کتابهایی که در تمامی دنیا زبانزد خاص و عام هستند. رمانهایی که فیلمهای زیادی از آنها ساخته شده است و حتی بعضی از آنها به مثالی برای عشق تبدیل شدهاند و محال است شما اسم بعضی از آنها مثل رومئو و ژولیت را تا به حال نشنیده باشید. این کتابها توانستهاند درطول تاریخ جایگاهشان را تثبیت کنند و به اثری ماندگار تبدیل شوند.
عاشقانهای کوتاه از پسری تنها! شبهای روشن از داستایفسکی دربارهی تنهایی پسر جوانی است که در زندگیاش هیچ دوستی نداشته و به نظر خودش تنهاترین است و مفهوم تنهایی را به خوبی درک کرده است. او درد و دلش را به در و دیوار شهر میگوید و غصههایش را با شهر سنپترزبورگ تقسیم میکند. اما شبی دختری را میبیند که به تنهاییاش خاتمه میدهد. دختری رویایی که همهی آن چیزی است که پسر در زندگیاش خواسته است. ناستنکا همان دختر رویایی است که شبی در حال گریه با پسر آشنا میشود. اما او همان ابتدا برای ادامهی این ارتباط برای پسر شرطی عجیب و البته غیر ممکن میگذارد. آن شرط این است که پسر نباید عاشق دختر شود! اما آیا این امر ممکن است؟ آخر این رابطه به کجا میرود؟ داستایفسکی با قلم فوقالعادهاش داستان عاشقانهای کوتاه اما جذاب را به خواننده ارائه میدهد که نظیرش پیدا نمیشود. همچنین رگههایی از فلسفه هم در شبهای روشن مانند بقیه آثار این نویسنده به چشم میخورد.
عشق سالهای وبا دومین اثر محبوب گابریل گارسیا مارکز بعد از صدسال تنهایی یکی از پرفروشترین کتابهای تاریخ، است. عشق سالهای وبا داستان عشق یک جوان لاغر اندام به نام فلورنتین است. او پدرش را در کودکی از دست داده به همراه مادرش یک مغازهی خرازی دارد. اما در جوانی برای کار به تلگراف خانه میرود و آنجا مشغول به کار میشود. این کار داستان عشقی را برای او به ارمغان میآورد که فکرش را هم نمیکرد. او روزی برای رساندن یک تلگراف به خانهی فرمینا میرود و آن جایت که عشق اساطیری آنها آغاز میشود. این کتاب چندین راوی دارد که هرکدام از زبان خود داستان را تعریف میکنند. این موضوع جذابیت داستان را دو چندان کرده است. گابریل گارسیا مارکز ابتدا اجازه نمیداد که از کتابش فیلمی بسازند اما بعد تر یعنی در سال ۲۰۰۷ اجازه داد عشق سالهای وبا تبدیل به یک فیلم شود. البته شایعهها میگوید که او برای این کار ۷ میلیون دلار دریافت کرده است.
«خانوادههای خوشبخت همه مثل هم هستند اما خانوادههای بدبخت هرکدام بدبختی خاص خودشان را دارند.» جملهی بالا جملهی معروفی است که کتاب آناکارنینا اثر لئون تولستوی با آن شروع میشود. بسیاری آناکارنینا را بهترین رمان عاشقانه در طول تاریخ میدانند. لئون تولستوی در آناکارنینا روابط عاشقانهی ۳ زوج را شرح میدهد که به نوعی با یکدیگر ارتباط دارند. اولین زوجی که داستان با آنها شروع میشود آبلونسکی و دالی هستند. روابط آبلونسکی به علت خیانتش به دالی بسیار شکننده شده است. در همین زمان آنا شخصیت اصلی داستان که خواهر آبلونسکی است خبر میدهد که میخواهد به دیدار برادرش بیاید. آبلونسکی از این خبر خوشحال میشود چرا که میتواند به او در روابطش با دالی کمک کند. زوج دیگر داستان لوین است که عاشق کتی خواهر دالی شده و از آبلونسکی برای رسیدن به او کمک میخواهد. زوج اصلی داستان آنا و ورونسکی هستند. آنا زنی متاهل است و پسربچهای ۸ ساله دارد. او زمانی که تنها برای دیدار برادرش با قطار سفر میکند در ایستگاه قطار با ورونسکی دیدار میکند. داستانهای عاشقانهی این ۶ نفر این کتاب را به یکی از بهترین رمان های عاشقانه در تاریخ تبدیل کرده است.
ما نمیتوانیم انتخاب کنیم که عاشق چه کسی بشویم. در این کتاب این جمله به خوبی حس میشود. رومئو و ژولیت دو جوان هستند که با وجود دشمنی دیرینه میان خانوادههایشان عاشق و دلباختهی یکدیگر شدهاند. عشقی اساطیری که به نظر میرسد هیچ راهی برای رسیدن این ۲ عاشق وجود ندارد مگر پس از مرگ آنها. چرا که اگر خانوادهی هرکدام بفهمند که آن ۲ عاشق یکدیگر هستند جانشان را میگیرند. اما سرگذشت این عشق افلاطونی چه میشود؟ ویلیام شکسپیر با زیبایی هرچه تمامتر این عشق را توصیف کرده است. او ما را در این مسیر سخت و دشوار ولی دلپذیر همراه خودش میکند. از دیگر آثار شکسپیر میتوان به مکبث، هملت و شاه لیر اشاره کرد.
بر باد رفته تنها اثر مارگارت میچل است که همین یک اثر یا بهتر است بگویم شاهکارش برای همیشه در تاریخ ماندگار شد. بر باد رفته داستان عشقی جذاب است که شما را به دنبال خود میکشاند. شخصیت اول کتاب بر باد رفته اسکارلت اوهارا است. برخلاف اکثر شخصیتهای اول دختر داستان که باوقار و مظلوم و خانم هستند، اسکارلت دختری سرد و مغرور و ثروتمند با چهرهای بسیار جذاب است. او حاضر است برای رسیدن به خواستههایش هرکاری بکند. اما داستان از جایی شروع میشود که اسکارلت متوجه میشود پسر یکی از زمین داران به نام اشلی قرار است با دختر دیگری ازدواج کند. این مسئله حسادت اسکارلت را شعلهور میکند و به همین سبب اسکارلت به اشلی ابراز علاقه میکند تا بتوانداو را بدست بیاورد. همین موضوع او را وارد داستان جذاب و پیچیدهای میکند. بر بار رفته یکی از بهترین رمان های عاشقانه شناخته میشود. فیلمی هم به همین نام از آن ساخته شده است که مانند کتاب به فروشی بی سابقه رسید و به یکی از ماندگارترین اثر سینمایی تبدیل شد.
من زیاد عاشقانه کلاسیک نمیخونم
ولی غرور و تعصب جین استن رو هم دوست داشتم