
«آبلوموفیسم، مفهومی که از رمان «آبلوموف» ایوان گونچاروف آمده، به بیعملی و خستگی، دوری از احساسات و روی آوردن به خواب و فیلم دیدن برای گذراندن روز ها اشاره دارد. که امروز قراره این بیماری رو باهم بررسی کنیم.

«آبلوموفیسم از نام شخصیت آبلوموف تو رمان روسی گرفته شده. یعنی همون بیانگیزگی و تنبلی مزمن که بعضی وقتها انگار آدم هیچ کاری نمیخواد بکنه! اما این فقط یه عادته؟ یا یه موضوع روانشناختیه که پشتش داستان داره؟»

در رمان «آبلوموف»، ایلیا ایلیچ آبلوموف یک اشرافزاده جوان و مهربان است که قادر به انجام تصمیمات مهم یا انجام اقدامات قابل توجه نیست. او بیشتر اوقات در رختخواب میماند و در فصل اول رمان، تنها از رختخواب به صندلی منتقل میشود. این شخصیت نماد «انسان اضافی» در ادبیات روسیه قرن نوزدهم است اما بعدها روانشناس ها هم بهش توجه کردن چون نشون میده چطور ذهن میتونه انگیزه و فعالیت فرد رو کنترل کنه و گاهی جلوی حرکت و تغییر زندگی رو میگیره.»

«آبلوموفیسم یعنی یه حس بیانگیزگی دائمی، یه حس بیانگیزگی مزمن که آدم انگار نمیتونه کاری انجام بده یا تصمیم بگیره. آدمای مبتلا به آبلوموفیسم حتی کارای ساده روزمرهشون رو هم به تعویق میندازن و ترجیح میدن کاری نکنند تا اینکه شروع کنند.

«آبلوموفیسم فقط یه عادت نیست؛ پشتش ریشههای ذهنی و اجتماعی هم هست. اول از همه، از شخصیت آبلوموف تو رمان روسی میبینیم که محیط و تربیتش باعث شده کمتحرک و منفعل بشه. از نگاه روانشناسی، عواملی مثل ترس از شکست، اضطراب، نداشتن هدف روشن میتونن باعث بشن آدم به این حالت برسه. بعضیها هم معتقدن که جامعه و شرایط زندگی مثل فشار زیاد میتونن این حالت رو تقویت کنن. البته باید در نظر بگیریم که در برخی از متون پزشکی، «سندروم آبلوموف» به حالتی اطلاق میشود که در آن فرد پس از یک بیماری طولانیمدت، تمایلی به بازگشت به فعالیتهای عادی ندارد. این وضعیت ممکن است به عنوان یک مقاومت روانشناختی در برابر بازگشت به زندگی اجتماعی و عادی تفسیر شود. یعنی ترکیبی از ذهن، احساس و محیط باعث میشه فرد به این نقطه برسه.

«آبلوموفیسم یه حالت یکنواخت نیست و میتونه شکلهای مختلفی داشته باشه: 1. آبلوموفیسم فعال-فکری: فرد مدام فکر میکنه، برنامه میریزه و تحلیل میکنه، اما هیچ عملی انجام نمیده. ذهنش پر از ایده است اما بدنش ساکنه. 2. آبلوموفیسم منفعل: فرد نه برنامهریزی میکنه، نه کاری انجام میده و حتی به فعالیتهای ساده هم علاقهای نداره. 3. آبلوموفیسم اجتماعی: تمایل به فعالیت اجتماعی و ارتباط با دیگران خیلی کم میشه؛ فرد بیشتر تنها میمونه و از تعاملات اجتماعی فاصله میگیره. 🔷 دستهبندیها به ما کمک میکنن بفهمیم آبلوموفیسم چطور تو زندگی روزمره خودش رو نشون میده و چطور میشه باهاش برخورد کرد.»

«تشخیص آبلوموفیسم معمولاً از ترکیب مشاهده رفتار و بررسی روانشناختی انجام میشه. روانشناسا با پرسشنامهها، مصاحبهها و تستهای انگیزشی میتونن میزان رخوت و بیانگیزگی فرد رو بسنجن. گاهی هم نگاه به سبک زندگی و واکنشهای روزمره فرد کافی است: آیا کارها رو پشت گوش میاندازه؟ آیا حتی کارهای ساده رو هم شروع نمیکنه؟ آیا احساس بیاهمیتی و بیانگیزگی داره؟ این شاخصها کمک میکنن تا بفهمیم مشکل صرفاً تنبلی نیست، بلکه یه روند روانشناختی عمیقتر در کاره.»

«خیلیها فکر میکنن آبلوموفیسم یعنی تنبلی یا کسلی، اما واقعیت فرق داره. کسلی یا بیحوصلگی معمولاً موقت و گذراست؛ آدم میتونه با یه انگیزه کوتاه یا یه حرکت کوچیک دوباره فعال بشه. آبلوموفیسم اما یه روند عمیقتره: ذهن فعال ممکنه پر از فکر باشه، ولی بدن و تصمیمات آدم گیر کرده. کارها عقب میافتن، انگیزهها از بین میرن و این حس بیانگیزگی طولانیمدت میمونه. فهم این تفاوت کمک میکنه به جای سرزنش خودمون یا دیگران، راهکار درست پیدا کنیم.»

آبلوموفیسم چیزی نیست که نشه باهاش کنار اومد. قدم اول، شناختش و درک اینه که این حالت نشونه ضعف شما نیست؛ فقط ذهن و بدن شما یه جور “کُند شدن” رو تجربه میکنن. راهکارها میتونن ساده باشن: کارها رو به بخشهای کوچیک تقسیم کن، حتی یه قدم کوچک به جلو هم پیشرفته! کمی فعالیت روزمره، یادداشت کردن اهداف کوتاه و حمایت دوستان یا خانواده خیلی کمک میکنه.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ویژههه
پست قبلیم رو درخواست دادم
بررسی که شد بعدش این رو درخواست میدم😃
خیلی عالی بود
ممنونم