ایران زمین مهد فرهنگ و تمدن و مادری سپیدموی است، مادری که سدهها و هزارهها به چشم دیده و در درازنای عمر خویش شاهد باورهای گوناگونی بوده است
کاور
مهرپرستی یا میترائیسم یکی از محبوبترین ادیان ایرانی پیش از ظهور زرتشت بوده است. مهرپرستان براین باورند که روزی در نقطهای دور از کتاب تاریخ، خداوند مهر، میترا، در غاری ظلمانی بر زمین فرود آمد. شبانانی که وی و چهرهی درخشانش را دیدند ایمان آوردند. پروردگار مهر به پرستش آنان پاسخ داد، گاو نری ذبح کرد و خونش را بر زمین پراکند. هرجا که قطرهای از آن خون پاشیده شد سرسبز و شادمان شد و بدین ترتیب میترا به آسمان بازگشت و از آن زمان پرستشگرانش را روزی میدهد. مهرپرستان پرستشگاههای خود را در غارها میساختند تا به نحوی ظهور نخستین میترا را مبارک بدارند. كسانى كه به دين مهرپرستى روى مى آوردند، لازم بود از هفت مرحله بگذرند و در هر مرحله به وى نامى مى دادند. مثلا در مرحله پنجم او را پارسى و در مرحله ششم آفتاب و در مرحله هفتم پدر مىخواندند، سپس مراسم نان و عسل را (که بعدها رسم عشای ربانی مسیحیان از آن تقلید شد) برجای می آوردند و سرانجام وى را با خون گاو تعميد مى دادند.
«ما از تبار آریاییها هستیم» این جملهای است که بارها شنیدهاید، بله! ما از نسل مردمان مهاجری هستیم که به ایران وارد شدند و چون آنرا سرزمینی حاصلخیز یافتند در آن ساکن شدند و پرشکوهترین فراز و فرود تاریخی را رقم زدند. اما آیا پیش از مردم آریاییتبار، ایران زمین مهدی آباد و خرم و خالی از سکنه بوده است؟ مسلما خیر. ساکنان پیشین ایران مردمانی بومی بودند که آیین مغان را سرلوحهی خود قرار داده بودند. «مغ» در زبان آنزمان در معنای خادم بوده و هر مغ اصولی دگرگونه در مکتب خود داشته است
مانويت در فاصله ميان ظهور مسيحيت و اسلام پديد آمد و در مدت كوتاهى فراگير شد و پيروانى پرشور و با اخلاق گرد آورد. اين باور تركيبى است از اعتقادات صابيان، بوداييان، زردشتيان و مسيحيان. اصول عرفانى و انسانى اين آيين به گسترش آن شتاب داد و آن را در شرق تا چين و در غرب تا مركز اروپا پيش برد. حاكمان ايران و روم و سرزمينهاى ديگر با مانويان به مشکل برخوردند و دسته دسته آنها را كشتند و سرانجام، محكمه تفتيش اروپا آخرين گروه مانويان را در سيزدهم ميلادى نابود كرد. بيشتر تعاليم مانى بر مسيحيت و زردشتىگرى استوار است و در اين آيين جنگ نور و ظلمت نقش مهمى بر عهده دارد.
بحرانهاى اجتماعى در پديد آمدن باورهاى دينى نقش مهمى دارند و ادیانی كه در زمان و مكانى بحرانى تأسیس مى شوند، گسترش مىيابند. آيين اجتماعى مزدك يكى از شواهد اين مدعاست. فردوسى در شاهنامه هنگام سخن گفتن از پادشاهى قباد، شرح مفصلى از ظهور مزدك مى دهد. وى مى گويد مزدك حكيمى بود كه مردم را در زمان تنگى برانگيخت تا به انبار غله هجوم برند و از اين راه شهرت وى بالا گرفت. برخی از مورخین نهضت مزدک را نهضتی کمونیستی و مزدک را اولین کمونیست نامیدهاند. گریشمن دربارهی مزدک میگوید که «مزدک که آن را به حق کمونیسم ایرانی مینامند…» در مقام مقایسه، کمونیسم در فرضیههای کارل مارکس جامعهای است بیطبقه با مالکیت واحد همگانی مردم بر وسایل چ و برابری کامل اجتماعی همهی اعضای جامعه مارکس وعدهی پیروزی نهایی را به طبقهی کارگر داد که این وعده مارکس یادآور وعدهی نهایی پیروزی نور بر ظلمت توسط مزدک است. اما تفاوت عقیده این دو در این است که مزدک معتقد بود بعد از گسترش عدل در جامعه دیگر نباید منتظر اتفاقی در آن جامعه بود و با غلبه تودهی مردم ستمدیده پیروزی پایانی صورت گرفتهاست، در حالی که نبرد طبقاتی در باور مارکس تا رسیدن به جامعه بدون طبقه همچنان ادامه دارد. شکاف عمیق بین عقاید مزدک و مارکس زمانی نمایان میشود که مارکس تا جایی پیش میرود که خواهان این است که کارگران بعد از به دست آوردن قدرت سیاسی باید طبقهی حاکم برای خود تشکیل دهند و مالکیت خصوصی لغو شود، در صورتی که مزدک نه تنها به فکر تشکیل یک طبقه مجزا حکومتی در برابر اشراف نیست بلکه او خواهان نابودی قوانینی بود که فقر و عذاب را برای مردم عادی به همراه آورده بود و با مالکیت خصوصی مشکلی ندارد.
چندین قرن پس از ورود آریاییان به ایران، تمدن پیشرفت کرد و مردم به شهرنشینی روی آوردند و به این ترتیب نیازمند نگرشی جدید و متناسب با شرایط نوین بودند. در آن زمان بود که فرزانهای اصلاحگر برخواست و مردم را به ترک خرافات و باورهای پوسیدهی قدیمی تشویق کرد، وی خویش را فرستادهی خدای نور و نیکی نامید. و بدین ترتیب زرتشت، آیین مغان را برانداخت و زردشتیگری را پایه ریزی کرد. او اینگونه ادعا میکرد که از سوی یگانه پروردگار، اهورا مزدا آمده و میبایست مردم را از تیرگی رها و به روشنی فراخواند. زرتشتیان مردمانی اهل کتاب و صلح طلب بودند و به سه اصل گفتار نيک، پندار نيک و كردار نيک پایبند بودند. کتاب آسمانی آنان اوستا نام داشت و آموزههایی خردمندانه را در بر گرفته بود. احترام به آتش به عنوان يكى از مظاهر خداى روشنايى و افروخته نگه داشتن آن و انجام مراسمى خاص در اطراف آن در آتشكده مشخصترين ويژگى اين دین باستانی است. همچنين آبادانى، كشاورزى دامدارى و شهرنشينى در این باور مورد ستايش قرار گرفته است. احترام به حيوانات، مخصوصا سگ و گاو، همچنين خوشرفتارى با مردم نيز مهم شمرده میشود. بد نیست بدانید برخى از آداب و رسوم سرزمين ما از قبيل مراسم چهارشنبه سورى و سوگند خوردن به روشنايى چراغ و چيزهاى ديگر ریشه در تعاليم زرتشتى دارد.