجو آسیب میزنن. البته این پایان ماجرا نیست. ساتورو گوجو، "گو" معنای "پنج" در زبان ژاپنی رو میده. این میتونه بخاطر رابطه ی گوجو با "پنج پیمان بودیسم" باشه! (با اینحال گوجو یک نام فامیلی نسبتا رایج در ژاپن هست و این فقط یک تئوریه)
در پایان پیشنهاد میکنم برای روشن شدن مطلب ، زندگینامه شخصیت تاریخی "سیدهارتا گائوتاما(بودا)" رو مطالعه کنین و اگه جوجوتسو کایسن رو هنوز ندیدین، حتما این انیمه رو تماشا کنین . نظر شما چیه؟ آیا این شباهت ها تصادفی هستن؟ اگه مطلب خاصی مد نظر دارین یا چیزی ذهنتونو مشغول کرده، در میون بذارین:) #ساتورو_گوجو #جوجوتسو_کایسن #انیمه #فلسفه #سرگرمی #تاریخ #نماد_شناسی #فرهنگ شناسی
نظرات بازدیدکنندگان (0)