7 ماه پیش 5 اسلاید 312 مشاهده

اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

🔗 سازنده پیشنهاد می‌کند:

افسانه سکوت~

دررود کاربر 𝐲𝐮𝐢𝐢 سخن می گوید 🗣️ می خوام دوباره غلمم را به حرکت دربیارم امیدوار...

مشاهده
نظرات بازدیدکنندگان (124)
  • اگه اوداساکو می تونست صفحه ی آخر کتابش چیزی بنویسه به نظرم مینوشت :
    و مراقب او باشید ، با اینکه دارای هوشی فراتر از انسان است اما قلبی دارد که خواهان کلبه ای پر از عشق و محبت است، درست همان چیزی که هیچ جا پیدایش نمی کند !
    او دیگر نیازی به من نداشت ، باید کلبه ی واقعی اش را پیدا می کرد ، جایی در یک جهان دیگر ، پیش کسانی که به او احتیاج دارند.

  • لازمه بگم نتیجه خداست؟

  • یوجی احتمالا سعی می‌کرد خودش رو قانع کنه چند سال عمری که داشته رو تونسته به بقیه کمک کنه_😔

  • @شله زرد
    نجاتش میداد هم عاقبت خوبی نداشتمرگ بهترین پایانه
    ______
    شاید گتو فقط اخرین آغوش رو با گوجو میخواست

    • دقیقا😭😭

    • از کجا میدونی بغلش نکرد-
      همه چیز رو که نشون نمی‌دن-

  • @Violetta
    وقتی یه مدت هردو سکوت میکنین میفهمم تو پیوی تون جنگه،(بوتوکو من با بلیطا رفتم تو بمون خونه مردک زن ذلیل)
    ______
    وایولت باهوشی ها میگم این بلیط ها کو با کی رفتی

  • من دیگه حرفی ندارم واقعا عالی بود✨👌

  • ای‌جونم چه پستی
    بهبه به این کاورر

  • @Violetta
    شله ولی من به اینکه بوتوکو بعد گمشو تو واقعا گم شد مشکوکم نکنه مفقود الاثرش کردی؟
    ______
    منم...

  • زندگی دیگر شوری نداشت، سایه‌ی تباه اندوه بر دژ سنگی قلبش سایه انداخته بود. آفتاب دیرتر طلوع می‌کرد‌. غم کمی بیشتر از شادی‌ها می‌پایید. آری.. می‌گذشت اما سخت می‌گذشت، کمی سخت‌تر از قبل
    چراکه رسالت قهرمان کوچک داستان به اتمام رسیده بود. اهداف، تلاش‌ها، انگیزه‌ها و نبرد ها جایی در قلمروی رویا خشکیده بودند
    هوا سنگین‌ شد، سنگین و سنگین‌تر تا جایی که پلک‌هایش دیگر دوام نیاورد و سرانجام تسلیم شد
    چشمان فرسوده‌اش بسته شد و جهان باری دیگر بر نگاه دوباره جوان شده‌اش تابید
    او آزاد بود
    -
    اینو می‌نوشتم؟

  • نمی‌توانم لرزش دستم را کنترل کنم درست تر باشه شاید؟
    عالی بود

    • (راست میگی_) شاید من از عمد اشتباه نوشتم تا تو بیای درستش کنی تا باهات حرف بزنم😏(بی مز_)
      آره خلاصه من خیلی انتقاد پذیرم

    • بله بله

    • درست تر باشه شاید... شاید درست تر باشه بهتر نیست؟ (الکی ولی فقط محض کرم ریزی)

    • درسته 😄 متوجهش نشدم

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی انیمه