در مورد دختر ایرانیه که میره توی تاریخ چوسان
توی جنگل بیدار شد با تعجب به اطرافش نکاه کرد بلندشد نمی دونست چجوری از توی جنگل سر در آورده یادش اومد که توی هواپیما بود رفت دستشویی که کتاب قدیمی که روش قهوه ریخته بود رو تمیز کنه که نوشته ی عاشقانه توی کتاب بود رو خوند و یدفعه ای به طرز عجیبی داخل کتاب کشیده شد (اینجاش مثل سریال نوش جان اعلیحضرت هست) با بهت به اطرافش نگاه کرد کلی درخت های بلند اطرافش بود
بعد مدتی راه رفتن به خونه های چوبی رسید مثل کیدراما ها ، مردم رو دید که هانبوک و لباس های مردونه اون زمان قدیم کره رو پوشیدن شوک شد! مردم با تعجب نگاهش می کردن نه چون قیافه اش به کره ای ها میومد نه لباس مدرنش باخنده زمزمه کرد: فکنم صحنه فیلم برداریه..! بیشتر راه رفت تا به بازار قدیمی رسید مردم بیشتری بهش نگاه می کردن
یدفعه ای مردی با عجله اومد توی بازار و به کره ای داد زد: عالیجناب عالیجناب داره می کشتشون مردم سریع و با عجله دنبال مرد دوییدن و در عرض چند ثانیه کل مردم بازار از بازار بیرون رفتن به اطرافش با بهت نگاه کرد هیچکس نبود خنده عصبی کرد و گفت: صبر کنین منم بیام و بعد راهی که مردم رفته بودن رو دویید و بعد مدتی به جمعیتی زیاد رسید که دور چیزی حلقه زده بودن و حرف می زدناطراف رو دید روی میزی از اون پارچه ها بود که زنای اشرافی روی سرشون می کشیدن(نمی دونم اسمش چیه همینی که تو تصویره🤪😂) برداشت روی شونه اش انداخت و جلو اش رو گرفت تا بقیه لباس های مدرنش رو نبینن
از بین مردم رد شد و جلو تر رفت مردی با لباس های شکار ابریشمی و یه شمشیر توی دستش وایساده بود تا قیافه اش رو دید خشک اش زد کپی جی چانگ ووک بود از زنی که کنارش بود آروم پرسید: آجوما(یعنی خانم مسن) اون کیه؟ زن: اون پارک ته جونگ پادشاه ۱۰ چوسان هست( واقعی نیست) آ.ت(آت تویی هر اسمی میخوای جاش بذار): چرا این طوریه؟ زن اروم تر جواب داد: میگن ر.و.ا.ن.ی هست ذهن آت: یا خدا این کیدراما اس دیگه؟ ولی خبری در مورد این سریال جی چانگ ووک چیزی نشنیده بودم
نخست پین ؟
عالی بودددد
تنک یو😍😁