تا حالا براتون پیش اومده که آثار هنرمندی رو اونقدر دوست داشته باشین که بخواین ساعت ها راجبش حرف بزنین؟ یا از زنده بودنتون قدردانی کنین که تونستین همچنین شاهکاری رو ببینین؟ این پست راجب خلاقیت هنری تاتسوکی فوجیموتو، خالق آثار معروفی مثل مرد ارهای(chainsaw man ) و استاد مانگاکا های بزرگ این صنعت مثل تاتسویو اندو (خالق "spy x family")، صحبت میکنه.
•این پست چیا هست و چیا نیست؟ این پست بیشتر روی طرز فکر و خلاقیت تاتسوکی فوجیموتو توجه داره ، از اینکه چطور دو تا طرز نگاه متفاوت رو به هم گره زده و دلیل اینکه انقدر به داستان هاش عشق ورزیده شده. این پست منبع خوبی برای تحقیق نیست، چون بیشتر اینا افکار منن و با رفرنس خیلی محدود نوشته شدن😭. به جای متن تحلیل دقیق ، پیشنهاد میکنم به چشم الهام گیری نگاهش کنین. ممنونم. (و تلاش کردم یکم متن رو روون تر کنم، نمیدونم چقدر تاثیر داشته)
•سوال اصلی: چرا آثار فوجیموتو متمایزه؟ موفقیت توی صنعتی که سقف استعدادش تا آسمون میرسه و حتی امکان داره با استعداد ترینِ با استعداد ها هم زیر بازار بزرگی دفن شن، بدون شک خیلی کار سختیه! توی صنعت مانگا و انیمهای که با بهترین سبک نقاشی ها و داستان های اورجینال اشباع شده ، تعداد مانگا و انیمه های شکست خورده اصلا کم نیستن. با این حال استودیو ها از هر فرصتی برای انیمیت کردن تقریبا همه ی اثار فوجیموتو استفاده میکنن. میشه گفت هر اثر فوجیموتو یه موفقیت تضمینیه!
•چطور انقدر متمایزه؟ استعداد نقاشی؟ پرسیدن از فندوم فوجیموتو هم این جواب رو بهتون میده: "خب... فوجیموتو هیچوقت از همون اول استعداد نقاشیش بالای بالا نبوده." و خب این حرف درستیه! البته به مرور زمان به حد خیلی بالایی رسیده، شکی توی این قضیه نیست. دنیای مانگای فعلی هر چپتر از آرت های زیبا رو به کمال میرسونه . هنر گرافیکی، بخش اساسی از مانگا به عنوان رسانه بوده و هست، ولی رسیدن به حدش یا پا به پاش پیش رفتن میتونه خیلی سخت باشه. پس دلیل اصلی تمایز چی میتونه باشه؟ شاید شانس؟ یا حتی فندوم وفادار؟ خیر!
•پس دلیلش چیه؟ دلیلش خیلی سادست. فوجیموتو همه جای آثارش ازش حرف میزنه و کارکتر اصلی مرد ارهای رو هم عاشقش میکنه : سینما! هنر فوجیموتو، استفاده از تکنیک های فیلم سازی توی آثارشه ، تکنیک هایی که کسی فکر اجراش رو روی رسانه ای مثل مانگا نمیکرد ، فوجیموتو تونست از اونا به بهترین سبک ممکن استفاده کنه. مثلا دروبین چشم ماهی (fish eye) که معمولا توی فیلم های معروف استفاده میشه رو میتونیم توی مانگا و انیمه ی مرد ارهای ببینیم یا توی یکی از تک جلدی های واقعا زیبای فوجیموتو به اسم: "خداحافظ اری"، کل مانگا از زاویه دید دوربین فیلمبرداری به تصویر کشیده شده! توی این تک جلدی، حتی جزئیاتی مثل لرزش دوربین و قدم زدن های کارکتر نقاشی شده، اونم در کنار داستانی احساسی و به سبک خاص فوجیموتو .
•داستان ها هم تاثیر دارن؟ شاید فوجیموتو با سبک هنری خلاقانهش تونسته باشه مخاطب رو جذب کنه، ولی این سبک داستانی خارقالعاده ی فوجیموتوعه که مخاطب رو میخکوب میکنه، به گریه میندازه و به طرز دیوانه واری میخندونه. داستان های فوجیموتو همیشه بخش بزرگی از هنر اون بودن و هستن، فقط نیاز به بزرگتر کردن دید مخاطب داره.
•داستان های فوجیموتو بیشتر چطورین؟ خلاصه بخوام بگم، داستان های فوجیموتو خیلی گول زنندن! اونا احساساتی ساده ولی عمیق رو به تصویر میکشن، احساساتی خالصانه و فکر شده. بعضی وقتا غیر منتظره ، بعضی وقتا کاملا قابل پیشبینی، ولی هر دفعه تاثیر گذار. تاثیری که روی قلبت حک میشه و به این زودیا قرار نیست از یاد بره. فوجیموتو کلیشه ها رو میشکنه، کارکتر های حتی محبوب رو هم از بین میبره و پایان رو کاملا باز میزاره. اون کارکتر هارو جسورانه به تصویر میکشه، احساسات چهره رو اغراق آمیز به تصویر میاره و درست میره سراغ سبک کارکترهایی که قلب انسان رو لمس میکنن.
•کارکترا چطوری متمایزن؟ کارکترها در واقع خیلی واقع گرایانه هستن! بله، داستان استفاده کامل از عناصر فانتزی و تخیلی میکنه، ولی به نظرم یکی از نقاط قوت فوجیموتو ، اینه که کارکتر ها منطقین! بهترین مثال ، دنجی، کارکتر اصلی مرد ارهای میتونه باشه. بهش فکر کنین. اثار دیگه ی ژانر شونن شخصیت اصلی هایی با برچسب "قهرمان" دارن. یعنی چی؟ "قهرمان کسیه که نجات میده!" هر بچه ای میتونه اینو بهتون بگه. شخصیت های اصلی ژانر شونن عموما بر اساس نجات دادن، چه دنیا چه شخصیت ها ، هدف میچینن. خیلی فرقی نمیکنه. هدف اصلی این شخصیت ها، صرفا خوردن به قالب "قهرمان"ه. ولی دنجی؟ پسربچه ای که هیچکس رو نداشته، کل عمرش حسرت ساده ترین چیزا رو خورده و دنبال عشقه! هدف دنجی ، توی دسته ی "بقا" قرار میگیره. هدف اصلیش اینه : اون میخواد یه تخت نرم، غذا ی خوب و یه پارتنر داشته باشه. و خب کمتر شخصیت اصلی دنبال همچنین چیزی میره که خوشبختی یه زندگی "معمولی" رو بهمون یادآوری کنه. هدف اصلی و مهم دنجی به شرایط خاص دورش ربطی نداره، فقط با هم وجود دارن. و این به نظرم یکی از ویژگی های مثبت داستانیه و اینکه بگیم دنجی خیلی عمق شخصیتی نداره، کاملا اشتباه و نشانه ی برداشت بد از اثره. یکی دیگه از نقد های معروفی که به مرد ارهای میشه، به اصطلاح "ضعیف و بازیچه کردن کارکتر های زن "ه، در صورتی که هر زنی که به دنجی نزدیک شده صرفا از مستأصل بودن دنجی برای عشق استفاده کرده تا به هدفش برسه. زن های این اثر قوین، چه شخصیتی چه توی مبارزه. "همه مدام دنبال قلب مرد ارهاین، کسی قلب دنجی رو نمیخواد نه؟!"
•از فوجیموتو چی ببینیم؟ °"مرد ارهای" (chainsaw man) -> اگه اکشن بیشتر رو در کنار داستانی شاهکار و غیرقابل پیشبینی ترجیح میدین. سینمایی "آرک رزه" (reze arc) -> یکی از آرک های مرد ارهای. گرافیک بالا، آهنگای فوقالعاده و تصویر سازی بی نظیر. (توی هردوشون gore و موضوعات بالغانه هست، پس حتما حواستون به رده سنیتون باشه) °"تاتسوکی فوجیموتو ۱۷-۲۶" (tatsuki fujimoto 17-26) -> هر قسمت از این سری، داستان و آرت استایل متفاوتی داره. اگه میخواین با سبک فوجیموتو بیشتر آشنا بشین سراغش برین. حتی میتونین بعدش قسمتاش رو بر اساس داستان و سبک نقاشی رتبه بندی کنین! °"به عقب نگاه کن" (look back) -> اگه دنبال وجه احساسی و آثار غیراکشن فوجیموتو هستین، و حتی کمی به هنر علاقه دارین ، کاملا پیشنهاد میشه. انیمه ی سینمایی کوتاه و به شدت زیبا. عکس های این پست مال این انیمه هستن. اگرم خواستین حتی بیشتر بخونین، سراغ مانگا های تک جلدیش برین، مثل : "خداحافظ، اِری" یا "مشت آتشین"
نظرات بازدیدکنندگان (0)