بریم که بخونیم😁😉
چشماش رو بست از زندگی خسته بود... بعد مدتی به خواب رفت _آت.... صدای زمزمه ای ملایم و خاص چشماش رو باز کرد چشماش رو باز کرد زیر درخت بید مجنون بود برگ ها 🍂🍃با ملایمی با باد می رقصیدن خورشید ☀️از لای برگ ها عبور می کرد ولی باز هم توی سایه بود _آت.... از روی چمن بلند شد و نشست به کنارش نگاه کرد
از روی چمن بلند شد و نشست به کنارش نگاه کرد که دید اش با اون لبخندی که همیشه همه جا رو روشن می کرد زمزمه کرد: جی هوپ.... جی هوپ لبخندش عمیق تر شد صورتش رو نزدیک به آت کرد و زمزمه کرد :جانم؟ (قلب نویسنده به فنا داره میره😂😍) اشک توی چشم های آت جمع شده بود زمزمه کرد: اینجا کجاس؟ جی هوپ دستش رو زیر چونه اش گذاشت🤔 و گفت: تا جایی که میدونم ،الان با هم اومده بودیم پیک نیک ، انقدر دوییدیم که خسته شدیم و برات داستان تعریف کردم و خوابیدی
آت: ولی من اینجا...با تو... چیکار می کنم؟ جی هوپ دستش رو زیر چونه آت گذاشت و زمزمه کرد :هیچ وقت رویاهات رو دست کم نگیر من الان پیشتم و دستش رو دور کمر آت حلقه کرد و زمزمه کرد: دوست دارم چشماش رو با گیجی باز کرد خودش رو توی اتاقش دید آهی کشید اشک توی چشماش جمع شد زمزمه کرد :منم دوست دارم جی هوپ....💔💜
مدتی بود که وقتی می خوابید توی خواب می رفت پیشه جی هوپ و کلی با هم حرف می زدن طوری شده بود که دوست داشت همش بخوابه که توی رویاهاش بره پیشه جی هوپ وقتی پیشش بود همه چیز رو فراموش می کرد _ صبر کن آت آت می خندید و فرار می کرد صدای دریا با صدای خنده های آت و جی هوپ ملودی جذابی ساخته بود دستی از پشت دور کمرش حلقه شد و گرفتش🫂
جی هوپ با عشق سرش رو توی موهای آت فرو کرد و زمزمه کرد: عاشق بوی شکلات🍫 موهاتم آته من....:) آت چشمش رو بست حتی رویا هم با جی هوپ رویایی و عالی بود آت زمزمه کرد: جی هوپ ،من میخوام پیشت بمونم جی هوپ با تعجب گفت: ولی خودت که میدونی این دنیای خیاله اکه بخوای بمونی.... آت وسط حرفش پرید و گفت: اشکال نداره
جی هوپ زمزمه کرد :مطمئنی؟ آت به چشمش زل زد و زمزمه کرد: تا حالا انقدر مطمئن نبودم جی هوپ دست آت رو گرفت و زمزمه کرد :دوست دارم❤ ، بیا بریم و شروع کردن قدم زدن فردا صبح شد دیگه آت هیچ وقت بیدار نشد با لبخند زیبایی به خواب عمیق رفته بود با قلبی🫀 که دیگه نمی تپید و در رویا فقط برای جی هوپ می تپید 🤥تا به حال انقدر توی زندگی شاد نبود🥺🖤💔 :)
عالییییی💜
میدونی چرا پستات اینقدر سخت منتشر میشه؟ برای اینه که فیکشنه. من قبلا با یه اکانت دیگه ناظر بودم و توی قوانین انتشار، فیکشن ممنوعه. خلاصه که اگه منتشر نمیشن ناراحت نباش🤍
عالی بوددد😭
ممنونم🤥💜
منم واقعا یبار خوابشو دیدم
ولی داستان فرق داشت
یعنی مر...د؟
آره آت مرد....💔
اخی
عرررررر
عام... این ف. یکشن نیست احیانا؟ سواله...
قشنگ بود🖤
ممنونم عزیزم💜