سلام بر عاجو های خودم💕💕💕😉من اومدم با اولین داستانم که مال کوکه از همین الان بگما ۱۰ تا لایک =پارت بعد .چون اول کاره ۱۰ تا لایک کافیه😉💕🌷 خب دیگه حرصتون نمیدم بریم سراغ داستان:
اول معرفی نامه:اسم شما در داستان سو مین هست و نوزده سالتونه .توصیف ظاهری:قد متوسط-مو های بلند و آبی تیره-پوست سفید-کیوت و خوشگل🙂 توصیف اخلاقی:خیلی مهربون-و در بعضی مواقع جدی 😉در ۵ سالگی پدرتو از دست دادی و در ۱۳ سالگی هم مادرتو..... از دار دنیا یه خواهر داشتی که امروز یه ماشین زد بهش و مرد .... شروع:
از زبان جونگ کوک:هر کاری کردم نتونستم رقص موزیک ویدیو جدید رو یاد بگیرم برای همین بیشتر توی کمپانی موندم و تمرین کردم.بالاخره تموم شد و انجامش دادم 🙂اعضا زود تر رفته بودن خوابگاه.برای همین از کمپانی ماشین گرفتم و راه افتادم.واااای خیلی گرسنه شده بودم برای همین جلوی یه سوپر مارکت نگه داشتم تا یه چیزی برای خودم بخرم.که یکهو یه چیزی دیدم که خیلی ناراحت شدم .....
دیدم یه دختر زیبا وسط خیابون به چراغ راهنمایی تکیه داده و داره زار زار گریه میکنه و با خودش یه چیزایی میگه . از اونجایی که ماسک و کلاه داشتم کمی نزدیک تر شدم تا ببینم چی داره میگه از زبون سومین:خدایااااااا من چه قدر بد بختم😭😭😭😭😭اون از پدرم که توی عالم بچگی منو تنها گذاشت😭اون هم از مادرم 😢این هم از امروز که خواهرم....هق ...هق .هققق
از دار دنیا فقط یه خواهر داشتم....که اونم ازم گرفتی😫 خدااااااااااااااااااااااااااااا من تنها ترین آدم رو زمینمممممم😢😭😭😭😫😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭....
نکته(جونگ کوک داشت همه این هارو میشنید)از زبان کوک:آخی دختر بیچاره.. توی زندگیش سختی های زیادی کشیده .از زبان راوی :یه دفعه دختر از شدت سرما و گریه و ناراحتی بی هوش شد کوک دوید سمتش و بغلش کرد کوک:خانوم ...خانوم چشم هاتون رو باز کنید . وااااای چقدر دستاش سرده.از زبان راوی:جونگ کوک دختر رو بلند کرد و برد توی ماشین خوابوندش.با تمام سرعت رفت خوابگاه ... زینگ .....زینگ جین در رو باز کرد. کوک:سلام . جین :سلام این کیه؟؟؟؟ برای چی اوردیش؟ چرا خوابه ؟😑😳
کوک :جین خواهش میکنم... لطفا الان ازم سوال نکن...بگذار برای بعد......😔جین هم دیگه چیزی نگفت و رفت بقیه رو خبر کرد بقیه هم اومدن ولی چیزی نگفتن کوک دختر رو برد توی اتاقش و روی تختش خوابوند😍و بعد خودش از اتاق رفت بیرون و همه چیز رو برای اعضا تعریف کرد نامجون:عجب! کوک:آره دیگه منم اوردمش دلم براش سوخت. جیهوپ :کوک مطمئنی که فقط دلت براش سوخته؟جونگ کوک هم که تازه متوجه منظور جیهوپ از این حرفش چی بوده با عصبانیت و خجالت گفت :بعله 👿
سومین از خواب بیدار شد. سومین :اینجا کجاست؟ یه دفعه کوک اومد تو تا ببینه سومین بهوش اومده یا نه بعد اومد کنار سومین نشست و سلام کرد. سومین :سلام. شما کی هستید؟ اینجا کجاست؟ جونگ کوک:سلام من جونگ کوک هستم و اینجا هم خوابگاه بی تی اسه. تو کنار چراغ راهنمایی نشسته بودی و داشتی گریه میکردی که یک دفعه بی هوش شدی منم اوردمش اینجا.سومین :اهان خیلی ممنونم خب من دیگه میرم. نکته: سومین آرمی نبود و فقط اسم بی تی اس رو شنیده بود و میدونست که یه گروه خوانندن
کوک:یه لحظه صبر کن!راستش من اون موقع حرف هات رو شنیدم😳 سومین:😔😔😭 کوک:لطفا چند روز اینجا بمون.ما نمیتونیم بگذاریم بری.بالا خره سومین بعد از کلی صحبت کردن با کوک قبول کرد که مخ اونجا بمونه و رفتن نشستن رو مبل و گرم صحبت شدن .کوک :اسمت چیه؟سومین:سومین هستم .کوک:خوشبختم خانم سومین . سومین :لطفا من رو سومین صدا کنید .کوک:باشه سومین 🙂😉 شما هم من رو کوک صدا کنید🙂سومین :🙂🙂😅 کوک :خب یه کم از خودت برامون بگو سومین :من نوزده سالمه و....
پدرم رو توی ۵ سالگی از دست دادم 😭مادرم هم وقتی ۱۳ سالم بود تصادف کرد و مرد . امروز هم که .......😭😭 خواهرم......هق ...هق....کوک:گریه نکن. متاسفم☹️... راستی میگم بیاین فردا همه باهم بریم شهر بازی... فکر خوبیه نه؟ شوگا :من که نمیام فردا از صبح تا شب با تختم قرار دارم .کوک:😂لوس نشو دیگه... حالا همین یه بار رو قرارت رو با تختت به هم بزن 😂شوگا :باشه.ولی پر رو نشید هاااا فقط همین یک دفعه رو قبول میکنم.تهیونگ :باشه حالا😂
شب موقع خواب : سومین :کوک من کجا باید بخوابم؟ کوک:رو تخت من.سومین :پس تو چی ؟کوک: روی مبل میخوابم . سومین :چیییی😳😱امکان نداره برو برا من یه تشک و بالش بیار من رو زمین میخوابم.کوک:وا نمیشه که .تو رو تخت بخواب .سومین :ولی..کوک:ولی نداره سومین :باشه.فردا صبح :هیچ کس به غیر از تهیونگ و کوک بیدار نشده بود.برای همین ته ته از فرصت استفاده کرد و به کوک گفت :کوک من فکر میکنم تو عاشق سومین شدی. کوک:چی!نه نه نه امکان نداره من عاشق سومین نشدم .ته :الکی نگو😉😏من تو رو میشناسم.کوک :😒خب راستش آره . حالا.... بگو از کجا فهمیدی.ته:خب راستش ......از اول از رفتار هات معلوم بود و دیشب هم که داشتم از لای در توی اتاقت رو نگاه میکردم دیدم دارید سر اینکه کی کجا بخوابه بحث میکردید دیگه مطمئن شدم.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خوب بود ولی چرا اینقدر زود دختره پا به بدبختی گذاشته وگرنه داستان خوب بود
یعنی مثلاً دیگه خیییلی بدبخت بوده😁ممنونم نظر لطفته 😘😘😘
لطفا نظر بدید و لایک کنید وگرنه پارت بعد رو نمیگذارم هااااا
امممم.....به خاطر خودت جونگ کوک لایک کنید🙏🙏🙏🙏