
امدم با پارت ۳ امیدوارم خوشتون بیاد😚😚😗😙
خب کجا بودیم .... یه فکری به سرم زد.با قدرت اب افزاریم اب دریاچه رو کشیدم و باهاش لیدی باگ و کت نوار اوردم پیش خودم. به لیدی باگ گفتم : از گردونه استفاده کن
از زبان لیدی باگ: سریع گفتم : گردونه خوش شانسی. و یه صندلییی بهم داد که بزرگ بود و محافظ داشت به دور و برم نگاه کردم و گفتم :فهمیدم کت نوار تو برو صندلی رو بزار جایی که یه خورده بستنی ریخته کت : به روی چشم باگابو و گفتم یه چیز دیگه گردونه به تو اشاره کرد ولی نفهمیدم منظورش چیه دنریس گفت : فهمیدم. من قدرت خاک افزاری دارم میتونم اونو کنترل کنمو شما اکوماشو بشکنین خیلی خب نرو تا ببینم میتونم انجامش بدم دنریس گفت : حالت بهترین بودن در خاک افزاری😮 داشت کنترلش میکرد که یهو
کت امد گفت: اون داره چیکار میکنه گفتم : داره با قدرت خاک افزاری اونو کنترل میکنه
گفت: پس ما میتونیم اکوماشو بشکنیم کتاکلیزم و رفتیم و اکوماشو شکستیم و همنطور که بقیه شرورا رو شکست میدادیم کار کردیم و گفتیم : بزن قدش
از زبان دایانا : بعد از اکوما گیری و کلی کار دیگه امدم خونه سریع گفتم دنی وقتشه قدرتامو به تو بسپارم و دیدم مرینت یه پیام فرستاده: امروز با آدرین بیا قایق لوکا و جولیکا بهش زنگ زدم و گفتم : چه خبر شده گفت : امروز میخوایم بریم قایق لوکا و جولیکا برای موسیقی شنیدم تو هم موسیقی میزنی گفتم : اره پس میایم.

وقتی صحبت تمام شد . زود یه تیشرت مشکی با یه شلوار مشکی و ساعت مشکی ماهامو هم باز گذاشتم با ادرین رفتیم داخل ماشین و داشتیم میرفتیم که مرینتو دیدیم داشت میومد بهش گفتم سوار شو گفت نه من کار دارم بعدا میام بهش گفتم : هرجور راحتی😉 رسیدیم منم یه گیتار مشکی اورده بودم . یه پسر دیدم که موهای ابی و لباس ابیی که عکس جگد استون روش بود نفهمیدم کی بود. به الیا گفتم که اون کیه ؟ گفت: اون لوکاس قبلا دوست پسر مرینت بود اما هردوشون از هم جدا شدند مرینت امد و پیش ادرین نشست .
از زبان مرینت: یهو دیدم ادرین پرید بغل یه دختر وقتی قیافه دختره رو دیدم فهمیدم کاگامی بود !!!حسابی تعجب کردم اما ناراحتم هم شدم چون دیگه کاگامی امده بود و ادرین همچنان ع.ا.ش.ق اون بود . ودیدم دایانا هم داره گیتار میزنه اما اون هم تعجب کرده بود که کاگامی برگشته😵

و همینطور لوکا هم برای همیشه ناراحت شده بود.موسیقی که تموم شد رفتیم خونه و به تیکی گفتم : میبینی چقدر من بد شانسم😿😿 تیکی گفت: بد به دلت راه نده مرینت تو هنوز میتونی ع.ا.ش.ق کت نوار باشی گفتم : تیکی من هزار بار کت جواب رد دادم و فک نکنم دیگه عاشقم باشه🙊🙊و همینطور بهش علاقه ندارم

خب داستان در پارتای بعدی جالب میشه 😼😻😻
لایک و کامنت یادتون نره😻😻ممنون کیوتای من گه همراهی میکنین😙😙
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ممنون در حال برسیه
عالی بود
پارت بعدی پلیز