چرا انسان از چیزهایی میترسه که خطر واقعی ندارن؟
خیلی از ترسهایی که تجربه میکنیم هیچ تهدید واقعی ندارن تاریکی لزوماً خطرناک نیست سکوت آسیبی نمیزنه عروسکها زنده نیستن اما مغز ما طوری واکنش نشون میده که انگار با یک تهدید جدی روبهرو شده دلیلش اینه که ترس همیشه بر اساس منطق ساخته نمیشه بر اساس بقا ساخته میشه
مغز انسان یاد گرفته حتی کوچکترین احتمال خطر رو بزرگ کنه چون در گذشته اشتباه در تشخیص خطر مساوی با مرگ بوده برای همین مغز ترجیح میده صد بار اشتباه کنه تا یک بار خطر واقعی رو نادیده بگیره این سیستم هنوز فعاله حتی وقتی خطر واقعی وجود نداره
تاریکی ذاتاً ترسناک نیست اما مغز وقتی چیزی رو نمیبینه شروع به حدس زدن میکنه و حدسهای مغز معمولاً بدبینانهان در تاریکی مغز جاهای خالی رو با بدترین سناریوها پر میکنه به همین دلیله که یک اتاق معمولی در تاریکی میتونه ترسناک به نظر برسه
سکوت کامل برای مغز غیرطبیعیه مغز عادت داره همیشه صدا و نشانه دریافت کنه وقتی سکوت طولانی میشه مغز شروع به ساختن صداهای خیالی میکنه یا احساس حضور به وجود میاد این واکنشها باعث میشن سکوت حس تهدید بده در حالی که هیچ خطری وجود نداره
دنیای امروز پر از چراغ و امنیت و تکنولوژیه اما مغزی که ما باهاش زندگی میکنیم هنوز برای هزاران سال پیش تنظیم شده مغزی که تاریکی رو با شکارچی و سکوت رو با کمین و حرکت ناگهانی رو با حمله یکی میدونه این تضاد باعث میشه ترسهای غیرمنطقی شکل بگیرن
وقتی اطلاعات کافی وجود نداره مغز داستان میسازه همین داستانها پایه ترسهای خیالی میشن از موجودات تاریکی تا سایههایی که انگار حرکت میکنن این ترسها واقعی به نظر میرسن چون مغز اونها رو واقعی پردازش میکنه
فرصت ؟
وایب پست هات و اکانتتو دوست دارم یک وایب ترسناک و روانشناختی می ده
ممنونم