
قراره هیجان انگیز و کمی غمگین باشه
از زبان مرینت : حالا میراکلس عقاب رو داشتیم همراه با ۱۰ روز وقت . مرینت : تیکی من نمیتونم بقیه رو به خطر بندازم . تیکی : منظورت چیه مرینت : من تنها به جنگ هاک ماث میرم . تیکی: مرینت خطرناکه نمی... مرینت: تیکی من مطمئنم لیری بال های حقیقت من مکان هاک ماث رو میخوام خب خب پیدات کردم . صبر کن اون یک دختر جوانه اسمش لایلاست اما چرا تیکی: مرینت باید به بقیه بگی مرینت : نه لیری بال حقیقت را جمع کن تیکی اسپاتوس اس مرینت : من به تنهایی این کار رو میکنم نمیزارم کسی آسیب ببینه
از زبان آدرین: مرینت رو پیدا نمی کردم نگران بودم اما میدونستم از پس خودش بر میاد. داشتم میرفتم پیش الیا که پلگ عین جت اومد پیشم با کلافگی گفتم : پلگ وقت کممبر نیست پلگ: برو بابا کممبر چیه تیکی بهم پیغام داره مرینت میخواد تنها با هاک ماث بجنگه نام واقعی هاک ماث هم لایلا راسیه آدرین با تعجب: چی لایلا پلگ: می شناسیش؟ آدرین: قبل از مرینت اون دوست دخترم بود ( ماشاالله چقدرم زیادن مرینت کاگامی لایلا آدرین: ساکت باش ) روزی که با مرینت ازدواج کردم
آدرین: چییییییییییییییییی مرینت چی کار کرده ؟ پلگ: تصمیم گرفته به تنهایی با هاک ماث مقابله کنه آدرین: پلگ تیکی در مورد مکان هاک ماث چیزی بهت نگفت؟ پلگ: نترس میدونم کجاست برو بقیه رو خبر کن آدرین : باشه باشه از زبان آدرین: به همه خبر دادم تبدیل شدم و به سمت مخفیگاه هاک ماث رفتم الیا همه اش داشت گریه میکرد اعصابم خورد شد و گفتم: الیا لطفا بس کن الیا : ب باشه عالیس : آروم باش مرینت رو پیدا میکنیم الیا: نمیتونم خدای من اون رفته عالیس : ما میدونیم کجاست داریم میریم اونجا پس خودت رو کنترل کن
از زبان مرینت: اونجا بودم جلوی در مخفیگاه هاک ماث به حالت عادی برگشتم یک شنل پوشیدم و در زدم یک دخترجوون در رو باز کرد و گفت : سلام خانم کاری داشتید مرینت: آه بله میتونید به من کمک کنید؟ دختره: بله من لایلا هستم بیاید داخل مرینت : اوه ممنون امیدوارم به آرزو هات برسی ( مرینت تو دلش : ایشالا نرسی 🤪🤪) لایلا: من فقط یک آرزو دارم مرینت : جه آرزویی لایلا : من آرزو دارم که
_ من آرزو دارم که بتونم مرینت دوپن چنگ رو بکشم مرینت : برای چی لایلا : اون عشق من رو دزدید مرینت : خب عشق تو کیه لایلا : آدرین مرینت : خب ناراحت نمیشی من یه جیزی بگم ؟ لایلا : بگو مرینت: تیکی خال ها روشن سورپرایز من مرینتم لایلا : چ چی مرینت : میخوای آرزو کنی درسته و میدونی که حدود ۸ روز دیگه دنیا به پایان میرسه اگه میراکلس تو به جعبه میراکلس ها برنگرده لایلا : برام مهم نیست نورو بال های تاریکی مرینت : هاک ماث لایلا : من تو رو میکشم.
پایان ببخشید دیر شد بچه ها این هفته کلا معلما دارن از درس های قبل امتحان میگیرن دیگه ببخشید دیر شد
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بودد
سلام عالی بود پارت بعدیش کی میاد
معرکه بود 😍😍
به داستان منم سر بزنید😉
عالی امیدوارم امتحاناتت رو عالی بدی و هرچه زودتر تموم شه
سلام عزیزم انشاالله در امتهان تفکرت موفق باشی
سلاااممم ممنون از همه خیلی خوبید امروز امتحان ترم تفکر دارم برام دعا کنید راستی امروز تست دادم بوسسس
خیلی خوب و قشنگه
ولی میتونم بپرسم مرینت چرا هویتش را لو میده ؟
عالی بود
عالی بود
واییی عالیه 😍😍😍
دنبالت کردم عزیزم لطفا دنبالم کن 💖 ممنون