در شش ساعت، زنی تبدیل به شئ شد و هفتاد و دو وسیلهی روی میز، آینهی تمامنمای روح مخاطبانش: از گل رز تا گلوله. این پست روایت همان لحظهای است که تمدن کنار میرود و آنچه میماند، انسان است با تمام ظرفیتهای وحشتناکش. (ناظر عزیز از اونجایی که ممکن بود این رو خشونتآمیز در نظر بگیری، باید بگم که من مستقیما از مدیر سایت برای ساختن این پست اجازه گرفتم.)
6 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
این چیزیه که من می خوام به اطرافیانم بفهمونم و مهم تر از اون خودمم بفهمونمش))نمی دونم قطره اشکی که ریخت واسه این بود که به صفحه زیاد زل زده بودم یا از حقیقت تاریک درون آدم ها)) اینکه اگه اخلاقیات نباشن اگه آدم ها رها بشن چقدر دنیا بی رحم میشن و به طور حتم به همین خاطره که خدا بهمون میگه چیکار کنیم چون مغزما صلاحیت تشخیص اشتباه از درست رو ندارا اون یه شیء برای سنجشه نه یه جزء عاقل که اخلاقیات رو به ما آموزش بده))
شاید انسان بودن به داشتن حد و مرزه....
ترسناک
چع باحالهههههه
باحال؟
اینه آدمیزاد. . .