سلام بر شما ! این پست ، سرگذشت زندگی باباطاهر ، شاعر بزرگ همدانی رو نشون می ده . پس اگه کنجکاو هستید ، بریم سراغ اسلاید ها !
باباطاهر عریان از برجستهترین چهرههای عرفان و ادب فارسی است که نامش با سادگی، سوز درونی و ژرفای معنوی گره خورده است. او از عرفا و شاعران قرن پنجم هجری قمری و از شخصیتهای بیبدیل تاریخ تصوف و شعر ایران محسوب میشود که با سرودن دوبیتیهای زیبا به شهرت رسید. این شاعر بزرگ که در دوره سلجوقیان زندگی می کرد ، لقب «سوتهدل» به خود میداد. نوشتهها و ترانههای زیبا و سوزناک باباطاهر عریان ورد زبان مردم عامهای بود که از درس و مکتب به دور بودند و زبان ساده را میپسندیدند .
بابا طاهر در طول زندگی خود، به لقبهای مختلفی خوانده شد. «بابا» مشهورترین لقب وی بود که آن را معادل مرشد و پیر میدانند. این لقب را به خصوص در همدان زادگاه او بیشتر به وی می دادند. « عریان » ، « شیفته » ، « شوریده » ، « لر » و « همدانی » نیز از دیگر القابی هستند که باباطاهر به آنها خوانده می شد . بابا طاهر عریان همدانی، عارف و شاعر معروف قرن پنجم، همزمان با عصر سلجوقیان میزیست. درباره تاریخ تولد و چگونگی آغاز زندگی او اطلاعات دقیقی در دست نیست. برخی او را معاصر «عینالقضات همدانی» در قرن پنجم و بعضی معاصر «خواجه نصیرالدین طوسی» در قرن ششم هجری قمری میدانند.
این شاعر بزرگ در ۸۵ سالگی در همدان از دنیا رفت و همان جا به خاک سپرده شد . آرامگاه باباطاهر عریان در میان محوطهای سرسبز و پوشیده از درخت، بر فراز تپهای در شمال غربی شهر همدان قرار گرفته است و از معروفترین جاهای دیدنی همدان به شمار میرود. آرامگاه را بهشکل مربعی به ابعاد ۱۰ در ۱۰ متر ساختهاند، پیهای آن از سنگ و آهک و پیکر بنا از آجر است، همچنین گنبد فیروزهای رنگی بر بالای آن قرار دارد که از دور پیدا است. فضای داخلی بنا ویژگیهای خاص خود را دارد. اشعار زیبای باباطاهر که روی فضای داخلی آرامگاه حک شدهاند، بر جذابیت و زیبایی فضای عرفانی میافزاید .
او زندگی خود را در عزلت و گمنامی، همچنین با قناعت و وارستگی در روستای ملایر همدان سپری میکرد. پاکی درون و خودسازی او در اشعار و دوبیتیهایش به وضوح قابلمشاهده است. زبان شعری باباطاهر ساده است و هیچ پیچیدگی در آن دیده نمیشود. او اندیشههای پاک و بیآلایش خود را که از ضمیر جان سوختهاش برمیآمد، بهصورت روان در شعر خود به کار میبرد تا درویشی و فروتنی را به مردم تعلیم دهد. سرودههای اندکی که از باباطاهر باقی مانده است، ویژگیهایی دارند که سبک شعری او را از اشعار دیگران جدا میکند. سادگی، عشق، عرفان، پند، اندرز، کابرد عناصر طبیعت و صور خیال از مهمترین این ویژگیها است.
بخش زیادی از جذابیت شعر باباطاهر بهعلت گویش او و لهجهای است که در سرودههای عامپسند خود به کار میبرد. روانی کلام، آهنگ دلنشین لفظ، سادگی وزن و بحر از زیباییهایی هستند که گویش باباطاهر به شعر وی میبخشد. دوبیتیهای لری او از جذابترین اشعار بهجای مانده وی محسوب میشوند؛ برخی از معروفترین آنها عبارتاند از: به دریا بنگرم دریا ته بینم | به صحرا بنگرم صحرا ته بینم به هر جا بنگرم کوه و در و دشت | نشان از قامت رعنا ته بینم ___ یکی درد و یکی درمون پسنده | یکی وصل و یکی هجرون پسنده مو از درمون و درد و وصل و هجرون | پسندم آنچه را جانون پسنده ___ ز دست دیده و دل هر دو فریاد | که هرچه دیده بیند دل کند یاد بسازم خنجری نیشش ز فولاد | زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
در گذر زمان از سرودههای باباطاهر تقلیدهای بسیار شد، همچنین دوبیتیهایی در عشیرههای کردی و لری به سبک وی شکل گرفت؛ به این جهت، تشخیص اینکه کدامیک از دوبیتیهای منسوب به باباطاهر به واقع سروده اوست، کاری دشوار محسوب میشود. رسالهای عرفانی از باباطاهر به زبان عربی بهجای مانده است که «اشارات» نام دارد. این رساله که کلمات قصار باباطاهر را در بر میگیرد، ۴۹ باب و دو بخش دارد و مضمون آن درباره معرفت، علم، عبادت و محبت است.
دوبیتیهایش چونان زمزمههای دلانگیز باد در شاخساران است؛ گاه از فراغ یار مینالد، آنچنان که سنگ را نرم میکند، و گاه به وصال حق چنان شیداست که گویی روح در قفس تن را رها کرده و تا افلاک پر کشیده است. در اشعارش، واژهها سادهاند اما عمقی به وسعت اقیانوس دارند. هر بیتش نجوایی است از اعماق وجود آدمی؛ از عشق، از درد، از تنهایی و از امید. آری، او شاعری بود که در خلوت خویش، با چراغ عشق، تاریکیهای زمانه را به روشنایی بدل کرد. امروز مزارش در همدان، نه فقط یک آرامگاه که معبدی است برای عاشقانی که در پی شنیدن نوای بیزمان عشق، به گرد شمع وجودش طواف میکنند.
بابا طاهر خیلی شعرای قشنگی دارهه🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐