در جایی که مه، مرزِ رؤیا و واقعیت را پاک میکرد، قویی با دلی آبیرنگ چشم به قویی دیگر دوخته بود. نه برای دیده شدن، بلکه برای دوست داشتن در سکوتی که هیچکس صدایش را نمیشنید.
4 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید