31 اسلاید پست توسط: ⚛️ɴᴏᴠᴀᴍᴀᴛᴛᴇʀ انتشار: 2 ساعت پیش 400 مرتبه مشاهده شده گزارش ذخیره در مورد علاقه ها افزودن به لیست


لینک کوتاه

توجه!

محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.

  • جهت اطلاع از قوانین و شرایط استفاده از سایت تستچی اینجا را ببینید.
  • اگر محتوای این صفحه را نامناسب یا مغایر با قوانین کشور تلقی می نمایید می توانید آن را گزارش کنید.

سایر تست های سازنده

نظرات بازدیدکنندگان (122)
  • راستی...
    🔹طراحی پوستر🔹عکس نتیجه🔹 و کاور🔹
    این پارت و پارت قبلی با کاربر ᴍᴀʜʟᴀ بوده🌹

  • imageEmy and Amy
    voldemort twins

    اس ۲۷: دفعه ی پیش هم یک چیزی شبیه این بود

  • imageآندیا❣
    بی خیال از هر خیال :)

    خب بزارین منم بگم: من کلاس چهارم ، پنجم بودم؛ با دوستام یه بازی میکردیم، اینجوری بود که توی چهار گوشه ی کلاس وامیستادیم و هی راه میرفتیم میزدیم پشت هم ( بازی چهار گوشه، فصل دوم روباه نه دم) که یهو یکی از دوستام حرکت نکرد، فکر کردیم داره سر به سرمون میذاره انا بعد که تعداد رو شمردیم واقعا پنج نفر شده بودیم😱

  • imageꜱᴏᴊɪɴ
    عشقم𝑀𝒶𝓎𝒶@

    سیسی اگر پارت سه میسازی منم هستم؟
    من همونم که گفتم خونه تنها بودم یهو صدای چک چک آب اومد و رفتم ظبط تلوزیون روشن کردمو و یهو برق رفت و کلا این من بودم
    کی میسازی پارت سه رو؟

  • 44 روز تا شروع مدارس(باز آمد بوی ماه مدرسه...)

  • imageFenes
    اوه چیشد از چشمم افتادی!

    روم تاثیر گذاشته بود عملا فلج شده بودم بعد با خودم میگفتم جن ها اومدن دارن مامان بابام رو یه کاری میکنن اینا بعد اقا بابام میوفته دنبال این گربه بعد ما کلا بالکنمون از شیشه هست کل اون دیوارش بعد پنجره بالکن که باز بوده گربه مبره اونجا از اونجا میوفته پایین اما فرود میاد روی یه بند بعدش هم میپره رو زمین خیلی عجیب بود خداییش بعد هنوز ما نفهمیدیم گربه چجوری اومده تو در صورتی که از پنجره هم نمیتونسته بیاد چون ما طبقه دوم هستیم
    پ.ن: داشته نون میخورده گربه 😅

  • imageFenes
    اوه چیشد از چشمم افتادی!

    منم بگم؟یه شب با مامان و خواهرم یه چیز ترسناک خوندیم بعد رفتم پیش مامانم خوابیدم(خداییش خیلی ترسناک بود)بعد ابجیم هم اومد بابام چون گرمش بود رفت تو اتاق ما مامانم هم نرفت اتاقشون اومد توی اتاق مهمان که اولین اتاقه و به در نزدیک تره اقا نصف شب مامانم پا میشه بره اشپزخونه اب بخوره میبینه صدای پلاستیک و خش خش میاد برق رو که روشن میکنه یه گربه سیاه اونجا بود فرار میکنه هی تو خونه میدویده بعد مامنم بابام رو صدا میکنه اقا منم همون موقع از خواب میپرم سر و صدا ها رو میشنوم اما اینقدر اون داستان ترسناکه

  • imageFenes
    اوه چیشد از چشمم افتادی!

    فقط منم که به قد ۱۸۰ سازنده دقت کردم برگام ریخت😂

  • imageهویداهمایون🇮🇷
    خواب‌شیرینم@اسپایدرشیرین

    ترسناک ترین خاطرم وقتی بود که میخواستم وارد تستچی شم ولی سایت تا 1 ربع ارور میداد

  • image🎀ronika🎀
    بی حوصله

    هر وقت اتفاق ترسناکی میوفتاد به مامانم میگفتم همش بهم میگفت (توهم میزنی بابا خودت انقد فیلم ترسناک میبینی میخای ما رو بترسونی خ‌ر خودتی😶)البته مامانم خیلی ترسو عه بخاطر همین حرفای منو باور نمیکنه😞

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید.