کاورمونو تقدیم میکنیم به ChιHƗrό که عاشق اومه میاست😔♠
10 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
کاورمونو تقدیم میکنیم به ChιHƗrό که عاشق اومه میاست😔♠
محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.
سلام من تازه اومدم ممنون میشم اگه حمایتم کنید و بهم امتیاز بدین 😭🎀
پین؟
با میکاسا میرم گردش(ازش متنفرمممم)
کازوتورا میدزدتم(قطعا اگه بگم چرا منو دزدیدی میگه تقصیر مایکیه)
تاکمیتچی(به قول مایکی)خبر دار میشه(چرا اون شخصیت اصلی ای که ازش متنفرم)
به گوجو خبر میده و اون نگرانم میشه(ای جاننن)
و در نهایت اوداساکو نجاتم میده(من خیلیی خوشحالم)
جوجو
باشد که خاکستر شوند
| 3 هفته پیش
اینجاست که شاعر میفرماید :
Mama I'm in love with a criminal
__________________
واییییی من ۲۴/۷ این اهنگو گوش میکنم اصلا قشنگ حالمو توصیف میکنه خیلی محشرههه🛐
عالی بود سازنده💅🌷
قرمان شما
با هانجی میرم گردش(انشالله از دست رفیقای تایتانیش سالم برمیگردم🗿💅 )
ویلیام منو میدزده(عرررررررررررر...*این کاربر رو از دست دادین🎀)
یوجی متوجه میشه میره به گوجو میگه اونم نگران میشه(قربون نگرانیش بششششممم مننننن)
و در اخر شرلوک منو نجات میده
کاملااا منطقیست اما مشکل اینجاست الان لیام و شرلی دارن براهم قربون صدقه میرن من این وسط تنها شدمT_T
اصلا من میرم پیش گوجو ژونم که نگرانم بودT_T
برید شرلوک رو بزنید ویلیام مال خودمه نه اونT_T
با میکاسا رفتم گردش ویلیام دزدیم ناروتو فهمید رفت به گوجو گفت در نهایت شرلوک نجاتم داد
ویلیام و شروع دعواشون میشه الان
وایسا خب اگه ویلیام منو بدزده چرا من باید برگردم هاااااا؟شرلوک برو خونتون
با میکاسا رفتم گردش کازوتورا میدزدتم ناروتو خبر دار میشه میره به مایکل میگه مایکل نگران میشه... لیوای نجاتم میده💃
(تصور همچین چیزی هم سخته...)
احساس میکنم کل شانس زندگیم بخاطر اینکه لیوای در بیاد رفت...🤡
با نوبارا رفتم بیرون کازوتورا منو دزدید تاکه میتچی فهمید و به مایکی گفت و مایکی نگران شد و اخرش سوگورو منو نجات داد
انگار توکیو ریونجرز و جوجوتسو رو قاطی کردن😂
😂😂
دازای منو دزدید،اودا زد پس کلش نزاشت منو بدزده.دعوا خانوادگی شد😂
دارک شددد
با هانجی میرم ویلیام منو میدزده یوجی به گوجو میگه گتو نجاتم میده
آقا قبول نیست
اگه ویلیام بدزده من برنمیگردم
منم جا تو بودم همینجوری بود
قبول نیستتت